عملیات سایبری
زندگی زیباست اما شهادت زیباتر
                                    
درباره وبلاگ


نويسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 217225
  • تاريخ ايجاد وبلاگ :دوشنبه 16 فروردین 1389 
  • تعداد کل نظرات : 130
  • تعداد کل پست ها : 606
  • آخرين بروز رساني : سه شنبه 21 خرداد 1392 

کدبنر سایت یزد آوا
دوشنبه 23 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
دوشنبه 23 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
دوشنبه 23 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313














دوشنبه 23 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
استاندار بوشهر:
رئيس جمهور مصداق واقعي همت مضاعف است

خبرگزاري فارس: استاندار بوشهر گفت: مصداق واقعي همت و كار مضاعف شخص رئيس جمهور است.


به گزارش خبرگزاري فارس از بوشهر، ابوطالب شفقت يكشنبه شب در نشست شوراي اداري استان بوشهر اظهار داشت: ايشان در اجراي عدالت، خدمت‌رساني و تلاش يك نمونه است.
وي با اشاره به فرمايشات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسئولان نظام، رضايت ايشان از مردم را اتفاقي مبارك دانست و تصريح كرد: اساس جمهوري اسلامي بر ايمان به خدا استوار است و هر قدر ايمان و تقوا را تقويت كنيم مي‌توانيم همت را مضاعف كنيم.
استاندار بوشهر افزود: در سرمايه‌گذاري و كارآفريني، بهداشت، تقويت فكر و انديشه، مبارزه با فقر و فساد بايد همت مضاعف و كار مضاعف داشته باشيم.
شفقت با اشاره به حضور پرشور كاروان راهيان نور استان بوشهر در مناطق عملياتي جنوب خاطرنشان كرد: استان بوشهر با برنامه‌ريزي مناسب ميزبان حدود 45 هزار نفر در مقرهاي اسكان كاروان‌هاي استان بوشهر بود.
وي از رئيس جمهور، معاول اول رئيس جمهور، وزير نفت، هيئت مديره شركت نفت، امام جمعه، نمايندگان مجلس خبرگان و مجلس براي اجرايي شدن مصوبات وزارت نفت در بوشهر قدرداني كرد و گفت: توسعه متوازن در كل استان بوشهر از برنامه‌هاي اولويت دار است بخش‌هاي كشاورزي و توسعه منابع آبي نيز از حوزه‌هاي مهم هستند.
استاندار بوشهر با تاكيد بر ساماندهي بازار گناوه خاطرنشان كرد: اشتغال، مسكن و مسائل فرهنگي از برنامه‌هاي مهم در سال‌ جاري است كه روي آن‌ها متمركز مي‌شويم.
شفقت با اشاره به اينكه براي جذب نيروي در صنايع نفت و گاز استان بوشهر برنامه‌داريم، بيان داشت: براي اين منظور جلسات كارگروه اشتغال و سرمايه‌گذاري استان بوشهر در عسلويه و حتي شركت‌هاي نفتي و گازي مهم استان برگزار مي‌كنيم.
وي با بيان اينكه علما، روحانيون، مردم، مديران و... براي تحول فرهنگي در استان بايد مشاركت كنند، عنوان داشت: همه دستگاه‌ها و نهادهاي اجرايي در مسائل فرهنگي و تقويت آن نقش دارند و بايد گزارش‌هاي فرهنگي خود را ارائه كنند.
استاندار بوشهر اظهار داشت: قانونمداري، مبارزه با تهاجم فرهنگي، تقويت كرسي‌هاي آزادانديشي از جمله محورهاي عمده برنامه‌هاي فرهنگي است.
شفقت با اشاره به اينكه تدوين نظام جامع بومي‌سازي فرهنگي از ديگر برنامه‌هاي فرهنگي در سال جاري است، گفت: پيوست فرهنگي در طرح‌هاي عمراني بزرگ نيز در اولويت برنامه‌هاي امسال است.
وي خاطرنشان كرد: تشكيل كارگروه رفاه و توانمندسازي محرومان از برنامه‌هاي سال جاري است كه در اين كارگره نيازهاي اوليه محرومان، شناسايي خيرين، توسعه اشتغال محرومان با مشاركت بهزيستي، كميته امداد و... دنبال مي‌شود.
استاندار بوشهر فعال كردن بنياد تعاوني كارآفرين و شركت‌هاي زيرشاخه آن براي افزايش سهم فعاليت‌هاي اقتصادي مردم بوشهر را مورد تاكيد قرار داد.








خلاصه مهمترين رخدادهاي ايران و جهان از ساعت 20 يکشنبه تا ساعت 7 بامداد دوشنبه
تهران - خلاصه مهمترين رخدادهاي ايران و جهان در 11ساعت گذشته (از ساعت 20 يکشنبه تا ساعت 7 بامداد دوشنبه) که روي خروجي هاي ايرنا منتشر شده، به شرح زير است:

** نماينده مجلس ملي پاکستان: جهان اسلام از فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران حمايت مي کند
اسلام آباد - نماينده مجلس ملي پاکستان با محکوم کردن تهديد ايران به حمله اتمي از سوي آمريکا تصريح کرد: جهان اسلام از فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران حمايت مي کند.

** اتحاديه عرب درباره خطرات طرح هاي رژيم صهيونيستي در قدس هشدار داد
تهران - اتحاديه عرب درباره خطرات طرح هاي رژيم صهيونيستي در قدس هشدار داد و يادآور شد که اين رژيم قصد دارد تا سال 2020 ، تعداد فلسطيني ها را در اين شهر کاهش دهد.

** متکي: ايران از تثبيت ثبات و امنيت در قرقيزستان حمايت مي‌کند
وزير امورخارجه جمهوري اسلامي ايران گفت: ايران از تثبيت ثبات و امنيت در قرقيزستان حمايت کرده و آمادگي دارد تمام تلاش خود را در اين راستا به کار گيرد.

** مدير کل خليج فارس با وزير امور خارجه عربستان ديدار کرد
رياض - "محمد جلال فيروزنيا " مدير کل خليج فارس و خاورميانه وزارت امور خارجه روز يکشنبه در جريان سفر خود به عربستان سعودي با " سعود الفيصل" وزير امور خارجه اين کشور ديدار و گفتگو کرد.

** رييس نيروگاه اتمي بوشهر: آخرين مرحله تست اين نيروگاه آغاز شده است
بوشهر - رييس نيروگاه اتمي بوشهر گفت: آخرين و اصلي ترين مرحله تست نيروگاه اتمي بوشهر همزمان با 20 فروردين روز ملي فناوري هسته اي آغاز شده است و به مدت يک‌ماه ادامه دارد.

** مقام افغان :خارجي ها در حملات تروريستي افغانستان دست دارند
کابل – والي هلمند افغانستان از دخالت برخي نيروهاي خارجي در راه اندازي حملات انتحاري و انفجارها بويژه در جنوب اين کشور خبر داد.

** رييس جمهوري عراق با پادشاه عربستان ديدار کرد
رياض - "جلال طالباني" رييس جمهوري عراق، روز يکشنبه در جريان سفر دو روزه خود به عربستان سعودي با ملک"عبدالله بن عبدالعزيز" پادشاه و ديگر مقامات سياسي اين کشور ديدار و گفت‌وگو کرد.

** رژيم صهيونيستي در صدد ايجاد برج ديدباني در جنوب لبنان است
بيروت- رژيم صهيونيستي در صدد ايجاد برج ديدباني جديد در مناطق اشغالي خاک لبنان در مقابل شهرک عديسه در جنوب لبنان است.

** رييس جمهوري ويتنام خواستار سرمايه گذاري عربستان سعودي در کشورش شد
تهران _ رئيس جمهور ويتنام که در حال حاضر از عربستان سعودي ديدن مي کند ضمن دعوت از سرمايه داران سعودي به سرمايه گذاري در کشورش متعهد شد تمام مشکلات احتمالي در اين روند حل وفصل کند.

** تلاش کلينتون براي توجيه عدم حضور نتانياهو در يک اجلاس هسته‌اي
تهران- در پي تصميم نخست وزير رژيم صهيونيستي به عدم حضور در يک اجلاس سران در مورد امنيت هسته اي در واشنگتن که ظاهرا از بيم مطرح شدن دستيابي اين رژيم به زرادخانه هسته اي صورت گرفته است، هيلاري کلينتون کوشيد چشم خود را به روي اين تصميم نتانياهو ببندد.

** نماينده مجلس سنا پاکستان: تلاش هاي غرب براي ايجاد محدوديت عليه ايران ناکام خواهد ماند
اسلام آباد - نماينده مجلس سنا پاکستان با بيان اينکه سياست محدودسازي جمهوري اسلامي ايران در نظام بين الملل نادرست و تنش زا است، تاکيد کرد: تلاش هاي غرب براي ايجاد محدوديت عليه ايران ناکام خواهد ماند.

** قدرت‌نمايي ضعيف دمکراتها در برخي از شهرهاي آمريکا
نيويورک – محبوبيت باراک اوباما رييس جمهوري آمريکا در کشورش در سيري شتابان در حال سقوط است و پس از گذشت يکسال , اکنون آمريکايي ها از او مي خواهند شعار دادن را متوقف و به وضعيت بيکاري و فقري گسترده که دامنگير کشورشان شده , توجه کند.

** سياستمدار آلماني: نتانياهو بخاطر سلاح‌هاي اتمي اسراييل در نشست واشنگتن شرکت نمي‌کند
برلين - حقوقدان آلماني و عضو سابق کميسيون سياست خارجي و امنيت ملي پارلمان اين کشور، عدم شرکت نخست وزير رژيم صهيونيستي در نشست هسته اي واشنگتن را ناشي از ترس وي از صحبت درباره سلاح هاي هسته اي اين رژيم دانست.

** مشارکت گسترده مردم سودان در اولين روز انتخابات
تهران- اولين روز انتخابات چند منظوره و پيچيده سودان که در ربع قرن گذشته سابقه نداشته است، برغم تحريم آن از سوي چند حزب مخالف دولت کنوني و تلاش هاي آمريکا براي تعويق آن، صبح روز يکشنبه آغاز شد و گزارش ها حاکي از استقبال گسترده مردم است.

** خبرگزاري غيرمتعهدها: ايران با سيستم جديد موشکي خود قادر به انهدام هواپيماهاي جنگي پيشرفته است
کوالالامپور - خبرگزاري غيرمتعهدها روز دوشنبه با انعکاس سخنان وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح ايران درباره راه اندازي سيستم جديد موشکي، نوشت: ايران با سيستم جديد موشکي خود قادر است هواپيماهاي جنگي پيشرفته را منهدم کند.

** افزايش کشته‌ها در ناآرامي‌هاي تايلند و وخامت اوضاع در اين کشور
کوالالامپور- تظاهرکنندگان مخالف دولت تايلند موسوم به سرخپوشان بر ادامه تجمعات خود تا سقوط دولت اين کشور تاکيد کردند و پس از آنکه در خشونت بارترين درگيري هاي سياسي دو دهه اخير در اين کشور 20 تن کشته و بيش از 800 نفر مجروح شدند، اوضاع بانکوک وخيم گزارش شده است.

** سوسياليست‌هاي مجارستان شکست خود را در انتخابات پذيرفتند
تهران- حزب سوسياليست مجارستان شکست خود را در انتخابات پارلماني روز يکشنبه در اين کشور پذيرفت و حزب فيدز يک حزب راست ميانه رو به تنهايي موفق شد اکثريت 386 کرسي مجلس را احراز کند.







دوشنبه 23 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313

بررسی بحران افغانستان از منظر ژئوپولیتیک

منابع مقاله:

فصلنامه معرفت، شماره 43، سلیمی، عبد الحکیم؛

 


 چکیده

بحران افغانستان به عنوان یک بحران منطقه ای، که تاثیر قابل توجهی بر محیط بین المللی دارد، از دو زاویه قابل بررسی است: یکی بررسی جامعه شناختی بحران از دیدگاه جامعه شناسی سیاسی، دیگری بررسی بحران از دیدگاه روابط بین الملل.

از منظر جغرافیای سیاسی، آیا بحران کنونی افغانستان متاثر از ساختار جغرافیایی و موقعیت راهبردی آن کشور است یا خیر؟ با توجه به این نکته، که همواره نقاط بحرانی جهان با نقاط راهبردی منطبق اند، آیا افغانستان که کانون بحران گردیده، از چنین موقعیتی برخوردار است؟ چرا هر روز این بحران ابعاد گسترده تری پیدا می کند؟

نقش هر کشور در سیاست ملل و حوزه فعالیت آن در روابط بین المللی، بیش تر تابع موقعیت جغرافیایی و ارتباط آن با کشورهای همسایه (قدرتمند یا ضعیف) و نیز نقش آن در رقابت بین قدرت های بزرگ جهانی است. کشوری که دارای موقعیت ممتاز سیاسی - جغرافیایی است، در صورتی که با توجه به اصول و مبانی جغرافیای سیاسی، به صورت کارامد و مثبت وارد صحنه بین المللی شود، موجب اقتدار و عزت بین المللی آن کشور می گردد، وگرنه موقعیت جغرافیایی و راهبردی در جهت عکس عمل می کند و بحران آفرین می گردد; زیرا با توجه به مهارت های انسان در بازی های بین المللی و تحول فن آوری، امروزه دیگر سیاست های جغرافیایی صرفا به معنای رقابت راهبردها در سطح جهان نیست، بلکه مجموعه پیچیده ای از نیروهای متخاصمی است که بر سرزمین هایی با ابعاد کوچک به نزاع و رقابت می پردازند و هدفشان، یا اثبات تفوق سیاسی خود است یا بیرون راندن رقیب یا رقبای خود از صحنه. به نظر می رسد افغانستان، که امروزه کانون بحران گشته، متاثر از چنین طرز تفکری حاکم بر روابط بین المللی است.

این مقال، از این منظر درصدد تحلیل بحران افغانستان است.

موقعیت و ساختار جغرافیایی افغانستان

افغانستان از نگاه جغرافیایی، در مرکز آسیا واقع شده و حالت چهارراه را در بین مناطق بزرگ این قاره دارد. این کشور، که 650000 کیلومتر مربع مساحت دارد، از شمال در فاصله تقریبا 2384 کیلومتری پامیر قرار داشته و در شرق تا دهانه ذوالفقار امتداد دارد; در شمال با کشورهای تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان هم مرز است، در غرب به امتداد 900 کیلومتر از دهانه ذوالفقار تا سیاه کوه با ایران، در جنوب و شرق در مرزی به طول 2240 کیلومتر با پاکستان و در فاصله شمال شرق در فاصله 73 تا 93 کیلومتر با کشور چین همسایه است. (1) شناخت کشور و مردم افغانستان ارتباط مستحکمی با مناطق مرتبط به هم آسیای مرکزی، جنوبی و غربی - یعنی استپ های پهناور آسیای مرکزی، شبه قاره هندوستان و خاورمیانه - دارد.

افغانستان با این موقعیت جغرافیایی، حایز اهمیت راهبردی ویژه ای است. به همین دلیل، در طول تاریخ بیش از هر سرزمین دیگری مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار گرفته است. تاریخ این کشور که از سپیده دم تمدن آغاز می شود، مانند اقلیم آن، از موضع جغرافیایی و ساختار طبیعی کشور متاثر بوده است. اهمیت سوق الجیشی افغانستان در دوره های زمانی خاص، وابسته به شرایط بین المللی و منطقه ای همان دوره بوده است. بدین روی، برای دست یابی به مقصود، بررسی موقعیت راهبردی این کشور در چند دوره زمانی لازم است:

1- افغانستان در قرن 19

افعانستان برای اولین بار، در قرن 19 معرکه مبارزه روسیه و انگلستان گردید. در اواخر قرن 19، روسیه با تصرف تدریجی مناطق آسیای مرکزی، خود را به شمال افغانستان نزدیک کرد. با پیروزی کمونیست ها و ایجاد شوروی، روس ها باقیمانده آسیای مرکزی را تصرف نموده و عملا در طول یک نوار 2384 کیلومتری با افغانستان همسایه شدند. سیاست تدریجی روس ها تصرف افغانستان و دست رسی به آب های آزاد بود. انگلیسی ها، که پیشرفت روسیه را در افعانستان مغایر با منافع خود در هندوستان می دیدند، درصدد ایجاد یک خط دفاعی در ماورای رود سند برآمدند و با سبقت گرفتن از روس ها، به افغانستان تجاوز کردند. بریتانیا طی دو جنگ (1839 - 1842 و 1878 - 1880) تلاش کرد نفوذ خود را بر این کشور تحمیل کند، ولی هربار با مقاومت مردم افغانستان، مجبور به عقب نشینی گردید. در جنگ 1839 - 1842، قوای شکست خورده انگلیس در راه بازگشت به هندوستان با قیام ملی مواجه شدند. قشون شانزده هزار نفری انگلیس، که (6 ژانویه 1842) کابل را ترک کرده بود، در نزدیک جلال آباد قتل عام شد و فقط یک نفر به نام دکتر برایدن را در حالت زخمی زنده گذاشتند تا داستان زوال قشون شکست خورده را به اطلاع اربابانش برساند.

یکی از عمال سیاست بریتانیا در هند چنین می نویسد: «به فرض عقب زدن سایه تعرض روسیه ما تصمیم گرفتیم یک نفر متواری ... را به نام ... بر مردم افغانستان، که تا آن موقع سوءنیتی در برابر ما نداشتند، تحمیل کنیم. این بی عدالتی بدون دلیل، که علت العلل تمام مشکلات آینده ما در افغانستان گردید، با چنان اقدامات نظامی عملی شد که شدت حماقت آن هنوز هم غیر قابل تصور است. » (2)

دوک اف دلینگتن، فاتح جنگ واترلو پیش از وقوع این جنگ چنین پیش بینی کرده بود: «مشکلات ما در افغانستان، در همان نقطه ای آغاز خواهد شد که پیروزی نظامی ما در آن جا خاتمه می یابد. نتیجه یک بار عبور از رودخانه سند برای برقرار نمودن حکومتی در افغانستان این خواهد بود که بارها به عبور از رودخانه مزبور مجبور شویم.» (3) این حدس او مبتنی بر شناخت وی از افغانستان بود. در تاریخ نظامی بریتانیا، این جنگ بیهوده ترین و مفتضح ترین جنگ به شمار می رود و این شکست سرآغاز انهدام و فروپاشی امپراتوری انگلیس بود که می گفتند خورشید در قلمرو آن غروب نمی کند.

بریتانیا از این ماجرا عبرت نگرفت; هم چنان با نیرنگ های جدید، بازی با سرنوشت این کشور را دنبال کرد. داستان رقابت روس و انگلیس در ایران و افغانستان مفصل است، اما آنچه که باید دانست این که آن ها را از این نمد کلاهی نشد. مورخان ماجرای رقابت روس و انگلیس را به تفصیل بیان کرده اند. (4) در ذیل، به بعضی از آن ها به عنوان نمونه اشاره می گردد:

مستشرق معروف آلمانی، آردوموته هلر، (Ardmute Heller) می گوید: «افغانستان ازنظرروس ها،دروازه ای است که آن ها می بایستی برای رسیدن به اقیانوس هند از آن بگذرند. این فکر از آرزوهای تزار (پطر کبیر) روسیه بود که راهی به سوی آب های گرم بگشاید. البته هم اکنون شوروی وارث این طرز تفکراست.» (5)

شرق شناس روسی در سال 1878 می گوید: «علاقه حاکمیت قوای انگلیس بر افغانستان بدین طریق روشن می شود که انگلیسی ها همواره افغانستان را به عنوان گذرگاهی برای رسیدن به اهداف خود در چین، ایران و آسیای مرکزی می دانستند. یکی از اهداف آنان نفوذ نظامی، سیاسی در آسیای مرکزی، اوضاع داخلی ایران و مسائل داخلی چین بود و به همان ترتیب که موقعیت صنعتی شدن انگلستان (مرکز صنعت دنیا) پابرجاتر می شد، علاقه این کشور به منابع طبیعی و بازار آسیای مرکزی فزونی می گرفت، به خصوص به کشوری مانند افغانستان که از نظر منابع طبیعی بسیار غنی است. بنابراین، سلطه بریتانیا بر افغانستان باید حفظ می شد تا بازار فروش اجناس انگلیسی از گرمی نیفتد.» (6)

بدین روی، تا اواخر قرن 19، که اصل موازنه قوا بر جهان حاکم بود، افغانستان به عنوان یک منظقه حایل بین روس و انگلیس، اهمیت سوق الجیشی و سیاسی - جغرافیایی داشت. این وضعیت در قرارداد 1907 در مورد ایران نیز تطبیق می کند که کشور به سه قسمت (انگلیسی، روسی و منطقه حایل) تقسیم گردید. با ظهور اتحاد جماهیر شوروی، باز هم افغانستان مانند ترکیه و ایران، نقش منطقه ای حایل داشت.

پس از جنگ جهانی دوم و آغاز دوران جنگ سرد، روس ها به تدریج، زمینه اشغال افغانستان را در دست اجرا قرار دادند. عواملی مانند خروج انگلیسی ها از هند و کم رنگ شدن حضور سایر دول اردوگاه سرمایه داری از منطقه، شوروی را به این کار تشویق می کرد. شوروی از اواسط دهه 1950 یک سلسله اقدامات بنیادی و اساسی را شروع نمود و سرانجام، طی یک روند تدریجی، در اواخر دهه 1970، نفوذ قابل توجهی در افغانستان پیدا کرد. عوامل داخلی نیز زمینه ساز این نفوذ بودند. در نهایت، در سال 1979، شوروی با اشغال رسمی افغانستان به وضعیت حایل بودن آن خاتمه داد. تجاوز نظامی آشکار شوروی همه معادلات بین المللی را به هم ریخت. اساس تهاجم و تجاوز شوروی، که ریشه در تحولات سیاسی و درگیری های نظامی منطقه در اوایل قرن نوزدهم دارد، به خوبی بیانگر موقعیت راهبردی افغانستان از دیدگاه شوروی است. شوروی ها از سال ها قبل برای تثبیت موقعیت خود و نیل به اهداف سیاسی شان، افغانستان را به عنوان یک منطقه سوق الجیشی مد نظر داشتند. در این زمینه، به تجاوزهای عمده آن ها در افغانستان اشاره می گردد: (7)

- تصرف جزیره اوتاتارکی در شمال آمودریا (سال 1872 م);

- سرکوبی انقلابیان باسماچی در سال 1919;

- تهاجم گسترده و اشغال نظامی افغانستان در دسامبر 1979 م.) که به اشغال ده ساله این کشور انجامید.

در وضعیت جدید، جغرافیای سیاسی افغانستان حایز اهمیت فوق العاده ای گردید، به خصوص که در این دوران، عامل دیگری در منطقه به عنوان عامل فعال و اثرگذار ظهور کرد; انقلاب اسلامی ایران به رهبری شخصیت برجسته روحانی حضرت امام خمینی رحمه الله.

2-افغانستان در دوران اشغال کمونیست ها

در سال هایی که افغانستان در اشغال نظامی شوروی قرار داشت (1979 - 1989) جغرافیای سیاسی افغانستان در این دوران از نقش بسزایی برخوردار بود. عواملی مانند حاکمیت نظام دو قطبی بر جهان، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و مبارزه بی امان مردم مسلمان افغانستان علیه اشغال گران بیش از بیش بر اهمیت و حساسیت موقعیت سوق الجیشی افعانستان افزود و جنگ ابعاد گسترده تری پیدا کرد.

امریکا و شوروی به عنوان دو ابرقدرت، که از سالیان پیش، برای دست رسی به این موقعیت راهبردی رقابت داشتند، این بار در مرزهای پاکستان و افغانستان دربرابرهم به صف آرایی پرداختند; زیرا تجاوز نظامی آشکار شوروی به افغانستان موجبات نگرانی امریکا را فراهم نموده بود و امریکاییان را به واکنش سریع وادارکرد.تبیین جغرافیای سیاسی افغانستان در این دوران، نیازمند توضیح اهمیت موقعیت راهبردی آن کشور می باشد:

موقعیت راهبردی افغانستان در منطقه

افغانستان به دلیل مجاورت با کشور شوروی (سابق) از ناحیه شمال و کشور عظیم خلق چین و نیز کشور بااهمیت پاکستان در خاور و جنوب و نیز همسایگی با کشور ایران در باختر و قرار گرفتن ایران در حوزه خلیج فارس و وجوه اشتراک دو کشور در ابعاد گوناگون مذهبی، زبانی، فرهنگی و موقعیت جغرافیایی دو کشور،وضعیت راهبردی خاصی را به وجود آورده است. ین موقعیت حساس رقابت بین دو ابرقدرت را برای نفوذ هرچه بیش تر در افغانستان به وجود آورده است که نگرش به این رقابت می تواند اهمیت این کشور را ازنظر این دو قدرت جهانی مشخص سازد.

اهمیت راهبردی افغانستان از دیدگاه شوروی: افغانستان به عنوان یک منطقه سوق الجیشی، از مدت ها پیش مورد توجه روس ها و پس از آن مد نظر شوروی (سابق) بوده است. رقابت روس و انگلیس در دوران موازنه قوا و رقابت امریکا و شوروی در عصر نظام دو قطبی نشانگر این ادعاست. سرانجام، در سال 1979، شوروی بر نیروی رقیب سبقت گرفته و با تجاوز نظامی، آن کشور را اشغال کرد. درک موقعیت سوق الجیشی افغانستان از نظر شوروی و هدف از تجاوزش به افغانستان نیازمند بررسی است:

هدف شوروی از تجاوز به افغانستان

تحلیل گران جهان سوم و غرب در ارزیابی راهبردی خود از مداخله شوروی به افغانستان، فرض های چندی را مطرح کرده اند. این فرض ها از آرزوی دیرینه روس ها برای دست رسی به آب های گرم اقیانوس هند تا پیش گیری از نفوذ اسلام ناب محمدی صلی الله علیه وآله به کشورهای تحت اشغال شوروی را دربرمی گیرد.

واقعیت این است که نه تنها یک انگیزه، بلکه مجموعه ای از عوامل سیاسی - جغرافیایی، که از نظر علایق کوتاه و دراز مدت شوروی ها حیاتی تلقی می شد، آن ها را وادار به تجاوز کرد. در ذیل، به این موارد اشاره می شود:

- جلوگیری از سقوط رژیم دست نشانده کابل;

- تثبیت نفوذ در افغانستان;

- دست رسی مستقیم به آب های گرم اقیانوس هند و دریای آزاد (طبق وصیت پطرکبیر);

- ممانعت از نفوذ اسلام انقلابی به کشورهای تحت ستم شوروی;

- موقعیت سوق الجیشی افغانستان به دلیل قرارگرفتن آن در مجاورت منطقه نفت خیز خاورمیانه;

- سلطه کامل بر افغانستان که می توانست لنگرگاه مناسبی برای نیل بیش تر به تاسیسات شوروی در اتیوپی و یمن جنوبی باشد و نیز نفوذ شوروی را در جنوب آسیا، افریقا و کشورهای اطراف خلیج فارس دربرداشته باشد;

- دست یابی به ذخایر طبیعی افغانستان که روس ها در سال 1920 از ظرفیت خاص این کشور، به ویژه گازطبیعی نفت، سنگ آهن، مس و اورانیوم آگاه شدند و آن ها را وادار به مداخله کرد; زیرا تصور می کردند با اشغال افغانستان، در استفاده از منابع خود، بی نیاز می شوند;

- مقابله با امریکا و هم پیمانش پاکستان و ... .

مداخله شوروی در افغانستان در چند مرحله قابل بررسی است، اما افغانستان دهه هشتاد جایگاه ویژه ای در تاریخ معاصر دارد و از همین رو، وقایع و رخدادهای این دهه توجه تاریخ نگاران و پژوهش گران بسیاری را در اقصانقاط عالم به خود جلب کرده است. (8)

موقعیت راهبردی افغانستان از نظر امریکا: خبر اشغال نظامی افغانستان، آن هم در ایام تعطیلات کریسمس رؤیاهای امریکا را آشفته ساخت. درست یک روز پس از اشغال، رئیس جمهور وقت امریکا ضمن توجه دادن افکار عامه جهان به تهدیدات جدی نوین و محکوم کردن عمل شوروی، اعتراض خود را با لئونیدبرژنف، رهبر وقت شوروی، در میان گذاشت.

کارتر در 24 ژانویه 1980 در نطق تلویزیونی خود چنین گفت: «ما به عنوان یک ابرقدرت بایستی از کوره در نرفته و در برابر این تجاوز از حسن سلوک برخوردار باشیم. عمل شوروی تمام ضوابط بین المللی را تحت الشعاع قرار داده است ... تجاوز به کشور افغانستان آرامش نسبی حاکم بر سراسر دنیا را پس از جنگ جهانی دوم به مخاطره انداخته است. ما در این جا، موضع کاملا صریح خود را اعلام می داریم: هر عملی که باعث به مخاطره انداختن کنترل آب های آزاد خلیج فارس شود از نظر ما محکوم است و ما چنین اعمالی را در مناطق مورد علاقه و حیاتی امریکا، مخالف با شؤون خود دانسته و به هر وسیله ممکن، حتی نظامی، برای بیرون راندن متجاوز، دست خواهیم زد.» (9)

تجاوز شوروی نه تنها امریکا، بلکه کشورهای هم جوار افغانستان را نیز به واکنش سریع واداشت: رئیس جمهور وقت ایران چنین اظهار داشت: «انقلاب ایران به مبارزه بی امان خود در برابر کشورهای امریکا و روسیه ادامه می دهد. من تاکید می کنم که ادامه این تجاوز به تهدید ایران منجر خواهد شد. آن ها در مقابل دروازه های ما ایستاده اند و اگر به آب های گرم منطقه دست یابند، دیگر نه تنها ایران، که تمام کشورهای خاورمیانه و شبه قاره هند را در اختیار خواهند داشت.» (10)

رئیس جمهور وقت پاکستان در پاسخ به این پرسش که هدف اصلی شوروی از اشغال افغانستان چیست، می گوید: «این قصه سر دراز دارد. در اصل، دلایل بسیاری در این رابطه وجود دارد، ولی مهم ترین آن ها را ذکر می کنم: از جمله شوروی ها می خواهند استیلای خود را بر افغانستان و کشورهای جنوب شرقی خود، که مورد تهدید حرکت های اسلامی قرار گرفته اند، حفظ کنند.» (11)

در نشریه بررسی های استراتژیک، چنین آمده است: «نیروهای صدهزار نفری شوروی در افغانستان، در حالی که پشتیبانی هوایی نیز دارد، بعد جدیدی را در ارتباط با استیلای مناطق خلیج به وجود می آورد. فرض بر این است که قوای مستقر در افغانستان توان حرکت در خلیج فارس (آبراه هرمز) را از طریق مناطق جنوب شرقی ایران داراست.» (12)

در هر حال، نگرانی عمده امریکا در این دوران، از موقعیت سوق الجیشی افغانستان، از دو لحاظ قابل تبیین بود: یکی به دلیل واقع شدن این کشور در جوار منطقه نفت خیز خلیج فارس و دیگری به دلیل هم مرز بودن آن با ایران که منافع امریکا را در معرض خطر قرار داده بود.

کیسینجر درباره موقعیت خلیج فارس می گوید: «خلیج فارس، امروزه از موقعیت استراتژیکی ویژه ای برخوردار است; زیرا علاوه براین که بیش از نصف نفت صادراتی جهان از این ناحیه صادر می گردد، بازار اصلی تجارت بین المللی غرب به حساب می آید ... هرگونه تهدیدی نسبت به آن منافع امریکا را تهدید خواهد کرد. این ناحیه حیاتی و استراتژیک از امریکا فاصله زیادی دارد، اما در مقابل، شوری تنها چندصد کیلومتر با آن فاصله دارد.» (13)

امریکا در برابر نفوذ شوروی به افغانستان برای تقویت موقعیت خود در این کشور، در واقع در خلیج فارس، اقدامات ذیل را در دست اجرا قرار داد:

- افزایش توان نیروی دریایی خود در خلیج فارس و اقیانوس هند;

- افزایش قدرت نیروهای واکنش سریع;

- سعی در نزدیک شدن با ایران;

- افزایش و تداوم کمک های نظامی و تدارکاتی از طریق پاکستان به مجاهدان افغانی;

- نمایش قدرت توسط عربستان و پشتیبانی مداوم از آن. (14)

در مجموع، امریکا در رقابت با شوروی، توفیق چندانی نداشت; چون شیوه هایی که شوروی ها به کار می گرفتند ظریف تر، مؤثرتر و درازمدت تر می نمود. (15) هر چند امریکا تلاش می کرد با اتخاذ تدابیری مانع از تثبیت کمونیسم در افغانستان شود، اما در عمل، نمی توانست کار مؤثری انجام دهد.

آنچه در زمینه رقابت امریکا و شوروی در این دوره حایز اهمیت است، این که دو ابرقدرت درصدد دست رسی به مناطق نفوذی بیش تر و همچنین استحکامات بیش تری در ارتباط با مناطق بحرانی مشرف به ایران هستند.

در سال 1983، استنباط یکی از سخن گویان وزارت پنتاگن چنین بود: «مناطق خلیج فارس گل سرسبد تمام مناطق یا نقاط بحرانی هشتاد سال آخر است. در یکی از اسناد محرمانه آمده است: هرچه بادا باد! هرچه می خواهد بشود، ما موظف هستیم که نیروهای امریکایی خود را با هدف مشخصی به مناطق بحرانی بفرستیم.» (16)

اماعامل اصلی تحرکات وسیع بین المللی و واکنش های سریع در برابر تجاوز شوروی به افغانستان تنها عامل جغرافیایی نبود، بلکه علاوه بر تاثیر سیاست نظام دو قطبی (امریکا و شوروی) در اواخر دهه هفتاد بر جهان و وقوع انقلاب اسلامی ایران، در ایجاد و تشدید بحران در افغانستان، این بار عامل اصلی در عرصه «ژئوپولیتیک »، نیروهای جهادی است که با افکار و اندیشه اسلامی، در برابر تجاوز و بی عدالتی، پرچم مبارزه را با قامتی استوار بر دوش گرفته اند. ارتش سرخ شوروی این بار، با مقاومت یکپارچه و غیرمنتظره ملتی مواجه گردید که سرانجام، چاره ای جز شکست ذلت بار و ننگین نداشت. تبیین نقش مبارزه مردم افغانستان در این دوره از تاریخ، از حوصله این بحث بیرون است، اما به طور گذرا، اشاره به آن لازم است:

اهمیت مبارزه رهایی بخش مردم مسلمان افغانستان

افغانستان به عنوان یک کشور اسلامی، جزئی از پیکره جهان اسلام است و سرنوشت آن با سرنوشت دنیای اسلام گره خورده. به همین دلیل، پیروزی یا شکست جهاد افغانستان در سرنوشت خانواده بزرگ جهان اسلام تاثیر داشت. بررسی اهمیت حیاتی جهاد اسلامی افغانستان در ابعاد گوناگون آن، نیازمند تحقیق مستقلی است، اما به عنوان نمونه، یکی از تاثیرات پیروزی آن بر نیروهای شوروی این گونه پیش بینی می شد:

از آن جا که افغانستان بزرگ ترین رزمگاه اندیشه و تفکر است (تفکر اسلامی با کمونیستی)، پیروزی مردم جهادی افغانستان نه تنها افسانه شکست ناپذیری شوروی را باطل می سازد، بلکه چنان تغییرات ژرفی در جغرافیای سیاسی جهان، به ویژه افکار عمومی قطب شرق و اروپای شرقی به وجود خواهد آورد که ثمره آن آزادی کشورهای اروپای شرقی و جمهوری های تحت سلطه شوروی وفروپاشی دنیای کمونیسم باشد. با توجه به این نکته که افغانستان از یک سو، برای شوروی ها کلید یک قاره و اقیانوس هند تلقی می گردد و از سوی دیگر، در فرض پیروزی، کلید رهایی - دست کم - جمهوری های تحت سلطه شوروی به شمار می رود.

خانم هلن کارردانکسوس در کتابش به نام امپراتوری فروپاشیده می نویسد: «اگر مقاومت شورشیان (مجاهدین) طولانی شود و یا اگر لازم آید که شوروی در مقابل فشار بین المللی از افغانستان خارج شود، به ثبوت خواهد رسید که مسلمانان می توانند کمونیسم را شکست بدهند و یک کشوری متعلق به دنیای اسلام (افغانستان) که در اشغال کمونیسم قرار دارد می تواند کمونیسم نباشد. این مساله را هیچ کشور کمونیستی اروپایی (مجارستان، لهستان و چکسلواکی) هنوز نتوانسته است به اثبات برساند. اگر چنین واقعیتی در کنار مرزهای جمهوری های مسلمانان اتحاد شوری اتفاق بیفتد، در را بر روی همه امیدها خواهد گشود.» (17)

به راستی چنین واقعیتی اتفاق افتاد و سرانجام، مبارزه بی امان مردم مسلمان افغانستان در برابر شوروی اشغال گر، به نفع دنیای اسلام و نابودی کمونیسم به ثمر نشست; یک بار دیگر تاریخ افغانستان شاهد پیروزی ملت مسلمان در برابر استعمارگران گردید. 167 سال پس از حادثه فراموش ناشدنی شکست خفت بار سپاهیان انگلیس در ژانویه 1842، هنگامی که سپهبد بوریس گرومف، فرمانده نیروهای شوروی در افغانستان به عنوان آخرین نظامی شوروی در پانزدهم فوریه 1989 خاک این کشور را ترک می گفت، به تعداد قربانیان ارتش شکست خورده انگلیس، از نیروهای نظامی شوروی، قربانی ذلت بارترین و بیهوده ترین جنگ تاریخ نظامی شوروی گردیدند و درست همین ناکامی سرآغازی بود برای فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم و در نهایت، فروپاشی اتحاد شوروی. (18) چنان همانندی شگفت انگیزی در این دو حادثه تاریخی دیده می شود که در تاریخ، نظیر آن کم تر به چشم می خورد. مطالعه این دو حادثه می تواند درس های آموزنده ای برای جهانیان داشته باشد.

در هر حال، پیروزی مردم مسلمان افغانستان، همان گونه که انتظار می رفت، در را به روی همه امیدها گشود و این واقعیت را به اثبات رساند که مسلمانان قادرند کمونیسم را شکست دهند.

3- افغانستان در عصر مجاهدین

در بهار 1992، حکومت دست نشانده شوروی سقوط کرد و مقاومت اسلامی به پیروزی رسید و شعار «افغانستان آزاد شد» از رسانه های عمومی، قلوب زخمی و پریشان مردم افغانستان را در داخل و خارج این کشور از آن رویداد پیروزمندانه شاد و سرشار از اطمینان و آرامش نمود. اما این پیروزی سرآغاز دشواری ها بود. از آن پس بحران افغانستان وارد مرحله تازه ای گردید.

هر چند شکست شوروی در افغانستان از یک سو، به فروپاشی شوروی و از سوی دیگر، به سقوط نظام دو قطبی جهان کمک کرد، اما بحران این کشور، در این مرحله، نه تنها حالت منطقه ای، بلکه حالت بین المللی به خود گرفت و تاثیر قابل توجهی بر محیطی بین المللی گذارد; زیرا بحران افغانستان در این دوران، با ویژگی های منحصر به فردی عمل کرد; از قبیل فروپاشی شوروی، خاتمه جنگ سرد، پیدایش نظام چندقطبی، ارتقای نقش سازمان ملل در تحولات جهانی، ظهور دولت های جدید در آسیای مرکزی و قفقاز، افزایش هم گرایی منطقه ای و فعال تر شدن سازمان کنفرانس اسلامی.

تشکیل دولت های جدید ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان در آسیای مرکزی، نه تنها نظام بین المللی را دگرگون کرد، بلکه موقعیت سیاسی - جغرافیایی اطراف افغانستان را نیز دچار تحول ساخت; زیرا افغانستان پیش از این از شمال با یک کشور هم مرز بود (شوروی)، اما پس از فروپاشی شوروی، با سه کشور تازه به استقلال رسیده هم جوار گردید. این تحول سیاسی - جغرافیایی در ارزیابی بحران موجود، جایگاه ویژه ای دارد.

در کنار این ها، نقش پیمان ها و اتحادیه های منطقه ای را که برای تامین اهداف خود، کمابیش در نقاط بحرانی وارد عمل می شوند، نباید نادیده گرفت. این نکته مورد تایید کارشناسان روابط بین الملل است که در نظام نوین بین المللی، بازیگران متعددی وجود دارند که عمده آن ها کشورها، سازمان های بین المللی و شرکت های چند ملیتی هستند; احزاب، رسانه های جمعی، چهره های شاخص جهانی، شوراهای فرهنگی مذهبی و سازمان های اطلاعاتی دیگر بازیگران بین المللی هستند که هر یک بنابر ماهیت و عملکرد خود، در تحولات جهانی مؤثرند. بنابراین، بازیگران بین المللی ذی نقش در بحران افغانستان را می توان چنین برشمرد:

- کشورهای منطقه ای: ایران، پاکستان، تاجیکستان،ترکمنستان، ازبکستان و چین;

- کشورهای فرامنطقه ای: امریکا، روسیه، عربستان، ترکیه، آلمان و ژاپن;

- سازمان ملل و سازمان کنفرانس اسلامی;

- شرکت های چندملیتی; مانند شرکت نفتی دلتااویل، یونیکال و برایدس.

بازیگران مزبور به نحوی در گسترش و تداوم بحران در افغانستان مؤثرند و هر یک اهداف خاصی را دنبال می کنند. رقابت و نزاع آنان به وضعیت سیاسی جغرافیایی افغانستان اهمیت ویژه ای بخشیده است.

از ویژگی های برجسته ای که در این مرحله، وضعیت سیاسی - جغرافیایی افغانستان را مورد تاکید قرار می دهد می توان به دو ویژگی عمده اشاره کرد:

ویژگی سیاسی - امنیتی: با شکست حکومت دست نشانده شوروی، دو نگرش عمده در مورد حکومت آینده افغانستان، در بین کشورهای ذی نقش در بحران وجود داشت:دسته ای از کشورها طرفدار روی کار آمدن حکومتی اسلامی و حامی منافع آن ها در این کشورند. در درون کشور نیز هر یک از این کشورها نیروی حمایت کننده دارند که درعمل،موجب گسترش بحران و رقابت روزافزون منطقه ای و بین المللی گردیده اند.

دسته دوم هدفشان جلوگیری از روی کار آمدن حکومت اسلامی در افغانستان است. اینان با شناختی که از مردم و جهاد ارزشمند افغانستان دارند، به خوبی می دانند که اسلام یک عنصر محوری و بنیادی در نظام سیاسی آینده کشور به شمار می رود. از این رو، تلاش می کنند به گفته خودشان، از گسترش بنیادگرایی اسلامی جلوگیری نمایند. امریکا، روسیه و کشورهای تازه به استقلال رسیده آسیای مرکزی در این دسته قرار دارند.

ویژگی اقتصادی: افغانستان دروازه تجارت با آسیای مرکزی است و جمهوری های آسیای مرکزی از مناطق حساس جهان به شمار می رود; زیرا به اعتقاد کارشناسان، این منطقه پس از خلیج فارس بزرگ ترین منابع انرژی جهان را در خود جای داده است. آنچه اکنون مورد توجه است، نحوه رسانیدن انرژی های موجود به جهان صنعتی است.ترکمنستان با داشتن 13000 میلیارد متر مکعب ذخایر گاز طبیعی در بین ذخایر گاز طبیعی جهان، موقعیت چهارم را دارد وسالیانه قریب 80 تا 90 میلیون متر مکعب گاز استخراج می کند که قریب 90 درصد آن را صادر می نماید.

ترکمنستان برای صدور این مقدار گاز خود به افغانستان چشم دوخته است و طبیعی است نسبت به بحران کنونی افغانستان حساس باشد.

کشورهای ذی نفع در بحران افغانستان

امریکا

با توجه به این واقعیت که اقتصاد یکی از عوامل تعیین کننده در قدرت ملی کشورها در قرن آینده خواهد بود، امریکا و دیگر کشورهای صنعتی بیش از پیش سعی دارند تسلط خودشان را بر دو حوزه مهم منابع و ذخایر انرژی جهان در حاشیه دریای خزر و خلیج فارس توسعه دهند، به ویژه امریکا که تلاش دارد تا به این منطقه حساس دست یابد. افغانستان و ایران به عنوان کشورهای نزدیک به این منطقه، جایگاه خاصی در سیاست خارجی امریکا دارند. اهداف عمده امریکا برای این منظور عبارت است از:

- جلوگیری از روی کار آمدن حکومت اسلامی در افغانستان;

- نزدیکی به مرزهای امنیتی روسیه;

- دسترسی به ذخایر و منابع اقتصادی آسیای مرکزی;

- نزدیکی به مرزهای امنیتی ایران.

امریکا در دوران مقاومت، کمک های نظامی - تدارکاتی خود را از طریق پاکستان به مجاهدان افغانی به امید چنین روزهایی ارائه می داد. هر چند امروزه با فروپاشی شوروی، افغانستان ارزش راهبردی خود را از این نظر نزد امریکاییان از دست داده، اما از لحاظ اقتصادی - سیاسی موقعیت سیاسی - جغرافیایی را دارا است.

روسیه

روسیه کشوری است که با افغانستان کاملا آشنایی دارد و نمی تواند در برابر بحران کنونی آن بی تفاوت بماند اهداف عمده روسیه عبارت است از:

1- جلوگیری از نفوذ بنیادگرایی اسلامی;

2- مقابله با پیش روی های غرب و امریکا به سوی مرزهای امنیتی روسیه و آسیای مرکزی;

3- احیای نفوذ در مناطق پیرامونی روسیه;

4- مقابله با وحدت عمل امریکا در معادلات منطقه ای;

5- ممانعت از تسلط دیگران بر ذخایر و منابع اقتصادی روسیه و منطقه.

کشورهای آسیای مرکزی، عمدتا از موضع گیری های روسیه در قبال بحران افغانستان تاثیر می پذیرند. به جز بند 3، موارد دیگر جزو اهداف کشورهای آسیای مرکزی نیز به شمار می رود.

پاکستان

پاکستان از کشورهای ذی نفع در بحران افغانستان است; کشوری که سعی دارد بار دیگر با مطرح شدن آن به عنوان شاه راه تجاری، نبض سیاست های جغرافیایی عصر مقاومت افغانستان را به دست آورد. تلاش پاکستان در این مرحله در بعد اقتصادی در دو سطح واردات و صادرات قابل تجزیه و تحلیل است:

در زمینه واردات، هدف پاکستان این است که علاوه بر تامین نیازهای نفت و گاز خود از جمهوری های آسیای مرکزی، به ویژه ترکمنستان، زمینه صدور گاز و نفت این منابع را از مسیر افغانستان به جهان فراهم سازد و خود به عنوان یک شاه راه تجاری از منافع آن بهره برداری کند.

در زمینه صادرات هم صدور کالاهای صادراتی پاکستان به این مناطق و کمک به صادرات دیگر کشورها به آسیای مرکزی از طریق دریای عمان و حمل و نقل آن ها از طریق افغانستان و بهره برداری از منافع آن، هدف پاکستان است.

برای پاکستان در دست یابی به اهداف خود در زمینه واردات و صادرات موقعیت راهبردی افغانستان بدیلی ندارد; زیرا مسیر تجاری دریای عمان به آسیای مرکزی فقط از سه طریق قابل بهره برداری است که دو مسیر از خاک افغانستان می گذرد:

1- مسیر دریای عمان کراچی پیشاور کابل بزرگ راه سالنگ آسیای مرکزی;

2- مسیر دریای عمان کویته قندهار هرات آسیای مرکزی;

3- مسیر دریای عمان بزرگ راه قره قورم چین آسیای مرکزی.

راه سوم به دلیل کوهستانی بودن مقرون به صرفه نیست. از دو طریق باقیمانده، بهترین راه دست رسی به آسیای میانه، استفاده از مسیر بزرگ راه سالنگ است. پاکستانی ها درصدد اجرای این طرح هستند تا امکان اجرای آن را پیدا کنند.

پاکستان برای تامین گاز مورد نیاز خود و اجرای برنامه های توسعه تا سال 2015، کشورهای عمان، ایران و ترکمنستان را مورد توجه قرار داده است. خالد محمود، سفیر پاکستان در تهران، می گوید: راه تجاری پاکستان از طریق افغانستان به آسیای مرکزی، قریب هزار کیلومتر از جاده ای که از ایران به آسیای مرکزی می گذرد، کوتاه تر است. البته ارتباط مزبور فرع بربرقراری ثبات در افغانستان است. (19)

راه های ممکن واردات و صادرات و برقراری روابط اقتصادی جهان با آسیای مرکزی عبارت است از:

- مسیر روسیه: غربی ها به ثبات اوضاع این کشور در درازمدت اطمینان ندارند و این عدم اطمینان، موجب بی اعتباری این مسیر گردیده است.

- مسیر ایران: به دلیل حساسیت غربی ها و امریکا نسبت به ایران، این مسیر نیز چندان مورد نظر نیست.

- مسیر افغانستان: راهی کوتاه تر و بااطمینان تر برای این منظور است. البته این راه نیز فرع بر برقراری ثبات در افغانستان است. در صورت فعال شدن این راه دو کشور افغانستان و پاکستان به شاه راه بزرگ جهانی تبدیل خواهند شد.

بنابراین، اهداف عمده پاکستان عبارت است از:

1- تقویت عمیق راهبردی این کشور در برابر هند;

2- ایجاد حکومت طرفدار خود، در افغانستان;

3- حل مساله «شؤونات » و معضل «پشتونستان » و ادعای تاریخی افغانستان نسبت به این مناطق;

4- مطرح شدن افغانستان به عنوان دروازه تجارت با آسیای مرکزی;

5- تامین مواد هسته ای.

وجود معدن اورانیوم در مناطق بلوچ نشین در جنوب غربی افغانستان در کوه «میرداود» بین «شیندند» و «هرات » و در منطقه قندهار، که روس ها در زمان اشغال از آن بهره برداری کرده اند، برای برنامه های هسته ای پاکستان اهمیت بسیاری دارد.

پاکستان به دلایل امنیتی اقتصادی خود، به صورت فعال در بحران کنونی افغانستان حضور دارد. برایند این حضور، در ظهور گروه طالبان، قابل تبیین و بررسی است.

طرح طالبان در افغانستان: دنیا می داند که جهاد افغانستان در پرتو اسلام خواهی شکل گرفته است. پس از پیروزی مجاهدین، تلاش های آنان برای حصول تفاهم، بر اثر دخالت بحران آفرین خارجیان و سرکشی عوامل داخلی آنان به کام یابی نرسید و کشورهای ذی نقش در بحران افغانستان از اتحاد مجاهدین به هر قیمتی جلوگیری کردند. در این هنگام، طرحی دیگر طراحی شد که با ورود در عرصه بحران زده کشور، با بهره گیری از عواطف دینی و همان معیارهای دوران جهاد، به ویژه شعار «امنیت و عدالت در برابر دولت بی کفایت مجاهدین » سر بر کشید و «طالبان » وارد معرکه شدند تا بحران زدایی کنند. اما طرح تحمیلی طالبان، کشور را تبدیل به کانون بحران کرد. نقد و بررسی عملکرد گروه طالبان و حامیان برون مرزی آنان بحث مفصلی است، در این جا تنها به نحوه شکل گیری این طرح استعماری اشاره ای گذرا می شود:

طرح طالبان در اصل، با توجه به اظهار خانم بوتو (از جمله در 1996 در تلویزیون انگلیس) با مشارکت پاکستان، انگلستان، امریکا و عربستان به اجرا درآمد. انگلیس، که این منطقه را خوب می شناسد و چندبار طعم شکست در افغانستان را چشیده، همواره در پنهان عمل کرده و از این که به عنوان کشوری طرفدار طالبان معرفی شود، اجتناب ورزیده است. از این رو، آنچه در ظاهر مطرح است، طرح «طالبان » را حاصل هم فکری های سه کشور امریکا، عربستان و پاکستان می دانند. (20)

مجری طرح «طالبان » سه دستگاه پاکستانی (دستگاه امنیتی ISI ،ارتش، و وزارت کشور) است. این مجموعه نظامی از دو لحاظ، می توانست مجری این طرح باشد: نخست آن که نخبگان ارتشی - امنیتی پاکستان دست پرورده انگلیس می باشند و تحت تاثیر و نفوذ امریکا رشد کرده اند. دیگر آن که نیروهای اردو زبان پاکستان در عصر جهاد مردم افغانستان با اتحاد جماهیر شوروی، با ویژگی ها و آداب اقوام و گروه های جهادی آشنایی نزدیک پیدا کرده اند. از این رو، قادرند در بحران افغانستان ایفای نقش کنند.

طرح «طالبان » به ظاهر، جلوه ای تک بعدی دارد، اما در واقع، نقشه ای است چند بعدی و گسترده. جلوه ظاهری طالبان حاکی از آن است که قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای ذی نقش در طرح «طالبان » بر سر به وجود آوردن حکومت قوم پشتون در افغانستان به توافق رسیده اند. اما در واقع، راهبرد موجود برای تحقق اهداف دیگری تدارک دیده شده است; از جمله: تامین زمینه استمرار حضور امریکا در آسیای مرکزی و جنوب آسیا، مهار ایران از طریق نزدیک شدن به مرزهای امنیتی این کشور، احداث خط لوله انتقال گاز آسیای مرکزی از مسیر افغانستان، کاهش نفوذ روسیه، ایجاد ناآرامی در چین و نیز ایجاد فضای نگران کننده برای ایران.

در واقع، طرح «طالبان » راهبردی است برای تامین اهداف سوق الجیشی امریکا و پاکستان در منطقه; زیرا استقرار حکومتی فراگیر با قاعده وسیع و قدرتمند، مطمئنا مانع تحقق نیات شوم کشورهای ذی نفع در مساله افغانستان است. بدین روی، آزمایش طرح «طالبان » برای امریکا و پاکستان با هزینه های سرسام آور آن، می ارزد; همان گونه که دیگر کشورهای تاثیرگذار در بحران کنونی افغانستان، با ارائه طرح ها و راهبردهای ناقص و حمایت از آن، شانس خود را در این بحران آباد، در معرض آزمایش می گذارند.

ایران

ایران و افغانستان به دلایل متعدد از جمله، اشتراک در ابعاد فرهنگی، زبانی مذهبی و هم مرز بودن درحدود 600 کیلومتر از دهانه ذوالفقار تا سیاه کوه سرنوشت جدایی ناپذیری پیدا کرده اند. مهم تر از همه، جمهوری اسلامی ایران با توجه به شعارها و اهداف والای انقلابی و اسلامی که مطرح کرده و ناگزیر از حرکت در پی تحقق عینی اهداف مزبور است، در حد توان، در مقیاس شرایط زمان و مکان نمی تواند در قبال بحران کنونی افغانستان بی تفاوت بماند. صدور انقلاب، نشر و گسترش اندیشه اسلام ناب محمدی صلی الله علیه وآله، دفاع از مظلومان و مسلمانان در بند و مخالفت با نظم نوین امریکایی، بر حساسیت موضوع می افزاید. آنچه جمهوری اسلامی ایران بر آن تاکید ورزیده و جزو مهم ترین اهداف خود قلمداد کرده، عبارت است از:

- دفاع از مردم مسلمان افغانستان در برابر تجاوز بیگانگان;

- تاکید بر استقرار حکومت مقتدر و فراگیر اسلامی و طرفدار یا دارای روابط دوستانه با ایران در افغانستان;

- مقابله با امریکا و ایادی آن در معادلات منطقه ای;

- جلوگیری از نزدیکی امریکا به مرزهای امنیتی ایران;

- دفاع از افغانستان مستقل و متحد.

خصومت چندین ساله امریکا و ایران و تیرگی روابط دو کشور و مخالفت ایران با نظم نوین امریکایی، امریکا را برآن داشته تا از شیوه های بازدارنده بر ضد ایران استفاده کند. از جمله این شیوه ها، منزوی کردن در سطح بین المللی، ایجاد تنش در روابط ایران و همسایگانش و یا تجدید بحران امنیتی موجود در کنار مرزهای ایران را می توان برشمرد. بحران افغانستان و عراق، به رغم تفاوت های ماهوی، وجه اشتراکشان اعمال فشار بر ایران برای ایجاد انعطاف و تغییر در رفتار منطقه ای و بین المللی است.

امریکا بر این نظر است که تداوم بحران های موجود در مرزهای امنیتی ایران موجب کاهش توان و انرژی این کشور می گردد; زیرا در برابر آثار و نتایج منفی بحران صرف می گردد و در نهایت، ایران از توان کافی برای مخالفت با امریکا در روند با صلح خاورمیانه بازمی ماند. در واقع، طرح امریکا ایجاد گرفتاری برای ایران است تا فراغتی برای معارضه با طرح های امریکا پیدا نکند. در چنین اوضاع و احوالی، طبیعی است که ایران خواسته یا ناخواسته در بحران های موجود ذی نفع باشد. به نظر می رسد اگر ایران به صورتی فعال تر در بحران افغانستان وارد شود، توفیق بیش تری داشته باشد; چنانچه پاکستان در طرح «طالبان » نقش بیش تر خود را در این بحران تجربه می کند.

ترکمنستان

ترکمنستان از کشورهای تازه به استقلال رسیده وهمسایه شمال شرقی افغانستان است.

اهداف عمده ترکمنستان در بحران افغانستان عبارتند از:

1. هدف اقتصادی: تلاش برای فراهم ساختن زمینه های صدور نفت و گاز از طریق افغانستان به بازارهای منطقه و جهانی. ترکمنستان از لحاظ گاز طبیعی، غنی است و موقعیت چهارم جهانی را دارد. چنانچه قبلا متذکر شدیم، شرکت بریداس ژاپنی، که هم اکنون با تاسیس دو شرکت محلی به نام های یاشلاد و کمبیر در مرزهای مشترک افغانستان و ایران مشغول کشف و استحصال نفت و گاز است و به موفقیت هایی نیز نایل آمده، تلاش دارد تا نفت و گاز ترکمنستان را از طریق افغانستان با استفاده از پایانه های پاکستان در دریای عمان، به بازارهای منطقه و جهان عرضه نماید.

2. جلوگیری از نفوذ بنیادگرایی اسلامی: انقلاب اسلامی افغانستان از اعتقاد دینی مردم برخاسته و اکثر قریب به اتفاق گروه های جهادی خواهان استقرار حکومت اسلامی اند. حکومت ترکمنستان، که یک رژیم لائیک و از بقایای رژیم کمونیست سابق است، استقرار حکومت اسلامی در افغانستان و نفوذ اسلام خواهی را خطر جدی و معارض با منافع دولت مردان ترکمنستان می داند. بنابراین، رهبران کشور مزبور طرفدار تشکیل دولت مقتدر غیرمذهبی در افغانستان هستند و چنین حکومتی را به مصالح کشور خود تلقی می کنند، اگرچه به ظاهر، در قبال بحران افغانستان، اظهار بی طرفی می کنند.

ازبکستان

یکی دیگر از همسایگان شمالی افغانستان، ازبکستان است که در بخش عمده رودخانه «آمودریا» (جیحون) با این کشور مرز مشترک دارد.

درطول دوران اتحاد شوروی، ازبکستان یکی از عمده ترین دریافت کنندگان گاز صادراتی افغانستان به شمار می رفت. منابع گاز طبیعی شناخته شده در افغانستان بیش تر در مناطق هم جوار با ازبکستان قرار دارد. مزار شریف، سرپل و شیرغان، مهم ترین مراکز تولید و استخراج گاز طبیعی به شمار می روند و ازبکستان به دلیل نزدیکی، کم هزینه ترین راه برای صدور گاز طبیعی است.

در اواخر دهه 1960 یک ذخیره عظیم گاز طبیعی در شیرغان کشف وصادرات آن با احداث خط لوله ای در 1967، از طریق جمهوری ازبکستان آغاز شد. از آن زمان تا سقوط دولت نجیب (1370)، سالانه بین 2 تا 3 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی استخراج و 95 درصد آن به شوروی صادر می شد. در سال 1988، زمینه برای استخراج دیگر معادن گاز در استان های جوزجان و فاریاب فراهم گردید و امکان استخراج گاز طبیعی به 3 میلیارد متر مکعب رسید. این دو استان نیز در نزدیکی مرز ازبکستان قرار دارد. مزار شریف از مراکزعمده تولیدزغال سنگ است که سوخت اصلی نیروگاه های برق محسوب می شود. بزرگ راه سالنگ به عنوان مهم ترین راه ارتباطی افغانستان با جهان خارج از مناطق ازبک نشین در شمال افغانستان تا ازبکستان ادامه دارد. اهداف عمده ازبکستان در افغانستان عبارت است از:

1. هدف اقتصادی: دست رسی مجدد به منابع گاز و نفت شمال افغانستان;

2. هدف امنیتی: مقابله با بنیادگرایی;

3. هدف سیاسی: دفاع از حقوق اقلیت ازبک در نظام سیاسی افغانستان.

تاجیکستان

تاجیکستان همسایه شمالی افغانستان است. دو کشور 1206 کیلومتر مرز مشترک دارند. کوه های پامیر عمده مرزهای دو کشور را تشکیل می دهند. آمودریا، که پر آب ترین رود منطقه است، از جنوب کوه های پامیر سرچشمه می گیرد، پس از عبور از جنوب تاجیکستان به عنوان مرز دو کشور امتداد پیدا می کند. این دو کشور از مناسبات قابل توجه و مشترکات مذهبی - ملی بسیاری برخوردارند و از این نظر سرنوشت تقریبا مشابهی دارند. مهم ترین مساله برای حکومت تاجیکستان، جلوگیری از صدور اسلام گرایی و یا به تعبیر خودشان، بنیادگرایی اسلامی است. دفاع از حقوق تاجیک های افغانستان نیز برای این کشور حایز اهمیت است.

چکیده و نتیجه

با توجه به این واقعیت که همواره نقاط بحرانی دنیا با مناطق سوق الجیشی منطبق است، می توان به عمق بحران افغانستان و علل آن پی برد. افغانستان کشوری است که به دلیل وضع خاص جغرافیایی، دارای موقعیت راهبردی و سیاسی - جغرافیایی ویژه ای می باشد و تعبیراتی از قبیل «افغانستان کلید یک قاره » یا «گذرگاه افغانستان » تا حدی برگرفته از وضعیت جغرافیایی این کشور است. بحران کنونی افغانستان در کنار عوامل داخلی، متاثر از طرز تفکر جدید سیاست های جغرافیایی معاصر است. اهمیت و جایگاه سیاسی - جغرافیایی افغانستان در هر دوره ای به تناسب شرایط خاص آن، محفوظ و قابل بررسی می باشد.

افغانستان در قرن 6 و 7 میلادی، بین هندوستان و کشور پارس ساسانی و کشورهای ماوراءالنهر چین و بحیره عرب قرار داشته و راه معروف «ابریشم » از آن می گذشت (21) که به تعبیر دانشمند فرانسوی، رنه گروسه، راه زیارت بوداییان هم بود و کاروان های تجاری کشورهای هند و پارس و چین و ماوراءالنهر از این سرزمین به کشورهای عراق، عربی و مصر می رفتند. بنابراین، همواره از مراکز عمده بازرگانی برخوردار بوده است.

در عصر هیون تسنگ، حدود سال نهم هجری، طلا، نقره، مروارید، عنبر، پشم سفید و انواع جواهر و سنگ های گران بها در ولایات مرزی افغانستان و هندوستان تجارت می شد و در کامپیای شمالی، کالاهای تجارتی بیش تر بلاد مبادله می شد.در آن زمان،از افغانستان به سرزمین هند، راه های تجارتی ذیل وجود داشت:

- مسیر کابل و کنر پیشاور سواحل دریای هند;

- مسیر غرنی (معروف به گذرگاه هند) دره گومل، بینان قدیم پنجاب;

- مسیر هرات کویته پاکستان (امروزی) دره بولان سند.

یکی از بازرگانان مسلمان در کتاب ختائی نامه، که در قرن پانزدهم میلادی به فارسی نوشته شده است، می نویسد: از طریق خشکی سه راه به چین وجود داشت: راه کشمیر، ختن، و منگولیان که همه از خراسان می گذشت و این سرزمین طوری که در عصر پیش از اسلام معروف به گذرگاه «ابریشم » بود، در اوایل دوره اسلامی نیز با چین روابط تجارتی و رفت و آمد داشت. (22)

افغانستان در قرن 19، دوران موازنه قدرت، به دلیل رقابت روس و انگلیس، به عنوان منطقه حایل از اهمیت سوق الجیشی برخوردار بود و پس از آن در عصر نظام دو قطبی، برای امریکا و شوروی به عنوان یک منطقه حساس مورد توجه بوده است. این اهمیت در عصر جهاد مردم مسلمان افغانستان در برابر شوروی متجاوز، برجسته تر می نماید. امروزه نیز با توجه به منابع غنی در آسیای مرکزی و این که اقتصاد یکی از متغیرهای تعیین کننده در قدرت ملی - سیاسی به شمار می رود، افغانستان با دارا بودن موقعیت تجارتی (دروازه تجارت جهانی) به عنوان یک معبر بازرگانی مطرح است. علاوه بر این، افغانستان خاستگاه جهاد و مقاومت مردمی است که با اعتقاد به اسلام، جهادشان را آغاز کردند. و این روحیه هنوز هم باقی است. شاید کشورهایی تلاش دارند تا با تداوم بحران، روحیه اسلام خواهی را از این مردم بگیرند و به قول خودشان، از نفوذ و تثبیت بنیادگرایی اسلامی جلوگیری نمایند.

نکته قابل توجه، میزان تاثیرگذاری بحران افغانستان بر تحولات سیاسی - اجتماعی منطقه و حتی جهان و تاثیر متقابل سیاست ها و اقدامات سایر کشورها و بازیگران بین المللی بر بحران افغانستان می باشد. امروز که افغانستان به کانون بحران مبدل گشته است، ریشه اصلی آن را باید در داخل و خارج جست وجو کرد. واقعیت این است که در این بحران، عوامل بیرونی به مراتب قوی تر از عوامل داخلی نقش دارد و این کشورهای ذی نفع در بحران اند که با یکدیگر درگیرند، نه مردم افغانستان. گروه ها و احزاب سیاسی - نظامی به عنوان مهره های شطرنج به نیابت از این کشورها عمل می کنند. بدین سان، موقعیت سیاسی - جغرافیایی به جای آن که عامل موفقیت این کشور باشد، بحران ساز گشته است. فقدان انسان های ماهر، متعهد و کارشناس و بی اعتنایی به موقعیت سوق الجیشی، بر عمق روزافزون بحران در این کشور کمک می نماید. کشورهای بحران ساز باید بدانند که بازی با سرنوشت یک ملت، برایشان آثارنامطلوب دارد و سرانجام، پیروزی از آن محرومان و مستضعفان است.

پی نوشت ها:

1- علی رضا علی آبادی، افغانستان، چاپ سوم، ص 3، تهران، وزارت امور خارجه، 1375

2 و 3- میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان در پنج قرن آخر، قم، اسماعیلیان، 1371، ص 248 / 249

4- پیوکارلوتزنزیو، رقابت های روس و انگلیس در ایران و افغانستان، ترجمه عباس آذرین، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1363

5 و 6- ویلهلم دیتیل، گذرگاه افغانستان، ترجمه سیدمحسن محسنیان، 1365، ص 173 / ص 34

7- دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، مجموعه مقالات دومین سمینار افغانستان، تهران، 1370، ص 102

8- ر. ک. به: امیراعتماد دانشیار، جنگ افغانستان و شوروی، بهینه، 1371 / بوریس گرومف، ارتش سرخ در افغانستان، ترجمه عزیز آریانفر، دفتر مطالعات سیاسی و بین الملی، 1375

9 الی 11- ویلهلم دیتیل، پیشین، ص 169 - 170 / ص 197 / ص 180

12- بررسی های استراتژیک، مؤسسه بین المللی تحقیقات سوق الجیشی، 1982، ش. 3

13 & 14- the Fall of Afghanistan, P.153

- به نقل از مجموعه مقالات دومین سمینار افغانستان، ص 101

15- همان، ص 103 (رقابت امریکا و شوروی)

16 و 17 - امیراعتماد دانش یار، پیشین، ص 307 / ص 309

18- بوریس گرومف، پیشین، مقدمه مترجم

19- روزنامه سلام، شماره 1751، ص 8

20- چنگیز پهلوان، افغانستان عصر مجاهدین و برآمدن طالبان،تهران، نشر قطره، 1377، ص 22

21- علی رضا علی آبادی، پیشین، ص 5

22- عبدالحی حبیبی، تاریخ افغانستان بعد از اسلام، تهران، دنیای کتاب، چاپ سوم، 1367، ص 487

 








ششمين سمينار بين المللي حسابرسي عملکرد باحضور ايران درچين گشايش يافت
پکن - ششمين سمينار حسابرسي عملکرد اينتوساي ( کشورهاي عضو مجمع بين المللي ديوان محاسبات کشورهاي جهان ) روز دوشنبه با حضور ايران در پکن گشايش يافت.
به گزارش ايرنا، " عبدالرضا رحماني فضلي" رييس ديوان محاسبات ايران رياست هيات ايراني شرکت کننده در اين اجلاس را برعهده دارد.
ششمين اجلاس حسابري عملکرد بيشتر به جنبه هاي عملي پروژه هاي آي تي مي پردازد و از مباحث صرف نظري خودداري کرده است.
در اين اجلاس 16 مقاله از کشورهاي مختلف ارايه خواهد شد.
کشورهاي عضو در مقالات خود به بررسي پروژه ها و فعاليت هاي الکترونيکي دستگاههاي دولتي در کشور خود و نحوه عملکرد اين پروژه ها و برنامه ها مي پردازند.
کشورهاي کانادا، برزيل، سوئد ، کويت، نروژ، ژاپن ، کلمبيا، لهستان ، عراق ، اندونزي ، هند ، چين ، استراليا از جمله کشورهايي هستند که مقالات آنها در اين اجلاس قرائت خواهد شد.
نظارت الکترونيکي و امنيت نظام اطلاعات، سنجش اثربخشي نظام فناوري اطلاعات در بخش دولتي، پارادايم حسابرسي فناوري اطلاعات در بخش دولتي ، استفاده از فناوري اطلاعات به عنوان روش نظارت بر قراردادهاي دولتي و سرمايه گذاري در حوزه فناوري اطلاعات از جمله عناوين مقالاتي است که قرار است در اين سمينار دو روزه ارايه شود.
براساس اين گزارش مقاله ديوان محاسبات ايران نيزبا عنوان " روند اجراي حسابرسي عملکرد درديوان محاسبات " تهيه شده است که قرار است اين مقاله درکتابي که دراين خصوص منتشر مي شود، به چاپ برسد.
يادآور مي شود قرار است پس از برگزاري اين سمينار ، نوزدهمين نشست مجمع بين المللي ديوان محاسبات کشورهاي جهان نيز طي روزهاي چهارشنبه و پنجشنبه هفته جاري در پکن برگزار شود.
رييس ديوان محاسبات ايران درسفر يک هفته اي خود به چين علاوه برشرکت در اجلاس هاي ياد شده ، با شماري از روساي ديوان هاي محاسبات کشورهاي شرکت کننده ديدار و با آنان در باره راه هاي توسعه همکاري ها و تبادل تجارب درحوزه کاري ديوان محاسبات بحث و تبادل نظر خواهد کرد.
هيات ايراني دراين دو رويداد مهم علاوه بر بهره گيري از تجربيات کشورهاي عضو کار گروه مجمع بين المللي ديوان محاسبات کشورهاي جهان موسوم به اينتوساي در حسابرسي فناوري اطلاعات ، تجربيات خود را در زمينه پيشگيري از تخلف و انحراف از قوانين مالي در اختيار ساير کشورهاي قرار خواهد داد.
" عبدالله صفايي نسب " معاون فني و امور حسابرسي شرکت ها و " مجيد زاهدي وش " و " سعيد راحتي قوچاني " مشاوران رييس ديوان محاسبات ، رحماني فضلي را در سفر به چين همراهي مي کنند.
آساق ** 275 **







دوشنبه 23 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313

تعامل تمدن اسلام و غرب

منابع مقاله:

فصلنامه معرفت، شماره 45، یعقوبی، عبد الرسول؛

 


 «در چندین قرن ممالک اسلامی بهترین کشورها را تشکیل و بالاترین تمدن را به جهان نشان دادند. خوب است دست کم کتاب گوستاولوبون و کتاب تاریخ تمدن اسلام را ببینند. با آن که در آن کتاب ها نیز از تمدن اسلام خبری نیست مگر به قدر فهم مصنف آن ها و مانند آن ها از تمدن اسلام، طاق های نقاشی و ظروف چینی و بناهای مرتفع و پرده های قیمتی را فقط می فهمند، با آن که این ها و صدها مانند این ها در تمدن اسلام، جزء حساب نمی آید. »

(امام خمینی رحمه الله، کشف الاسرار، ص 272 - 273)

مقدمه

مطالعه عصر درخشش تمدن اسلامی و یاداوری آن دوران غرورآفرین و تماشای انحطاط مسلمانان معاصر بسیار تاثر برانگیز است. این اندوه زمانی افزونی می یابد که اروپای قرون وسطا، که به تصریح تمام دانشمندان تمدن شناس از فرهنگ بهره ای نداشت، به چنان عظمت مادی دست یافت که چشم ها را خیره نمود و جوانان ایرانی غافل از تاریخ درخشان و زیبای تمدن اسلامی را به بحران بی هویتی کشاند.

آرزویی است بس بلند، اما دست یافتنی: باید از این فرصت استثنایی برای شناخت تاریخ تمدن اسلام و ایران استفاده کرد و شکوه و عظمت آن را برای فرزندان اسلام یاداوری نمود و آنان را از اقتدار و استعدادی که در ذات خود دارند آگاه ساخت و به آنان فهماند که کم تر از آبا و اجداد خود نیستند، باید به آن ها هویت بخشید و ملاک ها و معیارهایی که مسلمانان را به اوج افتخار رساند و غرب را در نظر آنان وحشی نمود زنده کرد تا با اتکا بر توانمندی های خود، هویت، عظمت و شکوه از دست رفته خویش را برای بار دیگر بازیابند.

مزایای تعامل تمدن اسلام و غرب

1. کشف و شناسایی عوامل شکوفایی تمدن اسلام و کوشش در جهت تقویت آن ها;

2. کشف و شناسایی عوامل انحطاط تمدن اسلام و کوشش در جهت جلوگیری از ظهور مجدد آن عوامل;

3. شناخت نقاط عطف و روشن تمدن اسلام و معرفی آثار فرهنگی - علمی این تمدن براساس اسناد و مدارک در جهت تکذیب شرق شناسان متعصبی که سعی در مبهم نشان دادن و تاریک نمودن این نقاط درخشان دارند;

4. بازیابی هویت اسلامی مسلمانان در جهت اتکا بر گذشته خویش و اجتناب از حقارت و بی هویتی آنان;

5. اگر گفت وگوی تمدن ها را به معنای تعامل تمدن ها و دست کم شناسایی عناصر تمدنی و اخذ و اقتباس وجوه مثبت یک تمدن بدانیم، تعامل تمدن اسلام و غرب می تواند تجربه مفیدی را در این زمینه، فراروی ما قرار دهد.

مفاهیم «تمدن »

«تمدن » از «مدینه » اخذ شده و به لحاظ لفظ در معانی ذیل به کار رفته است:

1. شهرنشین شدن، به اخلاق و آداب شهریان خوگرفتن;

2. هم کاری افراد یک جامعه در امور اجتماعی، اقتصادی، دینی، سیاسی و مانند آن. (1)

3. تخلق به اخلاق اهل شهر و انتقال از خشونت و جهل به حالت ظرافت و انس و معرفت;

واژه معادل «تمدن » در زبان لاتین Civilization می باشد که از Civitas و Civis اخذ شده و به معنای شهر است.

بنابراین، هم در زبان شرقی وهم در زبان لاتین، انتساب به شهر و شهرنشین را ملاک تمدن گرفته اند. (2)

تمدن در اصطلاح، «شامل مجموعه پیچیده ای از پدیده های اجتماعی قابل انتقال حاوی جهات مذهبی، اخلاقی، زیبایی شناختی، فنی و یا علمی و مشترک در همه اعضای یک جامعه وسیع و یا چندین جامعه مرتبط با یکدیگر است » . (3)

رابطه تمدن با فرهنگ

در تعاریفی که از «تمدن » و «فرهنگ » ارائه شده است، گاهی تمدن صورتی از فرهنگ محسوب می شود که در این صورت، تمدن و فرهنگ ممکن است مترادف باشند و در صورتی که فرهنگ دارای پیچیدگی بیش تر و خصوصیات فراوان تر و کیفیتا پیشرفته تر باشد، در یک معنا به کار می روند.

برخی نیز تفاوت آن دو را صرفا به لحاظ حوزه ای که هر یک پوشش می دهند در نظر می گیرند. از نظر این گروه، «زمانی سخن از تمدن می رود که ارزش های کلی تر و در زمینه اجتماعی وسیع تری مطمح نظر باشند، تمدن در مقایسه با فرهنگ حوزه وسیع تری دارد و مردمانی بسیار و از دیدگاه فرهنگی منفک و متمایز را در برمی گیرد. » (4)

تمدن زمانی در نقطه مقابل فرهنگ تعریف می شود که در این صورت معنای فرهنگ تغییر کرده همه عقاید و آفرینش های انسانی مربوط به اسطوره، دین، تفسیر و ادبیات را شامل می شود و حال آن که تمدن به حوزه خلاقیت انسانی مرتبط با فن آوری (تکنولوژی) و علم اشاره دارد. (5)

از تعاریف فوق، تعریف اخیر به طور غیرمستقیم تمدن (تکنولوژی و علم) را به امور مادی و محسوس و فرهنگ (عقاید، اسطوره و دین) را به امور معنوی مربوط داشته است. احتمالا بر همین اساس است که برخی فرهنگ را وجه معنوی و متعالی زندگی اجتماعی و تمدن را وجه مادی و فنی زندگی اجتماعی معنا کرده است. (6)

نکته ای که تمایز این دو را قدری روشن تر می کند این است که تمدن امری تاریخی و فرهنگ مربوط به زمان حال است، نوربرت الیاس در تبیین این تمایز، که بر مبنای مصطلح آلمانی این دو واژه مطرح شده است، می گوید: «تمدن معرف یک روند یا دست کم معرف سرانجام یک روند است » ، اما فرهنگ با فراورده های انسانی مربوط می شود که «همچون شکوفه در کشتزارها» حضور دارند. (7)

اگر تاریخی بودن تمدن و غیرتاریخی بودن فرهنگ را بپذیریم می توان این نتیجه را گرفت که فرهنگ به عالم موجود، زنده و متجدد تعلق دارد اما تمدن مربوط به اموری است که غالبا دوران آن به سرآمده و صرفا گزارش ها و آثار آن به صورت اموری متجسد و محسوس در اختیار ما است. البته این امور می تواند منشا اثر باشد.

مقاله حاضر تعامل تمدن اسلام و غرب را از همین وجه تمایز مورد بررسی قرار داده است.

تمدن اسلامی »

با توجه به تعریف اصطلاحی که از «تمدن » ارائه شد، می توان «تمدن اسلامی » را این گونه تعریف کرد: مجموعه هماهنگ و سازمان یافته ای (8) از عقاید، باورها، سنن، خلاقیت ها، اختراعات و فنون و علم که به نحوی از انحا متاثر از اندیشه اسلامی بوده و در جامعه اسلامی و مسلمانان فراهم آمده باشد.

اسلام با ظهور خود در جامعه جاهلی آن روز، با اعلان فرمان «اقرا» ، که نمادی از علم و اندیشه بود، اولا، باورها و اعتقادات، ارزش های آن روز را باطل و باورها، اعتقادات و ارزش های نوین را آفرید. ثانیا، حقوق و قوانین را متحول کرد; ثالثا با بسترسازی، زمینه علم و هنر و فن آوری را فراهم ساخت.

هرچند به عقیده توین بی تمدن اسلامی محصول ترکیب دو جامعه متمایز - یعنی جامعه ایرانی و جامعه عرب - می باشد، (9) ولی درست تر آن است که بگوییم: تمدن اسلامی تمدن شرق قرون وسطاست که بنیان گذاران آن فقط ایرانی و عرب مسلمان نبودند، بلکه به طور محدود مسیحیان و یهودیان نیز در آن مشارکت داشتند. بنابراین، نام گذاری چنین تمدنی به «تمدن اسلامی » (10) بدین لحاظ است که وجه غالب کسانی که به آفرینش این تمدن همت گماشتند مسلمانان بودند; اقوام، ملیت ها و نژادهای مختلفی که وجه مشترک آن ها را اعتقادات و اندیشه های اسلامی تشکیل داده است.

تولد و انحطاط تمدن اسلامی

سوروکین در کتاب نظریه های جامعه شناسی و فلسفه های نوین تاریخ، بحث خود را با این سؤال آغاز می کند: چه وقت تمدن متولد می شود؟ سپس به این سؤال پاسخ می دهد که هیچ یک از نظریه ها نتوانسته اند، حتی پاسخ نسبتا قانع کننده ای به این پرسش ها بدهند. (11)

پاسخ سوروکین به سؤال مزبور دست کم، در مورد تمدن اسلامی صادق نیست; زیرا تمدن اسلامی تنها تمدنی است که زاد روز مشخص (هجرت پیامبرصلی الله علیه وآله - 570 میلادی) ، بانی مشخص (رسول اکرم صلی الله علیه وآله) و نام مشخص (تمدن اسلامی) دارد (12) و برخلاف آنچه توین بی اظهار داشته تمدن اسلامی هرچند افول کرده، اما نمرده است; زیرا هنوز زبان، ارزش های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، علمی، فلسفی، اخلاقی، حقوقی و سایر ارزش های فرهنگی آن تاثیر خود را از دست نداده، بلکه موضوع بحث و اندیشه و صاحب تاثیر است.

اسلام و تمدن

نقش دین، به ویژه اسلام، در آفرینش تمدن اسلامی امری مسلم و قطعی است، هرچند بعضی سعی کرده اند سهم دین اسلام را در ایجاد و آفرینش تمدن اسلامی انکار کنند. بدین روی، ابتدا به قسمتی از گفتار دو مورخ اروپایی در این زمینه اشاره می شود: و. و. بارتولد مورخ و تمدن شناس معروف، می نویسد: «امروزه این حقیقت به اثبات رسیده است که بزرگ ترین عامل پیشرفت، روابط موجود بین اقوام و ملل است. پیشرفت یا عقب ماندگی اقوام مختلف با ویژگی های نژادی، باورهای دینی و محیط طبیعی آنان بستگی نداشته، بلکه به مناسبات آنان با سایر ملل در طول تاریخ خویش مربوط می شود. وابستگان نژاد هند و اروپایی، هرقدر هم که برتر از وابستگان سایر نژادها باشند، اگر در طول تاریخ خود با نژادهای دیگر تماس نداشته باشند، هنوز هم مانند لیتوانی های قرن سیزدهم میلادی به حالت توحش باقی می ماندند.

مسیحیت هر قدر هم که با اسلام فرق داشته باشد، تا زمانی که راه های بازرگانی در کنترل مسلمانان قرار داشت، تمدن دنیای اسلام نیز برتر از مدنیت مسیحی بود، شرایط اقلیمی و جغرافیایی اروپا نسبت به سایر قاره ها هر قدر هم مساعدتر باشد، فقط پس از کسب امتیاز اروپا در روابط فرهنگی است که اثر آن دیده می شود. پیشرفت یا عقب ماندگی جهان اسلام نیز با خصوصیات نژادی ملل مسلمان و تعلیمات دین اسلام نبوده، بلکه با توجه به عوامل فوق الذکر معین می شود. (13)

با وجود این که بار تولد در این عبارت، از عدم ارتباط بین باورهای دینی و تعلیمات مذهبی با پیشرفت یا عقب ماندگی سخن می گوید، اما در چند صفحه بعد از همین کتاب، مسیحیت را عامل رکود و عقب ماندگی و ورشکستگی تمدن یونان و روم می داند و معتقد است مسیحیت تمامی مظاهر علم و هنر را که به نحوی با «بت پرستی » مرتبط بود، مردود می شمردند و به اعتلای مادی و معنوی و امور اداری چندان علاقه ای نداشتند; زیرا عقیده داشتند روز رستاخیز در آینده نزدیکی فراخواهد رسید.

وی درادامه می نویسد: «اگرچه کلیسا از یک طرف، موجبات نابودی دانش و هنری را که فقط در خور فهم طبقات عالیه بود، فراهم ساخت، اماازسوی دیگر، به بالارفتن سطح آگاهی عمومی، انتشارکتب دینی و رواج ادبیات ملی کمک نمود. » (14)

بدین سان وی باصراحت، ازتاثیرکلیسا بر عقب ماندگی و متقابلا بالا رفتن سطح آگاهی عمومی سخن می گوید و هم چنین ضمن مقایسه تمدن بیزانس با تمدن اسلام، یکی از امتیازات بزرگ امپراتوری اسلام نسبت به تمدن بیزانس را «آزادی دینی » می داند; آزادی ملهم از قرآن. مستشرقان بسیاری از آزاد اندیشی دینی، که موجب رشد و شکوفایی است، سخن می گویند.

گوستاولوبون، مورخ شهیر، نیز که برای اسلام تاثیر اندکی قایل بوده، می نویسد: همان گونه که سهم کتاب مقدس در تحقیقات علمی حاضر ما کم می باشد، سهم قرآن هم در مسائل علمی و فلسفی که مسلمین در دنیا شایع و منتشر ساختند، کم بوده است. » (15) وی در نهایت، از آنچه ذکر کرده، نتیجه گرفته است که اسلام از جنبه مذهبی، در تحقیقات و اکتشافات علمی و فلسفی مسلمانان عامل مؤثری نبوده است. (16) در پاسخ، باید گفت: بی تردید، اسلام تنها عامل تاثیرگذار در ایجاد و شکوفایی تمدن اسلامی نیست و کسی هم چنین ادعایی نمی کند، بلکه عوامل دیگری نیز در ایجاد تمدن اسلامی مؤثر بوده است، از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1. شرایط اجتماعی آن عصر: انزوای دوامپراتوری بزرگ ایران وروم وابهام و پیچیدگی ثنویت زرتشتی و تثلیث مسیحی;

2. نژاد عرب: عرب نژادی با هوش بود و دارای خصلت جنگاوری، تهاجم و ستیز: او هوش و استعداد خود را در خلق آثار ادبی هم چون شعر، صرف، نحو و کلام نشان داده است.

3. روابط فرهنگی با سایر اقوام و ملل.

به راستی، باید از گوستاولوبون و بار تولد پرسید: اگر اسلام و نقش آن را در تحرک اعراب در ابعاد گوناگون آن نادیده بگیریم، آیا می توانیم آنچه رابه نام «تمدن اسلامی » مطرح است، تصور کنیم؟

شاید به گفته گوستاولوبون، قرآن نقش مستقیمی در به وجود آوردن علومی هم چون فیزیک، شیمی، ریاضی و فلسفه نداشته است; چه آن که اساسا قرآن کتاب فیزیک، شیمی، ریاضی و فلسفه نیست، اما اسلام در به وجود آوردن بسترهای مناسب به گونه ای که در آن ها علم و دانش قابلیت رشد و شکوفایی بیابد، نقش غیرقابل انکار داشته است.

راستی نیازهای معنوی (علم دوستی و حقیقت جویی) را چه عاملی در میان اعراب و مسلمانان زنده و شکوفا ساخت؟

آیا روحیه تهاجمی و تدافعی، که در اعراب و مسلمانان در قبال امپراتوری آن عصر به وجود آمد، عاملی جز انگیزه گسترش و اشاعه دین باوری در میان اقوام و ملل دیگر بود؟ «بخشی از پیروزی های مسلمین ناشی از پی گیری ای بود که در گسترش دین تازه خود داشتند» . (17)

نقش اسلام در ایجاد تمدن اسلامی

همان گونه که گذشت مهم ترین نقشی که اسلام در ایجاد تمدن اسلامی ایفا کرد زمینه سازی مناسب برای رشد و شکوفایی علم است. بر این اساس، لازم است نشان دهیم که اسلام با چه شیوه هایی عناصر گوناگون تمدن اسلامی را میسر ساخته است:

الف- ترغیب و تشویق به علم آموزی

شاید بدیهی ترین عنصری که در ترویج علوم تمدن اسلامی نقش عمیق و فراگیر داشته آیات و روایاتی است که مسلمانان را به علم و دانش تشویق می کرده. یکی از مورخان، در این باره می گوید: آنچه مایه ترقیات علمی و پیشرفت های مادی را برای مسلمین میسر ساخت در حقیقت، همان اسلام بود که با تشویق مسلمین به علم و ترویج نشاط حیاتی، روح معاضدت و تساهل را جانشین تعصبات دنیای باستانی کرد و در مقابل، رهبانیت کلیسا، که ترک و انزوا را توصیه می کرد، با توصیه مسلمین به راه وسط، توسعه و تکامل صنعت و علم انسانی را تسهیل کرد. . . . در چنین دنیایی که اسیر تعصبات دینی و قومی بود، اسلام نفحه تازه ای دمید; چنان که با ایجاد دارالسلام، که مرکز واقعی آن قرآن بود، تعصبات قومی را با یک نوع جهان وطنی چاره کرد. » (18)

فؤاد سزگین آنچه را بار تولد عامل تمدن و تمدن اسلامی معرفی کرده بود - یعنی روابط فرهنگی میان اقوام و ملل و نه دین و مذهب - با بیانی در خور تحسین، ناشی از موضع اسلام نسبت به علم و دانش دانسته، می نویسد: «تنها انگیزه سود عملی و یا نظری بودن نمی تواند علت پدیده ترجمه کتب بیگانه را در سطحی گسترده توسط مسلمین برای ما روشن کند. ناگزیر باید با موضع ویژه دین اسلام نسبت به علم و دانش آشنا شد که همین موضع اسلام در قبال دانش نه تنها بزرگ ترین عامل تحرک در زندگی دین، بلکه در جمیع جهات حیات انسانی بود. » (19)

ویل دورانت هم با بیان احادیثی در این مورد، بر تاثیر تشویق و ترغیب اسلام به علم اندوزی صحه می گذارد و زمینه های اجتماعی را، که بر اثر این تشویقات منجر به رشد علم و دانش گردید، ذکر می کند: «به طوری که از احادیث نبوی معلوم می شود، پیامبر مردم را در طلب علم تشویق می کرد و این کار را محترم می دانست و از این جهت، با مصلحان دینی تفاوت داشت; "هر که به راهی می رود که علمی جوید، خدا برای وی راهی به سوی بهشت بگشاید"، "مرکب عالمان دانا را خدا با خون شهیدان وزن کند و مرکب عالمان از خون شهیدان برتر باشد. " (20)

ب - همگانی کردن دانش

در حالی که آموزش طبقاتی اجازه آموزش به یک کودک «پیشه ور» را بازای هزینه یک سال سپاه ساسانی نمی داد، اسلام تحصیل علم را با

«طلب العلم فریضة علی کل مسلم » (21)

بر عوام و خواص واجب ساخت و با همگانی کردن دانش در میان تمام مسلمانان، آن را از انحصار طبقه ای خاص درآورد و فرمود: «هر کس به راهی برود که به کسب علمی بینجامد، خدا برای او راهی به سوی بهشت می گشاید. » (22)

ج - پیکار با بی سوادی

از دیگر ویژگی های ممتاز اسلام در تمدن سازی، پیکار با بی سوادی است. انتشار دین اسلام، که مسلمانان به آن مامور بودند، مستلزم پیکار با بی سوادی بود; «زیرا آیات قرآن کریم نوشته می شد و کسی که توانایی داشت آن ها را برای دیگری می خواند. . . پس از جنگ بدر، برای رهایی هر اسیری آموختن دو طفل از اهالی مدینه مقرر شده بود و این یک نمونه روشن از طرز فکر بنیانگذار اسلام است. پیامبر اسلام برای بعضی یاران خود، حتی یادگرفتن زبان بیگانه را لازم شمردند و زیدبن ثابت را مامور یادگرفتن زبان یهود نمودند. . . عده دیگری را نیز حضرت وادار کرد زبان سریانی بیاموزند. » (23)

د - طرح اندیشه های نوین

اسلام اندیشه های جدیدی مطرح نمود و طرح همین اندیشه ها زمینه را برای گفت وگو و پژوهش باز کرد و افراد و جامعه را به تلاش و تامل و تفکر واداشت. اسلام مردم را به ایمان دعوت کرد، اما ایمانی همراه با تعقل. بدین روی بود که در حوزه اسلام، از همان آغاز روحیه پی جویی و منش تعقل تقویت گشت.

اسلام و قرآن از یک سو، با بیان تاریخ ملل و اقوام گذشته و نقل داستان های شورانگیز حضرت آدم علیه السلام، ابراهیم علیه السلام و دیگران فکر مردم را از حالت جمود و رکود بیرون آورد و با تشریح اصول ایمان و وصف قدرت پروردگار جهان و بیان توحید و تشویق متفکران به تفکر درباره جهان هستی، افکار مردم را به جریان انداخت (24) و از سوی دیگر، با طرح موضوعات تجربی، اذهان را متوجه موضوعات علمی کرد و آنان را به تفکر در موضوعات علوم تجربی نمود، «حتی سوگندهای خویش را با نام اشیای محسوس و طبیعی یاد می کرد، از آسمان و ستاره و فجر دم می زد، از آفرینش و صورتگری در رحم سخن می گفت، خلقت شتر را به یاد می آورد، زندگانی مورچگان و زنبوران عسل را تذکر می داد، به چگونگی پرواز پرندگان اشاره می کرد، از شکفتن دانه در زمین و از خوشه گندم و خرما و. . . سخن می آورد. چرا؟ برای این که مردم در چیزها بیندیشند و در چگونگی آفرینش آن ها ژرف شوند و این موضوع ها که یاد شد، خمیرمایه اصلی بسیاری از دانش ها بود و این دانش ها بجز علوم فقهی و تفسیری و قرآنی و حدیثی و ادبی بود که پایه گذار اصلی آن ها نیز کتاب خدا بود. (25)

آزاداندیشی و فراهم ساختن زمینه نقد

بسیاری از مورخان از جمله عوامل ترقی علوم و تمدن اسلامی را آزاداندیشی و فراهم نمودن زمینه نقد معرفی کرده اند. (26)

مجامع بزرگ علمی که از طرف داران ادیان مختلف در حضور خلفا و گاه با شرکت ائمه علیهم السلام برگزار می گردید این سخن را تصدیق می کند. آزادی پیروان ادیان مختلف در حفظ اعتقادات خود نشانه دیگری است. اساسا تاریخ نشان می دهد که اسلام رشد و بالندگی خود را در عرصه بحث و مناظره و حضور مخالفان خود یافته و توانایی خود را در عرصه اندیشه به ظهور رسانده است و بدون حضور مخالفان و نقادان سرسخت، دین دچار رکود و خمودی و سطحی اندیشی می گردد.

و- آزادی فکر از قیود تقلید

اسلام پیوسته امر به تعقل می کند و از پیروی کورکورانه آبا و اجداد به صرف این که آبا و اجدادند نهی می کند. البته اسلام سنت های ارزشمند را تایید می نماید، ولی از هرگونه نوآوری به صرف این که «نوآوری » است، حمایت نمی کند.

ز- سادگی احکام

یکی از عوامل اساسی که موجب رشد علوم در تمدن اسلامی گردید سادگی دین اسلام بود. در اروپا اعتقادات مسیحی مشحون از پیچیدگی بود. در ایران هم مردم در تردید بودند که آیا ثنویت زرتشت را بپذیرند که در کمال افراط بود و یا مذهب اشتراکی مزدک را که در کمال تفریط قرار داشت و اشتراک را حتی به زنان نیز کشانده بود. وحدانیت مطلقه و سادگی کلمات قرآن، که در دو جمله شهادتین خلاصه می شود، محلی برای مناقشه بر سر مسائل فرعی باقی نگذاشت و ذهن مردم را به بحث های بی حاصل و غامض و پیچیده معطوف نکرد.

نتیجه گیری

اسلام از قبایل جنگجوی اما پراکنده عرب، امتی واحد ساخت، جنگجویی اعراب و خصلت تهاجمی آن ها برای به وجود آمدن تمدن اسلامی لازم بود، اما به وحدت رساندن آن ها بر محور دیانت و ایجاد انگیزه برای رسیدن به کمال مطلوب، شکوفایی علم و ایمان و گسترش دین و مهم تر از همه، آموزش مسلمانان در مورد نحوه برخورد با قوم مورد تهاجم کاری است که آموزه های آن از اسلام سرچشمه گرفته و نمی توان آن ها را در فراهم ساختن مقدمات تمدن اسلامی نادیده گرفت.

37

مسلمانان پس از غلبه بر ایران و روم، با الهام از دستورات جهاد، همانند مغول های وحشی، دست به کشتار مردم نزدند، مراکز علمی و فنی را به ویرانگی نکشیدند، تحکم مذهبی روا نداشتند، تحت تاثیر خرافات قرار نگرفتند، فراورده های یونان و روم را بی هیچ دخل و تصرف قبله آمال و آرزوهای خود قرار ندادند، بر خلاف صلیبیان که چند قرن بعد در فاجعه اندلس و قتل عام مسلمانان هشتادهزار کتاب را به آتش کشیدند و در حمله به شام و فلسطین سه میلیون کتاب را آتش زدند (27) ،قتل عام و آتش سوزی به راه نینداختند، بلکه با آزاداندیشی مذهبی، به گرفتن اندک جزیه ای اکتفا نمودند و همین مساله بود که با الهام از بسترسازی های قرآن و آموزه های دین اسلام، پایه های تمدن اسلامی را در ایران و اروپا مستحکم ساخت.

بنابراین، تلاش برای القای این که عامل منحصر به فرد رشد تمدن اسلامی روابط علمی و یا مانند آن است تلاشی ناموفق می باشد; زیرا مسیحیان به سرچشمه های اصلی علوم آن زمان نزدیک تر بودند، ولی این نزدیکی را نتوانستند حفظ کنند، آشنایی مسیحیان نسبت به علوم یونانی بیش تر از مسلمانان بود، اما مسلمانان در توسعه و پیشرفت این علوم و فعالیت های علمی نقش خلاق تری داشتند. علت آن بود که مسیحیان از آموزه های دینی برخوردار نبودند و مسلمانان از آن آموزه ها بهره ها داشتند.

علاوه بر این که عوامل دیگری شرط اساسی و زمینه ای لازم برای جرقه سازی در علوم و تمدن اسلامی بود، آن ها آموزش و پرورشی که اسلام به مسلمانان داد و در نتیجه آن، بستر لازم را بر این تداوم و پویایی لازم فراهم کرد، نمی توان نادیده گرفت. اسلام بود که استعداد شایان، آزادی خیال و احساسات جوشان مسلمانان را به جنبش در آورد و در جهت علم و تمدن سازی سازمان دهی کرد و موجب شد تا به سرعت تمدنی عظیم به وجود آید.

2- مراحل پویایی علوم در تمدن اسلامی

الف- مرحله تقلید و اقتباس

تعمیق و گسترش علوم در تمدن اسلامی همانند علوم در سایر تمدن ها از صفر آغاز نگردید و اساسا چنین امری نه تنها ناممکن است، بلکه تلاش برای یک حرکت علمی بدون توجه به دستاوردهای علمی گذشتگان - هرچند کم - نه تنها موجب اتلاف وقت، بلکه غیرمعقول است. علوم گوناگون در تمدن اسلامی عمدتا با بهره گیری از علوم موجود در تمدن های معاصر ظهور اسلام و به ویژه تمدن یونان، آغاز گردید.

«بر اساس تقسیم بندی جدید از تاریخ اروپا به قرون قدیم، قرون وسطا و قرون جدید، می توان با وجود رشد و شکوفایی تمدن شرق، به خصوص تمدن آشوریان، کلدانیان، بابلیان و پس از آن تمدن اشکانیان و ساسانیان، برتری تمدن غرب را در علم و هنر و تکنیک نسبت به تمدن شرق در قرون قدیم مطرح نمود. تمدن یونان و روم در گذشته تاریخ، از جهان غرب به حساب می آید و قبل از این که اسلام در شرق طلوع کند و در قرن بعدی تمدن اسلامی به وجود آید، مقام اول اروپا را در زمینه علم و هنر از آن خود ساخته بود. (28)

نقل و انتقال علوم یونان به میان مسلمانان به دو شیوه انجام شد:

1. مهاجرت مسیحیان;

2. نقل و ترجمه کتب یونانی.

انتشار علوم در میان مسلمانان به دو شیوه مذکور هم پیش از اسلام و هم پس از اسلام انجام گرفت، اما نهضت ترجمه، که آن را «عصرالاسلام الذهبی » یا دوره طلایی اسلام نامیده اند و همزمان با دوره عباسیان بوده، در عصر اسلام از رونق بیش تری برخوردار بوده است.

مهاجران یا نسطوریان که از اعتقاد به این که «مریم باکره، مادر خداست » سرپیچیده و به عنوان «ملحد» از قسطنطنیه بیرون رانده شده بودند، متون گران بهایی از آثار متفکران یونانی را با خود به همراه آوردند و این آثار را به زبان کشوری که در آنجا سکونت گزیدند، ترجمه کردند. مسلمانان از این راه، با اندیشه های بقراط، ارسطو، اقلیدس، ارشمیدس و هیپارخوس آشنا شدند و به ارزش این اندیشه ها پی بردند و به کنجکاوی فکری خود جان تازه ای بخشیدند. (29)

«در زمان خسرو انوشیروان، اصحاب فلسفه یونانی تحت تعقیب ژوستی نین، قیصر روم، قرار گرفتند، آنان از ترس تعقیب ژوستی نین، به اطراف عالم گریخته و از آن جمله هفت تن از آنان به پیش انوشیروان رفتند. انوشیروان قدوم آنان را گرامی داشت و آنان را به تالیف کتب فلسفه و یا نقل آن ها به زبان فارسی واداشت و آنان با عده ای، کتب منطق و طب را به فارسی ترجمه کردند و از آن جمله است کتاب کلیله و دمنه. » (30)

درباره ترجمه کتب یونانی به فارسی در عصر پیش از طلوع اسلام، یکی از نویسندگان می نویسد: «مشهور است که علوم ایرانی جز در ایام شاپور بن اردشیر (272 م. ) ظاهر نشد و او بود که کسانی به بلاد یونان فرستاد و کتب فلسفی آنان را خواست و دستور داد که آن ها را به فارسی برگردانند و آن ها را در خزانه پایتخت خویش نهاد و مردمان به بازنویسی و خواندن آن ها مشغول شدند. » (31)

اما ترجمه کتب یونانی پس از اسلام گسترش بی سابقه ای یافت. «مسلمانان قسمت اعظم آنچه از علم و فلسفه و طب و نجوم و ریاضیات و ادبیات نزد سایر امت های متمدن در این روزگار بود به زبان خود ترجمه کردند، هر چند که ترجمه های آنان بیش تر از آثار یونانی، هندی و ایرانی بود و از هر امتی بهترین آنچه را که نزد ایشان بود، گرفتند. از این روی، در فلسفه، طب، هندسه، موسیقی و نجوم بریونانیان تکیه زدند و در نحو و. . . بر فارسیان و در طب هندی، حساب و. . . بر هندوان و در فلاحت و زراعت بر مصریان سرسپردند و این همه را در آمیختند و از آن علوم عقلی تمدن اسلامی را ساختند» . (32)

بدیهی است وقتی از ترجمه کتب فلسفی یونان در بین مسلمانان سخن به میان می آید، نباید نقش اصیل ایرانیان را در این مهم نادیده گرفت. در واقع، اگر عرب های مسلمان با کتب فلسفی یونان آشنا شدند، این کار به واسطه ایرانیان گرد آمده در دربار خلفای عباسی صورت گرفت که از دیرباز در اثر روابطی که با یونانیان داشتند، با زبان یونانی نیز آشنا بودند.

«مرحله تقلید و اقتباس [ترجمه] در اواسط قرن سوم هجری پایان و پس از آن، مرحله نواوری مسلمین در تاریخ ریاضیات آغاز می شود. از جمله نشانه های آن، کتاب مخروطات، ابلونیوس، که در نزد یونانیان بالاترین مقام را در ریاضیات دارد، نقد و بررسی و تصحیح می شود» . (33)

نهضت ترجمه به کتاب های یونانیان اختصاص نداشت، بلکه شامل کتاب های باقی مانده از عهد ساسانی که به زبان پهلوی نگاشته شده بود نیز می گردد، برای نمونه ابن مقفع وقتی مشاهده کرد کتاب های باقی مانده از عهد ساسانی در حال از بین رفتن است، آن ها را به عربی ترجمه کرد، تا از نابودی آن ها جلوگیری نماید. (34)

بنابر اعتقاد برخی از مورخان بعضی نواوری ها از همان مرحله ای که مشهور به مرحله «اقتباس علوم و تقلید» است، شروع گردیده بود. پایه گذاری «علم میزان شعر عربی » در عروض، شناسایی علم «جبر» به عنوان رشته ای مستقل از حساب، وضع روش دقیقی برای اندازه گیری محیط کره زمین، رفع اشتباهات روش بطلیموس برای رصد اجرام سماوی و پایه گذاری علم شیمی به شیوه نظری و عملی، همگی مثال هایی از این نمونه هاست. مرحله «نواوری » در مقایسه با مرحله «اقتباس » اوج ابتکار و خلاقیتی بود که همزمان با تقلید و اقتباس پیش از این شروع گردیده بود.

ب- مرحله نوآوری و خلاقیت (اواسط قرن سوم هجری)

رمز شکوفایی تمدن اسلامی، به خصوص آنچه به علوم و فنون مربوط می گردد، در شیوه برخورد مسلمانان با علوم غرب است. اگر مسلمانان همچنان در مرحله اقتباس و تقلید باقی می ماندند و دست به ابتکار و نوآوری نمی زدند، پیشرفتی هم نداشتند. در واقع، آنچه آنان را شایسته تحسین و تکریم می کند، ورود آنان به مرحله «نوآوری » و سعی در ابتکار، خلاقیت، ترکیب و بازسازی و در نهایت، تعمیق و گسترش علومی است که در مرحله ترجمه، اقتباس و تقلید به دست آورده بودند.

ناصرالدین صاحب الزمانی شیوه برخورد مسلمانان با علوم و فنون دریافتی از غرب را در چهار مرحله دسته بندی می کند:

1. جذب و ذخیره سازی عناصر پراکنده فرهنگی;

در این مورد، می توان اخذ و ترجمه کتاب های یونانی و ترجمه کتاب های باقی مانده از دوره ساسانی را که به زبان پهلوی نگاشته شده بود، مثال زد. ابن مقفع با ملاحظه این که این گونه کتاب ها در حال از بین رفتن بود، آن ها را به عربی ترجمه کرد. کتاب کلیله و دمنه نمونه ای از این کتاب ها است.

2. نظام سازی از عناصر پراکنده فکری و فرهنگی: به عنوان نمونه، در تمدن اسلامی با ایجاد فلسفه اشراق، نظریات فلسفه افلاطونی و ارسطویی آمیخته شد و یک مکتب و یک جهان بینی جدید عرضه گردید.

3. سازندگی و زایایی: مسلمانان اقدام به افزودن و گسترش مواردی کردند که کسب نموده بودند. طرح معادلات درجه 3 و معادلات درجه 4 در قرن چهارم هجری و کشف مثلثات کروی توسط ابونصر فارابی نمونه هایی در این زمینه است.

ویژگی خلاقیت و سازندگی و نوآوری مسلمانان در تمام رشته های علمی و فنون سبب گردید تا گوستاولوبون به صورت قاعده ای کلی بگوید: «مسلمانان در این علم نیز (علم جغرافیا) اگر چه در ابتدا شاگردی مکتب یونان همچون بطلیموس را نمودند، ولی به زودی سیاحت گران همچون سفرنامه سلیمان، مسعودی در مروج الذهب، ابن حوقل، بیرونی و مخصوصا ابن بطوطه به خاطر ذوق و استعداد جوشانی که داشتند، از شاگردی دست برداشتند و به استادی پرداختند» . (35)

بار تولد بر ویژگی خلاقیت و نوآوری مسلمانان تصریح می کند و می گوید: «اگر چه مسیحیان به سرچشمه اصلی علوم آن زمان نزدیک تر بودند، ولی این نزدیکی را نتوانستند حفظ کنند. آشنایی مسیحیان نسبت به علوم یونان بیش تر از مسلمانان بود، لکن مسلمین در توسعه و پیشرفت این علوم و فعالیت های علمی نقش خلاق تری داشتند، حتی سریانی ها که در میان ملل مسیحی مشرق زمین، شرقی تر از دیگران بودند، نتوانستند دانشمندانی چون فارابی، ابن رشد و ابن سینا بپرورانند» . (36)

رعایت ارزش های اخلاقی در مرحله نوآوری

الف رعایت ارزش های اخلاقی در بعد علمی و نقد: مسلمانان در مرحله «نوآوری » و برخورد فعال با دریافت هایشان از علوم غربی، بدون هیچ گونه نگرانی معنوی یا عقده روانی و یا مشکلی، علوم را از بیگانگان فرا می گرفتند و بدون احساس تکبر و خودبینی صرفا به نقد آن ها می پرداختند و در نقد نیز جانب انصاف و تواضع را مراعات می نمودند.

«نقد و انتقاد مسلمانان از کتب یونانی مبتنی بر چندین ارزش اسلامی بود:

1. هر نسلی مدیون نسل قبلی است، بدون این که بعضی لغزش ها و اشتباهات پیشینیان چیزی از ارزش آن بکاهد.

2. برای تجدیدنظر در گفته های پیشینیان هیچ مانعی وجود ندارد، به شرط این که در رد و ایراد زیاده روی و اشکال تراشی نشود.

3. به عقیده دانشمندان اسلامی، هیچ دانشمندی به هر مرتبه ای که از دانش رسیده باشد، از لغزش و خطا مبرا نیست.

این نگرش مسلمانان نسبت به نقد و انتقاد، باعث شده است که کار نقد و نظر آن ها مفید و ثمربخش باشد. » (37)

ب - رعایت ارزش های اخلاقی در بعد عمل: بنا به شهادت تمامی مورخان، مسلمانان پس از فتح سرزمین های جدید، کشتار و خونریزی به راه نینداختند و وحشت و خشونت ایجاد نکردند، بلکه با آزاد گذاشتن مردم در اعتقادات خود، بهترین زمینه را برای گشایش باب علم فراهم نمودند. نقطه اوج این کمال را در مسلمانانی می یابیم که وارد اندلس شدند. آنان پس از ورود به اندلس، تمام هم خود را صرف علم و دانش و آبادانی آن سرزمین نمودند.

گوستاولوبون در این باره می نویسد: یکی از خصوصیات تمدن اسلامی در آن وقت، شوق مفرطی بود که در مسلمانان به علوم و فنون پیدا شده بود و در هرجا مناسب می دیدند آموزشگاه ها، کتاب خانه ها و بنگاه ها و مجامع علمی و ادبی تاسیس می کردند و کتب یونانی را ترجمه می نمودند. در آن جا تحصیل علوم هندسه، هیئت، طبیعیات، شیمی و طب با نهایت موفقیت جریان داشت. (38)

مرحله بومی سازی فرهنگی

مسلمانان پس از دریافت علوم و به ویژه فنون تکامل نیافته غرب، آن را در باطن و ظاهر، رنگ و بوی اسلامی داده، به فراخور فرهنگ و جامعه اسلامی شکل دادند. مساجد و بناهای به جامانده از آن عصر حاکی از آن است که با فرهنگ اسلامی امتزاج کامل دارد و بعد فرهنگی آن را به هیچ وجه نمی توان از بعد فنی جدا کرد.

فرایند تکاملی این علوم و فنون مطابق با احساسات و تمایلات و علایق بود و این نشان می دهد که شرقیان از قریحه لازم برای رشد و انطباق عمل و فن آوری با فرهنگ و محیط اجتماعی - جغرافیایی خود توانایی لازم را داشته اند.

«بعضی آخرین حدود برای مرحله گسترش و ابداع در علوم را قرن ششم دانسته اند و معتقدند از آن تاریخ به بعد، دوره رکود علوم اسلامی آغاز گشته است. این نظریه قابل قبول نیست و شواهد زیادی نشان می دهد که اکتشافات علمی در قرن هفتم و هشتم به اوج رسیده است. اکتشاف گردش خون توسط ابن نفیس، عرضه شدن مساله سرایت امراض از طرف لسان الدین ابن خطیب، ایجاد علم مثلثات، تنظیم معادلات درجه 4 توسط شرف الدین طوسی و. . . بعضی از این شواهد است. » (39)

3- تاثیر تمدن اسلامی در اروپا

مسلمانان علوم و فنون را از غرب اقتباس کردند و چنان که گفته شد، بر آنچه گرفته بودند، توقف ننمودند، بلکه به گونه ای حیرت انگیز و غرورآفرین، علوم و فنون دریافتی را گسترش و تعمیق دادند و حتی در مواردی، رشته هایی تاسیس کردند. سپس جهان غیرمتمدن و قرون وسطایی فرو رفته در ظلمت را از انوار پر تلالؤ دانشمندان و فرهنگ و تمدن اسلامی خود روشن ساختند.

وضعیت فرهنگی - اجتماعی اروپا در قرون میانه

اهمیت تاثیر تمدن اسلامی وقتی بیش تر می گردد که وضعیت فرهنگی اجتماعی اروپای آن عصر را مورد مداقه قرار دهیم:

در قرن نهم و دهم میلادی، همزمان با درخشش تمدن اسلامی در اندلس، مراکز علمی اروپا به شکل قلعه هایی بود که صاحبان آن ها در حالت نیم وحشی به سر می برند و از این که دارای خط و سواد نبودند احساس غرور می کردند. عالم تر از همه آن ها راهب نادانی بوده است که با صرف تمامی اوقات خود، کتب قدیمی یونان و روم را از میان کتاب خانه های کلیسا بیرون می کشید و عبارات و کلمات آن را روی اوراق پوستی حک می کرد. (40)

اروپا در قرن نهم و دهم میلادی نه تنها خود در جهل و بربریت فرو رفته بود، بلکه از برخورد با تمدن اسلامی نیز واهمه داشت. سردمداران آن جا مردم را از قدرت سیاسی اسلام برحذر می داشتند; پژوهشگران متعددی مانند ژربرت اوریلای را که به مدارس مسلمانان در اسپانیا راه یافته بودند، متهم می کردند به این که روح خود را به شیطان فروخته اند. (41)

الف - نحوه تاثیر

انتشار علوم اسلامی در اروپا به شیوه های گوناگون انجام گرفت، از جمله:

1. گسترش حضور و نفوذ مسلمانان تا فراسوی رشته کوه های پیرنه;

2. دربار سیسیلی، امپراتور مغرب اسلامی، فردریک دوم (42) (1250 - 1194 م) ;

3. روی آوردن افراد سرشناس، شاهان و حتی پاپ ها به پزشکان مسلمان که حاذق تر از اروپایی ها بودند;

4. آشنایی اروپایی هایی که در خط تماس قرار داشتند با پرتوهایی از علوم اسلامی که در پی این علم آموزی، راهی مراکز علمی مغرب اسلامی گشتند و با ترجمه گسترده کتب علمی به لاتین، بهترین زمینه را برای جهت گیری به سوی دوره سوم تاریخ خود (رنسانس) فراهم کردند;

5. جنگ های صلیبی;

6. ترجمه کتب علمی به زبان لاتین.

هرچند جنگ های صلیبی در انتقال تمدن اسلامی به غرب بی تاثیر نبود، اما به نظر می رسد انتشار علوم اسلامی در اروپا از راه ترجمه صورت گرفت;

چنان که در سال 1130 در طلیطله، دارالترجمه ای ایجاد گردید و از این طریق، کتاب های مشهور مسلمانان به زبان لاتین برگردانده شد. فرایند ترجمه کتب به زبان لاتین تا قرن 14 ادامه یافت و از این رهگذر، اروپاییان به تدریج از بربریت و حالت نیم وحشی خارج شدند و با دنیای جدیدی روبرو گردیدند. اروپاییان نه تنها کتاب های رازی، ابن سینا و ابن رشد را به لاتین ترجمه کردند، بلکه کتاب های جالینوس، دیمقراطیس، افلاطون و بطلیموس را هم که مسلمانان به عربی ترجمه کرده بودند، به لاتین برگرداندند. (43)

از این جا معلوم می شود که اروپاییان تا چه حد باید قدردان مسلمانان باشند. اگر دانشمندان مسلمان کتب قدیمی آنان را با برگردان عربی حفظ نمی کردند ذخایر فرهنگی خودشان هم نابود شده بود; زیرا آنان از غیرطریق مسلمانان راهی برای استکشاف ذخایر فرهنگی خود نداشتند.

بنابراین، با فرض پذیرش ابتنای عصرنوزایی بر علم و فرهنگ یونان و روم قدیم (البته فرضی است غیر قابل قبول) ، بازهم نمی توان مسلمانان را در حفظ و بقای تمدن یونان و روم نادیده گرفت.

لیبری در این باره می نویسد: «اگر نام اسلام و مسلمین از تاریخ خارج شده بود، عصر تجدید حیات علمی اروپا تا چندین قرن دیگر عقب می افتاد.» (44)

چگونه می توان تاثیر تمدن اسلامی را در تجدیدحیات علمی اروپا نادیده گرفت، در حالی که دانشمندان اروپایی تا قرن پانزدهم، قولی را که از مصنفان اسلام نبود، مستند نمی شمردند. دانشمندان متعددی بودند که یا شاگرد علمای اسلام بودند و یا ناقل اقوال آن ها.

«آلبرت بزرگ هرچه داشت از ابوعلی سینا قرار گرفته بود; سن توماس تمام فلسفه اش از ابن رشد بوده است; در دانشگاه های ایتالیا به ویژه دانشگاه پادو هم نفوذ و تسلط علوم اسلامی کم تر نبوده است و مؤلفان و تصانیف مسلمین در این دانشگاه ها، همان مقام را حایز بودند که در تجدید حیات علمی اروپا کتب یونان و روم آن مقام را داشتند.» (45)

نفوذ مسلمانان - به طور عموم - و تاثیر ترجمه کتاب های دانشمندان اسلامی - به خصوص - به قدری است که هنوز واژه هایی که ریشه اسلامی و عربی دارند در زبان لاتین رایج است. از این نمونه است: ترافیک، (Trafic) ،تعرفه، (Tarrif) ،چک، (Checque) ، ریسک، (Risk) ،مگزین، (Magazin) کالیبر، (Colbr) و کابل، (Cable) این ها همه ریشه عربی دارند. (46)

در اخترشناسی نیز Beteleuse (الجوزاء) ، Algole (راس الغول) ، Famolhout (فم الحوت) ، zemite سمت الراس) ، Nadir (نظیر سمت) و Azimouth (السموت زاویه) نیز ریشه عربی اسلامی دارند.

پس از چهار قرن که از ظهور تمدن اسلامی در اندلس (طلیطله) گذشت، با پیش روی تدریجی اروپاییان در داخل تمدن اسلامی، چشم های خفته اروپاییان از خواب گران بیدار شد. «شاه آلفونسوی، که طلیطله را فتح کرده بود، چنان تحت تاثیر رعایای جدید مسلمان خود قرار گرفت که بر خلاف میل اسقف ها، خود را امپراتور دو دین خواند. ریموند طلیطلی اسقف مسیحی دیگری است که در حقیقت، نخستین مدرسه مطالعات شرقی را در اروپا در نیمه سده دوازدهم پایه گذاری کرد. او دانشمندان را از کشورهای مختلف گردهم آورد و آنان را واداشت تا زبان عربی را فرا گیرند و آثار عربی را ترجمه کنند. » (47)

ب - جلوه های تاثیر

تاثیرات ارزشمند علمی دانشمندان مسلمان بر اروپا و به خصوص بر تجدید حیات علمی آنان (رنسانس) محدود به یک یا دو رشته علمی نمی گردد، بلکه آنان در رشته های گوناگون علمی همچون ریاضیات (حساب، جبر و مثلثات) ، هیئت، فیزیک و نورشناسی، شیمی، طب، جغرافیا، فلسفه، ادبیات و فنون (تکنولوژی) توانایی های خود را بر اروپاییان عرضه کردند. توضیح مختصر هر یک از این جلوه ها، حقیقت این تاثیر را بهتر می نماید:

1. ریاضیات: لوییس هنری هال اعتراف می کند که مساعدت های مسلمانان به ذخیره علمی و معرفت ریاضی دنیا به حدی است که زمانی طولانی نیاز است تا بتوان میزان آن را ارزیابی نمود. او علم «جبر» در ریاضیات را مدیون مسلمانان می داند و تحول ریاضیات اروپایی را ناشی از اعداد - به اصطلاح - عربی می داند که از مسلمانان اقتباس کردند. (48)

هر چند اروپاییان در ابتدا از پذیرش پیشرفت های شگرف مسلمانان در زمینه ریاضیات استنکاف می ورزیدند، اما به تدریج و با آشنایی آنان با کتاب جبر و تکامله عمربن خیام و آشنایی با برجسته ترین ریاضی دان مسلمان، خوارزمی (9 م. /3 ه. ق) ، که ایتالیایی ها از راه اثار او درباره حساب و جبر با نظام عددنویسی دهگانی هندسی آشنا شدند. ناچار زبان اعتراف گشودند. (49)

یکی از راه های تماس اروپاییان با مراکز اسلامی، اسپانیا بود، در نتیجه همین تماس بود که آرلارد باشی نسخه ای از اصول اقلیدس و نسخه ای از بحسطی بطلیموس، همراه با تحشیدها و الحاقات آن را در شهر طلیطله به چنگ آورده بود، از عربی به لاتین ترجمه و لئوناردو کتاب حساب خود را، بر پایه آثار خوارزمی تالیف کرده بود، انتشار داد. واژه «الگوریسم » و Algebra صورت تحریف شده «الخوارزمی » و «الجبرا» می باشد. (50)

2. طب: اروپاییان در زمینه طب نیز از دانشمندان طبیب مسلمان بهره های فراوان بردند. این علم از اول قرن چهارم هجری از طریق بیزانس ایتالیا و سیسیل و همچنین کاوش های انسانی به جهان غرب انتقال یافت. ترجمه کتاب های طبی به زبان لاتین نقش عمده ای در انتقال علم طب به اروپا بر عهده داشته است. تنها در یک مورد، کنستانتین، تاجر عرب الجزایری، با کمک دوستان کشیش خود، قریب 70کتاب طبی را به زبان لاتین ترجمه کرد. (51)

کتاب الحاوی ابوبکر محمد رازی، که در اروپا به رازس معروف است، از جمله کتاب هایی است که با عنوان لیبر کونتینتس به لاتین ترجمه می شود. این کتاب معتبرترین کتاب طبی و مهم ترین مرجع کتاب طبی اروپا در آن زمان به شمار می رفت و یکی از 9 کتابی بود که در سال 1359 کتاب خانه دانشکده طب پاریس در اختیار داشت. «رساله رازی درباره آبله و سرخک نمونه مشاهده مستقیم و تحلیل دقیق و هم نخستین تحقیق علمی درست در زمینه امراض مسری بود. » این کتاب از سال 1498تا1896، 40باربه زبان انگلیسی چاپ شده است. » (52)

«معروف ترین اثر رازی کتاب منصوری شامل 10 جلد به لاتین ترجمه شده و جلد 9 آن تا قرن 16 در میان دانشجویان طب اروپا متداول بوده است. » (53)

کتاب های ابوعلی سینا نیز همانند کتاب های رازی به زبان لاتین ترجمه گردید و به مدت 6 قرن، اصول و مبانی طب و به عنوان کتاب درسی در دارالفنون های فرانسه و ایتالیا شناخته می شد. (54) کتاب های درالعین حسین بن اسحاق و المالیخولیا اسحاق بن عمران و الباه ابن جزار نمونه های دیگری هستند که به موازات کتاب های جالینوس در اروپا رایج بوده اند. (55)

3. هیئت: ترجمه کتاب های هیئت اندیشمندان مسلمان از قرن شانزدهم در زمان امپراتوری بیزانس از فارسی به یونانی آغاز شد. (56)

هر چند تعداد کتب هیئت مسلمانان در اندلس فراوان بوده و اندیشمندانی همچون ابن اماجور، فرزندان موسی ابن شاکر، ابوالوفاء و ابوریحان در این راه موفقیت هایی داشته اند، اما حوادث تلخ تاریخ جز ترجمه لاتینی ناقص به نام علم النجوم از جابرتیانی باقی نگذاشته است. بیضوی بودن مدار سیارات و حرکت زمین به دور آفتاب از جمله مسائلی است که قبل از کپلر و کوپر نیک، علمای اسلام آن را کشف کرده بودند.

تاثیر تحقیقات اخترشناسی مسلمانان در کتاب بیان منظومه جهان نوشته لاپلاس اخترشناس فرانسوی و اصطلاحات اخترشناسی که در زبان لاتین وارد شده - و پیش از این مواردی از آن ذکر شد - به خوبی نمایانگر این موضوع است. (57)

4. فیزیک و نورشناسی: اگرچه بیش تر کتاب های مسلمانان در زمینه فیزیک و نورشناسی، همچون کتب اخترشناسی، نابود شده، با این وجود، کتاب هایی همچون کتاب ابن هیثم و مناظر الحسن که از آن دوران به یادگار مانده است به خوبی نشان می دهد که مسلمانان در این علم نیز همچون سایر علوم پیشرفت شایانی داشته اند. ابن میثم که در سال های 1000 میلادی (4 تا 5 ه. ق) می زیسته است، در کتاب خود، از شعاع های منکسر و مستقیم در نورشناسی هم از دیدگاه فیزیکی و هم از دیدگاه، تن - کارشناسی به پژوهش می پردازد. او در زمان خود، بر نظریه اقلیدس خط بطلان کشید و اثبات کرد که دیدن اشیا ناشی از این است که پرتو نور از منشا خارجی خود به چشمان ما می رسد و از بازتاب آن در پیرامون ما، اشیا دیده می شوند.

علاوه بر این، ابن هثیم در موضوعات شکست نور و نسبیت زاویه های تابش و شکست، اشتباهات بطلیموسی را نشان داد. (58)

کتاب مناظر الحسن هم به زبان لاتین و ایتالیایی ترجمه شد. این کتاب به قدری با اهمیت است که کپلر در کتاب مناظر خود، از آن بهره های فراوان برده است و شاسل، که خود یک فیزیکدان محسوب می گردد. اعتراف می کند که علم فیزیک اروپا از مناظر الحسن سرچشمه می گیرد. (59)

5. شیمی: در مورد علم شیمی و پایه گذاری آن، بحث دامنه داری وجود دارد. در این که شخصی به نام گبر (معادل؟ ) بزرگ ترین شخصیت در تاریخ شیمی به حساب می آید شکی نیست. اما با توجه به این که کتاب های برجامانده از وی به خط لاتین است، اختلاف عظیمی در این موضوع وجود دارد که آیا گبر همان جابر است که در قرن دوم میلادی می زیسته یا او شخصیت دیگری است که متعلق به قرن دوازدهم می باشد.

هر کدام از طرف داران این دو نظریه برای خود دلایلی اقامه می کنند. فؤاد سزگین نویسنده کتاب تاریخ التراث العربی به سختی از این عقیده دفاع می کند که گبر نام تحریف شده همان جابر است. بر فرض که گبر همان جابربن حیان باشد که از علوم اهل بیت علیهم السلام استفاده می کرده است، بی تردید، او پایه گذار علم شیمی می باشد و حق عظیمی در پایه گذاری علم شیمی بر مغرب زمین دارد.

گوستاولوبون در این مورد سخن لطیفی دارد: «چنانچه لابراتوارهای هزار سال پیش مسلمین و اکتشافات مهمه آن ها در این علم نمی شدند، هیچ وقت لاوازیه نمی توانست قدمی به جلو بگذارد. »

لازم به ذکر است که کتاب جابر به نام التکمیل به زبان لاتین ترجمه و مورد استفاده بوده است.

6. جغرافیا: تسلط دانشمندان مسلمان بر علم هیئت و کشور گشایی هایی که داشتند، پیشرفت آنان را در علم جغرافیا تسهیل نمود. مسلمانان اگرچه نظیر سایر علوم، ابتدا شاگردی مکتب دانشمندان یونان همچون بطلمیوس را نمودند، اما به زودی به مرحله نوآوری رسیدند، به گونه ای که جهان گردانی همچون سلیمان در سفرنامه خود، مسعودی در مروج الذهب، ابن حوقل، بیرونی و به ویژه ابن بطوطه به چنان پایه ای از اهمیت در علم جغرافیا رسیدند که برخی از کتاب های آنان همچون کتاب نضر و کتاب عرب ادریسی به لاتین ترجمه و از منابع درسی اروپا گردید. «کتاب جغرافیای ابن ادریسی متجاوز از سیصد سال جزو کتب درسی اروپا بود. » او در نقشه هایش درباره منابع رود نیل به همان نتایجی می رسد که اروپایی ها قرن ها بعد آن را کشف نمودند.

7. فلسفه: بیش ترین افتخار اروپا به آثار بر جای مانده از تمدن یونان، به ویژه آثار ارسطو و افلاطون است. اگر جانب انصاف را رعایت کنیم، تردید نخواهیم کرد که کتاب های ارسطو و افلاطون توسط مسلمانان محفوظ ماند و توسط دانشمندان اسلامی به اروپا و غرب معرفی گردید. دانشمندان و فیلسوفان مسلمان با ترجمه آثار فلسفی یونان و محفوظ نگه داشتن آن ها از حوادث ایام و سپس با شرح و تفسیر آن ها و اضافه نمودن نظریات جدید فلسفی، فکر غربی را عمیقا تحت تاثیر قرار دادند.

اروپاییان در عصرنوزایی، زمانی که توانستند آثار فلسفی یونان قدیم را به زبان اصلی اش بخوانند، متوجه تاثیر عظیم تفکر فلسفه اسلامی بر آثار فلسفی خود گشتند. توماس اکوئینی که تنها متکلم و فیلسوف برجسته قرون وسطا (1274 م. ) است، هرچند بسیار تلاش نمود فلسفه ارسطویی را از فلسفه فیلسوفان اسلامی جدا کند و بر نظام فلسفی خود تنها آنچه را از مطالعه اندیشه های افلاطونی به دست آورده ست بیفزاید، اما او هم نتوانسته است دست کم در شیوه بحث و هم در فرضیه های خود، از تاثیر اندیشمندان اسلامی دور بماند. (60) به عنوان نمونه، «فرضیه او در باب تفاعل ایمان و عقل برگرفته از ابن رشد است و موضع او نسبت به انجیل مسیحی شبیه موضع ابن رشد نسبت به قرآن می باشد: هر دو معتقد بودند که کلام منزل الهی برترین مرجع است، ولی هر دو اعتقاد داشتند که این کلام باید موافق اصول فلسفه ارسطویی تبیین گردد. » (61)

8. ادبیات: «تاثیر اسلام به طور غیرمنتظره ای در ساخت ادبیات نیز بسیار عظیم بود. ما غالبا آماده ایم تا ادبیات رومانتیک اروپا را در اواخر قرون وسطا محصولی بومی بینگاریم، ولی هرچه بیش تر در آن تامل کنیم، نشانه های بیش تری از ریشه های شرقی در آن می یابیم. داستان های عشقی در حقیقت، اختراع شرقی است تا اروپایی، داستان های شاه آرتور ریشه شرقی دارد. رمانس فرانسوی یک قصه شرقی است. حتی نویسندگان خطیری همچون دانته تحت تاثیر مسلمانان بودند. » (62)

9. صنعت و فن آوری: جلوه های تاثیر فرهنگ و تمدن اسلامی در علوم و تحقیقات علمی خلاصه نمی گردد. مسلمانان در فن آوری (تکنولوژی) نیز تاثیرات شگرفی بر اروپاییان گذاردند.

- آسیاب آبی و آسیاب بادی که مسلمانان درست کردند برای اروپاییان فوق العاده جالب توجه بود. (63)

- در مورد کشتیرانی و دریانوردی باید گفت که اگر مسلمانان نبودند، پای کریستف کلمب با آن وسایل مقدماتی به امریکا نمی رسید. (64)

- در بافتنی ها و انواع پارچه، مسلمانان به حدی پیشرفت کردند که اروپاییان عاشق دیدن این منسوجات بودند. «صلیبیون وقتی - به اصطلاح خودشان - به کشور جهال و کفار آمدند، از این پیشرفت شوکه شدند.» (65)

- صنعت ساخت حمام را صلیبیون در جریان جنگ های صلیبی فرا گرفتند. آنان در قرون وسطا، اصلا حمام نداشتند. تابستان در گرما خودشان را با آب می شستند و در زمستان از حمام بی بهره بودند. (66)

- یکی از اکتشافات خیلی مهم مسلمانان اکتشاف باروت بود. گوستاولوبون با قاطعیت از این عقیده دفاع می کند و با قوت استدلال، اکتشافات آن را توسط مسلمانان ثابت می کند.

- صنعت کاغذسازی با بهره گیری از ریشه پنبه به جای پیله ابریشم در سمرقند ایران رواج یافت. قدیمی ترین کاغذی که اروپاییان در مراسلات خود از آن استفاده کردند کاغذی بود که در کارخانه شطیبیه ساخته شد و مسلمانان از آن برای توسعه کتاب خانه های خصوصی و عمومی خود استفاده می کردند. (67)

- کارخانه های شیشه سازی و نیزی که از طریق آن بلورسازی در غرب رواج گرفت، مستقیما از کارخانه های شرق الهام پذیرفت. بسیاری از ریشه های فلزکاری چنانچه واژه دمسن،( Damascene دمشقی) به معنای ترصیع نشان می دهد، از مشرق به اروپا آمد» (68)

ج - تعصب و لجاجت اروپاییان در کتمان حقایق

با نگاهی به تاثیرات گسترده و همه جانبه علوم اسلامی در شاخه های متعدد و متنوع علمی در اروپا، این حقیقت روشن می گردد که تعصب و لجاجت بعضی از اروپاییان در کتمان حقایق تاریخ و نادیده گرفتن تسلط و چیرگی علم و تمدن و فرهنگ اسلامی بر اروپا و تجدید حیات علمی اروپا را دنباله ای از تمدن یونان دانستن ریشه در اخلاق اروپایی دارد. ریشه یابی تمدن کنونی غرب (رنسانس) توسط بیکن، هگل، اسکاروایلد و نیچه و اخیرا ماکس وبر در تمدن یونان قدیم، انکار پایه های واقعی تاثیرات گسترده تمدن اسلام در رشد و شکوفایی علم و اندیشه غرب است. چگونه می توان حق تمدن اسلام را نادیده گرفت، در حالی که معدود کتب یونان قدیم هم با تمدن اسلام حفظ گردید و به اروپا برگردانده شد. گوستاولوبون برای حق ناشناسی و حق ناپذیری و نادیده گرفتن زحمات مسلمانان از سوی افراد مطلع اروپا، هیچ وجه قابل قبولی جز بقای بر تعصب و عناد موروثی اروپا نسبت به اسلام نمی شناسد. (69)

اعترافات برخی اروپاییان منصف حکایت از همگام بودن مباحث تجربی در کنار مباحث نظری دارد. اصل برابری و توازن نظریه و تجربه چیزی نیست که ابتدا توسط راجرز بیکن مطرح شده باشد.

پرانتل، مورخ منطق جهان در برابر این دروغ بزرگ ایستاد و اعلام کرد بنیانگذاری روش تجربه و آزمایش ابتدا نه از سوی بیکن بلکه مسلمانان آغاز گردید و تصریح نمود آنچه راجرز بیکن در زمینه علوم طبیعی به دست آورد، از عرب (اسلام) گرفته بود.

نه تنها پرانتل، بلکه دانشمندان دیگری همچون ویدان و شرام که در علوم اسلامی تخصص داشته اند، نیز می گویند: عرب ها پیش از هر کس به این مقام رسیدند، بلکه آنچه راجرز بیکن به آن رسیده کمتر از آن است که نزد دانشمندان قدیم عرب موجود بوده. اکتشافات مسلمانان در زمینه نجوم، علم شیمی، نورشناسی، مثلثات، فلسفه تاریخ و جامعه شناسی از قرن دوم تا قرن نهم هجری بر پایه نظریه و تجربه بوده است. (70)

4- تجربه و علوم تجربی در تمدن اسلامی

وقتی گفته می شود علوم در عصر تمدن اسلامی شکوفایی و رونق داشته اند، مراد فقط علوم عقلی و نظری صرف نیست، بلکه علوم تجربی را نیز شامل می شود. از بررسی تاریخ علوم اسلامی به دست می آید که مسلمانان در علوم طبیعی و تجربی پا به پای علوم نظری و عقلی ره پیموده و کاملا آگاهانه به موضوع تجربه و مشاهده واقف بوده اند. جابربن حیان، خود از کسانی است که ضمن تقسیم طب به نظری و عملی (تجربی) انتقادات فراوانی بر جالینوس و بقراط وارد می کند.

چگونه ممکن است مسلمانان در قلمرو تجربه وارد نشده باشند و حال آن که چنانچه به تفصیل بیان گردید، در تمام یا بیش تر علوم تجربی از فیزیک و شیمی و اخترشناسی، طب، جغرافیا و جامعه شناسی وارد شدند؟ !

ویل دورانت نه تنها به حقایق مورد اشاره تصریح می کند، بلکه فراتر از آن، بنیادگذاری روش تجربه را به جابر بن حیان نسبت می دهد. او می گوید: «جابر در علم شیمی، که بزرگ ترین ابزار و مایه تفاخر عقل نو به شمار است، روش علمی تجربی را نفوذ داد. راجرز بیکن، که پس از پانصد سال پس از جابر بن حیان این روش را به اروپا شناساند، آن را از مسلمین اسپانیا اقتباس کرده بود و ایشان نیز به نوبه خود، از شرق اسلامی دریافت کرده بودند» .

چگونه ممکن است مسلمانان در قلمرو تجربه وارد نشده باشند و حال آن که چنانچه به تفصیل بیان گردید، در تمام یا بیش تر علوم تجربی از فیزیک و شیمی و اخترشناسی، طب، جغرافیا و جامعه شناسی وارد شدند؟ !

ویل دورانت نه تنها به حقایق مورد اشاره تصریح می کند، بلکه فراتر از آن، بنیادگذاری روش تجربه را به جابر بن حیان نسبت می دهد. او می گوید: «جابر در علم شیمی، که بزرگ ترین ابزار و مایه تفاخر عقل نو به شمار است، روش علمی تجربی را نفوذ داد. راجرز بیکن، که پس از پانصد سال پس از جابر بن حیان این روش را به اروپا شناساند، آن را از مسلمین اسپانیا اقتباس کرده بود و ایشان نیز به نوبه خود، از شرق اسلامی دریافت کرده بودند». (71)

آیا کشف گردش خون توسط لسان الدین بن خطیب، تشخیص بسیاری از امراض به عنوان مرض های مسری و این که بیمار مبتلا به مرض مسری باید «ایزوله » گردد، تشخیص تفاوت بیماری های آبله، سرخک و مخملک و کشف «میکروب » و عامل خارجی به عنوان حامل بیماری (در حالی که پیش از آن تا زمان توماس هاروی و پاستور، افرادی مانند جالینوس آن را ناشی از به هم خوردن اختلاط امزجة و اربعة می دانستند) ، تشریح پیکر میمون و مانند آن در طب، آگاهی به شعاع های منکسر و مستقیم و تشریح چشم برای آگاهی از نحوه رؤیت اشیا در فیزیک، آزمایشگاه های فراوان در علم شیمی، رصدخانه های متعدد در رصد کردن سیارگان و ستارگان در نجوم، آثار مردم شناسانه ای همچون اثر بیرونی و مشاهده مشارکتی او در آفرینش این اثر در علوم انسانی نمونه هایی از موارد بی شمار فعالیت های تجربی مسلمانان در علوم طبیعی نیست؟ !

اکنون چند سؤال فراروی ما قرار دارد:

- چرا با وجود اصل برابری و توازن نظریه و عمل (تجربه) در تمدن، مسلمانان از این اصل به سوی علوم نقلی و عقلی صرف چرخش کردند؟

- علل گرایش دانشمندان طبیعی مسلمان، که در ضمن، فقیه و متولی دین نیز بودند، به سوی علوم نقلی محض چه بوده است؟

- چرا کشورهای اسلامی پس از قرن نهم و دهم هجری قمری، دیگر جابر، رازی، ابوریحان، ابن رشد، ابوعلی، مانند آن ها تحویل ندادند؟

- آیا گرایش مسلمانان به اصل برابری و توازن تجربه و نظریه ملاک فخر مسلمانان و حقارت اروپاییان در قرون میانه نیست؟ آیا هم اینک تجربه ملاک عقب ماندگی مسلمانان و پیشرفت اروپاییان (غرب) تلقی نمی گردد؟

پی نوشت ها:

1- محمدمعین، فرهنگ معین، ج 1، ص 1139

2 و 3- آلن لیرو، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقر ساروخانی، چاپ دوم، 1370، ص 47

4- ژولیوس گولد و ویلیام. ل. کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، ص 267

5- فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقر ساروخانی، ص 47

6- عبدالحسین نیک گهر، مبانی جامعه شناسی، ص 260

7- چنگیز پهلوان، فرهنگ شناسی، ص 29

8- سامان یافتگی و نظام مند بودن تمدن و فرهنگ شرطی است که عنوان کرده اند. سوروکین، نظریه های جامعه شناسی و فلسفه نوین تاریخ، ترجمه اسدالله نوروزی، ص 255

9- توین بی، فلسفه نوین تاریخ، ترجمه بهاءالدین پازارگاد، ص 37

10- علی اصغر حلبی، تاریخ تمدن و اسلام، ص 13 و 26

11- سوروکین، نظریه های جامعه شناسی و فلسفه های نوین تاریخ، ص 256

12- سوروکین، نظریه های جامعه شناسی و فلسفه های نوین تاریخ، ص 257

13 و 14- و. و. بار تولد، فرهنگ و تمدن اسلامی، ص 13 / ص 16

15 و 16- گوستاولوبون، تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 754 / 755

17- لویس هنری هال، تاریخ فلسفه علم، ص 138

18- محمدرضا حکیمی، دانش مسلمین، ص 5

19- فؤاد سزگین، گفتارهایی پیرامون تاریخ علوم عربی و اسلامی، ص 29

20- ویل دورانت، تاریخ تمدن - عصر ایمان، ص 302

21 و 22- بحارالانوار، ج 1، ص 172، روایت 29، باب 1

23 و 24- محمد مفتح، نقش دانشمندان اسلام در علوم، ص 10-11 / ص 12

25- محمدرضا حکیمی، دانش مسلمین، ص 5

26- ر. ک به: تاریخ تمدن اسلام و غرب، ص 754

27- مرتضی مطهری، کتابسوزی ایران و مصر، ص 41 - 42

28- و. و. بار تولد، فرهنگ و تمدن مسلمانان، ص 9

29- گفتارهایی پیرامون تاریخ علوم عربی و اسلامی، ص 139

30 و 31- تاریخ تمدن اسلام، ص 61 / ص 61

32- تاریخ تمدن اسلام، ص 68

33- گفتارهایی پیرامون تاریخ علوم عربی و اسلامی، ص 86

34- سهم اسلام در تمدن جهان، ص 47

35- تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 621

36- فرهنگ و تمدن مسلمانان، ص 28

37- گفتارهایی پیرامون تاریخ علوم عربی و اسلامی، ص 37

38- تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 357

39- تاریخ علوم عربی و اسلامی، ص 34

40- گوستاولوبون - تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 746

41- تاریخ تمدن اسلام، ص 75

42- تاریخ تمدن اسلام و غرب، ص 746

43 الی 45- او انجمن یهودیان و مسلمین دانشور را تقویت کرده و موجبات ترجمه بسیاری از آثار عربی و یونانی را فراهم ساخت.

46- تاریخ تمدن اسلام، ص 71-72

47- الی 48- علی اصغر حلبی، پیشین، ص 71-72 / ص 71- 72 / ص 33- 34

49- گفتارهایی پیرامون تاریخ علوم عربی و اسلامی، ص 84

50- ویلیام هنری هال، تاریخ فلسفه علم، ص 140

51- فؤاد سزگین، پیشین، ص 63

52- تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 316

53 و 54- همان / همان، ص 645

55- فؤاد سزگین، پیشین، ص 63

56- بارتولد، پیشین،

57- ویلیام هنری هال، تاریخ فلسفه علم، ص 140 - 141

58- ویلیام هنری هال، پیشین، ص 146

59- تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 624

60- علی اصغر حلبی، پیشین، ص 82

61 و 62- تاریخ تمدن اسلام، ص 81

63 الی 66- ناصرالدین صاحب الزمانی، سهم اسلام در تمدن جهان، ص 42-43

67- تمدن اسلام و عرب، ص 635- 637

68- تاریخ تمدن اسلام، ص 80

69- گوستاولوبون، تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 623

70- فؤاد سزگین، پیشین، ص 39

71- ویل دورانت، تاریخ تمدن اسلام، ص 319

مرحله بومی سازی فرهنگی

مسلمانان پس از دریافت علوم و به ویژه فنون تکامل نیافته غرب، آن را در باطن و ظاهر، رنگ و بوی اسلامی داده، به فراخور فرهنگ و جامعه اسلامی شکل دادند. مساجد و بناهای به جامانده از آن عصر حاکی از آن است که با فرهنگ اسلامی امتزاج کامل دارد و بعد فرهنگی آن را به هیچ وجه نمی توان از بعد فنی جدا کرد.

فرایند تکاملی این علوم و فنون مطابق با احساسات و تمایلات و علایق بود و این نشان می دهد که شرقیان از قریحه لازم برای رشد و انطباق عمل و فن آوری با فرهنگ و محیط اجتماعی - جغرافیایی خود توانایی لازم را داشته اند.

«بعضی آخرین حدود برای مرحله گسترش و ابداع در علوم را قرن ششم دانسته اند و معتقدند از آن تاریخ به بعد، دوره رکود علوم اسلامی آغاز گشته است. این نظریه قابل قبول نیست و شواهد زیادی نشان می دهد که اکتشافات علمی در قرن هفتم و هشتم به اوج رسیده است. اکتشاف گردش خون توسط ابن نفیس، عرضه شدن مساله سرایت امراض از طرف لسان الدین ابن خطیب، ایجاد علم مثلثات، تنظیم معادلات درجه 4 توسط شرف الدین طوسی و. . . بعضی از این شواهد است. » (39)

3- تاثیر تمدن اسلامی در اروپا

مسلمانان علوم و فنون را از غرب اقتباس کردند و چنان که گفته شد، بر آنچه گرفته بودند، توقف ننمودند، بلکه به گونه ای حیرت انگیز و غرورآفرین، علوم و فنون دریافتی را گسترش و تعمیق دادند و حتی در مواردی، رشته هایی تاسیس کردند. سپس جهان غیرمتمدن و قرون وسطایی فرو رفته در ظلمت را از انوار پر تلالؤ دانشمندان و فرهنگ و تمدن اسلامی خود روشن ساختند.

وضعیت فرهنگی - اجتماعی اروپا در قرون میانه

اهمیت تاثیر تمدن اسلامی وقتی بیش تر می گردد که وضعیت فرهنگی اجتماعی اروپای آن عصر را مورد مداقه قرار دهیم:

در قرن نهم و دهم میلادی، همزمان با درخشش تمدن اسلامی در اندلس، مراکز علمی اروپا به شکل قلعه هایی بود که صاحبان آن ها در حالت نیم وحشی به سر می برند و از این که دارای خط و سواد نبودند احساس غرور می کردند. عالم تر از همه آن ها راهب نادانی بوده است که با صرف تمامی اوقات خود، کتب قدیمی یونان و روم را از میان کتاب خانه های کلیسا بیرون می کشید و عبارات و کلمات آن را روی اوراق پوستی حک می کرد. (40)

اروپا در قرن نهم و دهم میلادی نه تنها خود در جهل و بربریت فرو رفته بود، بلکه از برخورد با تمدن اسلامی نیز واهمه داشت. سردمداران آن جا مردم را از قدرت سیاسی اسلام برحذر می داشتند; پژوهشگران متعددی مانند ژربرت اوریلای را که به مدارس مسلمانان در اسپانیا راه یافته بودند، متهم می کردند به این که روح خود را به شیطان فروخته اند. (41)

الف - نحوه تاثیر

انتشار علوم اسلامی در اروپا به شیوه های گوناگون انجام گرفت، از جمله:

1. گسترش حضور و نفوذ مسلمانان تا فراسوی رشته کوه های پیرنه;

2. دربار سیسیلی، امپراتور مغرب اسلامی، فردریک دوم (42) (1250 - 1194 م) ;

3. روی آوردن افراد سرشناس، شاهان و حتی پاپ ها به پزشکان مسلمان که حاذق تر از اروپایی ها بودند;

4. آشنایی اروپایی هایی که در خط تماس قرار داشتند با پرتوهایی از علوم اسلامی که در پی این علم آموزی، راهی مراکز علمی مغرب اسلامی گشتند و با ترجمه گسترده کتب علمی به لاتین، بهترین زمینه را برای جهت گیری به سوی دوره سوم تاریخ خود (رنسانس) فراهم کردند;

5. جنگ های صلیبی;

6. ترجمه کتب علمی به زبان لاتین.

هرچند جنگ های صلیبی در انتقال تمدن اسلامی به غرب بی تاثیر نبود، اما به نظر می رسد انتشار علوم اسلامی در اروپا از راه ترجمه صورت گرفت;

چنان که در سال 1130 در طلیطله، دارالترجمه ای ایجاد گردید و از این طریق، کتاب های مشهور مسلمانان به زبان لاتین برگردانده شد. فرایند ترجمه کتب به زبان لاتین تا قرن 14 ادامه یافت و از این رهگذر، اروپاییان به تدریج از بربریت و حالت نیم وحشی خارج شدند و با دنیای جدیدی روبرو گردیدند. اروپاییان نه تنها کتاب های رازی، ابن سینا و ابن رشد را به لاتین ترجمه کردند، بلکه کتاب های جالینوس، دیمقراطیس، افلاطون و بطلیموس را هم که مسلمانان به عربی ترجمه کرده بودند، به لاتین برگرداندند. (43)

از این جا معلوم می شود که اروپاییان تا چه حد باید قدردان مسلمانان باشند. اگر دانشمندان مسلمان کتب قدیمی آنان را با برگردان عربی حفظ نمی کردند ذخایر فرهنگی خودشان هم نابود شده بود; زیرا آنان از غیرطریق مسلمانان راهی برای استکشاف ذخایر فرهنگی خود نداشتند.

بنابراین، با فرض پذیرش ابتنای عصرنوزایی بر علم و فرهنگ یونان و روم قدیم (البته فرضی است غیر قابل قبول) ، بازهم نمی توان مسلمانان را در حفظ و بقای تمدن یونان و روم نادیده گرفت.

لیبری در این باره می نویسد: «اگر نام اسلام و مسلمین از تاریخ خارج شده بود، عصر تجدید حیات علمی اروپا تا چندین قرن دیگر عقب می افتاد.» (44)

چگونه می توان تاثیر تمدن اسلامی را در تجدیدحیات علمی اروپا نادیده گرفت، در حالی که دانشمندان اروپایی تا قرن پانزدهم، قولی را که از مصنفان اسلام نبود، مستند نمی شمردند. دانشمندان متعددی بودند که یا شاگرد علمای اسلام بودند و یا ناقل اقوال آن ها.

«آلبرت بزرگ هرچه داشت از ابوعلی سینا قرار گرفته بود; سن توماس تمام فلسفه اش از ابن رشد بوده است; در دانشگاه های ایتالیا به ویژه دانشگاه پادو هم نفوذ و تسلط علوم اسلامی کم تر نبوده است و مؤلفان و تصانیف مسلمین در این دانشگاه ها، همان مقام را حایز بودند که در تجدید حیات علمی اروپا کتب یونان و روم آن مقام را داشتند.» (45)

نفوذ مسلمانان - به طور عموم - و تاثیر ترجمه کتاب های دانشمندان اسلامی - به خصوص - به قدری است که هنوز واژه هایی که ریشه اسلامی و عربی دارند در زبان لاتین رایج است. از این نمونه است: ترافیک، (Trafic) ،تعرفه، (Tarrif) ،چک، (Checque) ، ریسک، (Risk) ،مگزین، (Magazin) کالیبر، (Colbr) و کابل، (Cable) این ها همه ریشه عربی دارند. (46)

در اخترشناسی نیز Beteleuse (الجوزاء) ، Algole (راس الغول) ، Famolhout (فم الحوت) ، zemite سمت الراس) ، Nadir (نظیر سمت) و Azimouth (السموت زاویه) نیز ریشه عربی اسلامی دارند.

پس از چهار قرن که از ظهور تمدن اسلامی در اندلس (طلیطله) گذشت، با پیش روی تدریجی اروپاییان در داخل تمدن اسلامی، چشم های خفته اروپاییان از خواب گران بیدار شد. «شاه آلفونسوی، که طلیطله را فتح کرده بود، چنان تحت تاثیر رعایای جدید مسلمان خود قرار گرفت که بر خلاف میل اسقف ها، خود را امپراتور دو دین خواند. ریموند طلیطلی اسقف مسیحی دیگری است که در حقیقت، نخستین مدرسه مطالعات شرقی را در اروپا در نیمه سده دوازدهم پایه گذاری کرد. او دانشمندان را از کشورهای مختلف گردهم آورد و آنان را واداشت تا زبان عربی را فرا گیرند و آثار عربی را ترجمه کنند. » (47)

ب - جلوه های تاثیر

تاثیرات ارزشمند علمی دانشمندان مسلمان بر اروپا و به خصوص بر تجدید حیات علمی آنان (رنسانس) محدود به یک یا دو رشته علمی نمی گردد، بلکه آنان در رشته های گوناگون علمی همچون ریاضیات (حساب، جبر و مثلثات) ، هیئت، فیزیک و نورشناسی، شیمی، طب، جغرافیا، فلسفه، ادبیات و فنون (تکنولوژی) توانایی های خود را بر اروپاییان عرضه کردند. توضیح مختصر هر یک از این جلوه ها، حقیقت این تاثیر را بهتر می نماید:

1. ریاضیات: لوییس هنری هال اعتراف می کند که مساعدت های مسلمانان به ذخیره علمی و معرفت ریاضی دنیا به حدی است که زمانی طولانی نیاز است تا بتوان میزان آن را ارزیابی نمود. او علم «جبر» در ریاضیات را مدیون مسلمانان می داند و تحول ریاضیات اروپایی را ناشی از اعداد - به اصطلاح - عربی می داند که از مسلمانان اقتباس کردند. (48)

هر چند اروپاییان در ابتدا از پذیرش پیشرفت های شگرف مسلمانان در زمینه ریاضیات استنکاف می ورزیدند، اما به تدریج و با آشنایی آنان با کتاب جبر و تکامله عمربن خیام و آشنایی با برجسته ترین ریاضی دان مسلمان، خوارزمی (9 م. /3 ه. ق) ، که ایتالیایی ها از راه اثار او درباره حساب و جبر با نظام عددنویسی دهگانی هندسی آشنا شدند. ناچار زبان اعتراف گشودند. (49)

یکی از راه های تماس اروپاییان با مراکز اسلامی، اسپانیا بود، در نتیجه همین تماس بود که آرلارد باشی نسخه ای از اصول اقلیدس و نسخه ای از بحسطی بطلیموس، همراه با تحشیدها و الحاقات آن را در شهر طلیطله به چنگ آورده بود، از عربی به لاتین ترجمه و لئوناردو کتاب حساب خود را، بر پایه آثار خوارزمی تالیف کرده بود، انتشار داد. واژه «الگوریسم » و Algebra صورت تحریف شده «الخوارزمی » و «الجبرا» می باشد. (50)

2. طب: اروپاییان در زمینه طب نیز از دانشمندان طبیب مسلمان بهره های فراوان بردند. این علم از اول قرن چهارم هجری از طریق بیزانس ایتالیا و سیسیل و همچنین کاوش های انسانی به جهان غرب انتقال یافت. ترجمه کتاب های طبی به زبان لاتین نقش عمده ای در انتقال علم طب به اروپا بر عهده داشته است. تنها در یک مورد، کنستانتین، تاجر عرب الجزایری، با کمک دوستان کشیش خود، قریب 70کتاب طبی را به زبان لاتین ترجمه کرد. (51)

کتاب الحاوی ابوبکر محمد رازی، که در اروپا به رازس معروف است، از جمله کتاب هایی است که با عنوان لیبر کونتینتس به لاتین ترجمه می شود. این کتاب معتبرترین کتاب طبی و مهم ترین مرجع کتاب طبی اروپا در آن زمان به شمار می رفت و یکی از 9 کتابی بود که در سال 1359 کتاب خانه دانشکده طب پاریس در اختیار داشت. «رساله رازی درباره آبله و سرخک نمونه مشاهده مستقیم و تحلیل دقیق و هم نخستین تحقیق علمی درست در زمینه امراض مسری بود. » این کتاب از سال 1498تا1896، 40باربه زبان انگلیسی چاپ شده است. » (52)

«معروف ترین اثر رازی کتاب منصوری شامل 10 جلد به لاتین ترجمه شده و جلد 9 آن تا قرن 16 در میان دانشجویان طب اروپا متداول بوده است. » (53)

کتاب های ابوعلی سینا نیز همانند کتاب های رازی به زبان لاتین ترجمه گردید و به مدت 6 قرن، اصول و مبانی طب و به عنوان کتاب درسی در دارالفنون های فرانسه و ایتالیا شناخته می شد. (54) کتاب های درالعین حسین بن اسحاق و المالیخولیا اسحاق بن عمران و الباه ابن جزار نمونه های دیگری هستند که به موازات کتاب های جالینوس در اروپا رایج بوده اند. (55)

3. هیئت: ترجمه کتاب های هیئت اندیشمندان مسلمان از قرن شانزدهم در زمان امپراتوری بیزانس از فارسی به یونانی آغاز شد. (56)

هر چند تعداد کتب هیئت مسلمانان در اندلس فراوان بوده و اندیشمندانی همچون ابن اماجور، فرزندان موسی ابن شاکر، ابوالوفاء و ابوریحان در این راه موفقیت هایی داشته اند، اما حوادث تلخ تاریخ جز ترجمه لاتینی ناقص به نام علم النجوم از جابرتیانی باقی نگذاشته است. بیضوی بودن مدار سیارات و حرکت زمین به دور آفتاب از جمله مسائلی است که قبل از کپلر و کوپر نیک، علمای اسلام آن را کشف کرده بودند.

تاثیر تحقیقات اخترشناسی مسلمانان در کتاب بیان منظومه جهان نوشته لاپلاس اخترشناس فرانسوی و اصطلاحات اخترشناسی که در زبان لاتین وارد شده - و پیش از این مواردی از آن ذکر شد - به خوبی نمایانگر این موضوع است. (57)

4. فیزیک و نورشناسی: اگرچه بیش تر کتاب های مسلمانان در زمینه فیزیک و نورشناسی، همچون کتب اخترشناسی، نابود شده، با این وجود، کتاب هایی همچون کتاب ابن هیثم و مناظر الحسن که از آن دوران به یادگار مانده است به خوبی نشان می دهد که مسلمانان در این علم نیز همچون سایر علوم پیشرفت شایانی داشته اند. ابن میثم که در سال های 1000 میلادی (4 تا 5 ه. ق) می زیسته است، در کتاب خود، از شعاع های منکسر و مستقیم در نورشناسی هم از دیدگاه فیزیکی و هم از دیدگاه، تن - کارشناسی به پژوهش می پردازد. او در زمان خود، بر نظریه اقلیدس خط بطلان کشید و اثبات کرد که دیدن اشیا ناشی از این است که پرتو نور از منشا خارجی خود به چشمان ما می رسد و از بازتاب آن در پیرامون ما، اشیا دیده می شوند.

علاوه بر این، ابن هثیم در موضوعات شکست نور و نسبیت زاویه های تابش و شکست، اشتباهات بطلیموسی را نشان داد. (58)

کتاب مناظر الحسن هم به زبان لاتین و ایتالیایی ترجمه شد. این کتاب به قدری با اهمیت است که کپلر در کتاب مناظر خود، از آن بهره های فراوان برده است و شاسل، که خود یک فیزیکدان محسوب می گردد. اعتراف می کند که علم فیزیک اروپا از مناظر الحسن سرچشمه می گیرد. (59)

5. شیمی: در مورد علم شیمی و پایه گذاری آن، بحث دامنه داری وجود دارد. در این که شخصی به نام گبر (معادل؟ ) بزرگ ترین شخصیت در تاریخ شیمی به حساب می آید شکی نیست. اما با توجه به این که کتاب های برجامانده از وی به خط لاتین است، اختلاف عظیمی در این موضوع وجود دارد که آیا گبر همان جابر است که در قرن دوم میلادی می زیسته یا او شخصیت دیگری است که متعلق به قرن دوازدهم می باشد.

هر کدام از طرف داران این دو نظریه برای خود دلایلی اقامه می کنند. فؤاد سزگین نویسنده کتاب تاریخ التراث العربی به سختی از این عقیده دفاع می کند که گبر نام تحریف شده همان جابر است. بر فرض که گبر همان جابربن حیان باشد که از علوم اهل بیت علیهم السلام استفاده می کرده است، بی تردید، او پایه گذار علم شیمی می باشد و حق عظیمی در پایه گذاری علم شیمی بر مغرب زمین دارد.

گوستاولوبون در این مورد سخن لطیفی دارد: «چنانچه لابراتوارهای هزار سال پیش مسلمین و اکتشافات مهمه آن ها در این علم نمی شدند، هیچ وقت لاوازیه نمی توانست قدمی به جلو بگذارد. »

لازم به ذکر است که کتاب جابر به نام التکمیل به زبان لاتین ترجمه و مورد استفاده بوده است.

6. جغرافیا: تسلط دانشمندان مسلمان بر علم هیئت و کشور گشایی هایی که داشتند، پیشرفت آنان را در علم جغرافیا تسهیل نمود. مسلمانان اگرچه نظیر سایر علوم، ابتدا شاگردی مکتب دانشمندان یونان همچون بطلمیوس را نمودند، اما به زودی به مرحله نوآوری رسیدند، به گونه ای که جهان گردانی همچون سلیمان در سفرنامه خود، مسعودی در مروج الذهب، ابن حوقل، بیرونی و به ویژه ابن بطوطه به چنان پایه ای از اهمیت در علم جغرافیا رسیدند که برخی از کتاب های آنان همچون کتاب نضر و کتاب عرب ادریسی به لاتین ترجمه و از منابع درسی اروپا گردید. «کتاب جغرافیای ابن ادریسی متجاوز از سیصد سال جزو کتب درسی اروپا بود. » او در نقشه هایش درباره منابع رود نیل به همان نتایجی می رسد که اروپایی ها قرن ها بعد آن را کشف نمودند.

7. فلسفه: بیش ترین افتخار اروپا به آثار بر جای مانده از تمدن یونان، به ویژه آثار ارسطو و افلاطون است. اگر جانب انصاف را رعایت کنیم، تردید نخواهیم کرد که کتاب های ارسطو و افلاطون توسط مسلمانان محفوظ ماند و توسط دانشمندان اسلامی به اروپا و غرب معرفی گردید. دانشمندان و فیلسوفان مسلمان با ترجمه آثار فلسفی یونان و محفوظ نگه داشتن آن ها از حوادث ایام و سپس با شرح و تفسیر آن ها و اضافه نمودن نظریات جدید فلسفی، فکر غربی را عمیقا تحت تاثیر قرار دادند.

اروپاییان در عصرنوزایی، زمانی که توانستند آثار فلسفی یونان قدیم را به زبان اصلی اش بخوانند، متوجه تاثیر عظیم تفکر فلسفه اسلامی بر آثار فلسفی خود گشتند. توماس اکوئینی که تنها متکلم و فیلسوف برجسته قرون وسطا (1274 م. ) است، هرچند بسیار تلاش نمود فلسفه ارسطویی را از فلسفه فیلسوفان اسلامی جدا کند و بر نظام فلسفی خود تنها آنچه را از مطالعه اندیشه های افلاطونی به دست آورده ست بیفزاید، اما او هم نتوانسته است دست کم در شیوه بحث و هم در فرضیه های خود، از تاثیر اندیشمندان اسلامی دور بماند. (60) به عنوان نمونه، «فرضیه او در باب تفاعل ایمان و عقل برگرفته از ابن رشد است و موضع او نسبت به انجیل مسیحی شبیه موضع ابن رشد نسبت به قرآن می باشد: هر دو معتقد بودند که کلام منزل الهی برترین مرجع است، ولی هر دو اعتقاد داشتند که این کلام باید موافق اصول فلسفه ارسطویی تبیین گردد. » (61)

8. ادبیات: «تاثیر اسلام به طور غیرمنتظره ای در ساخت ادبیات نیز بسیار عظیم بود. ما غالبا آماده ایم تا ادبیات رومانتیک اروپا را در اواخر قرون وسطا محصولی بومی بینگاریم، ولی هرچه بیش تر در آن تامل کنیم، نشانه های بیش تری از ریشه های شرقی در آن می یابیم. داستان های عشقی در حقیقت، اختراع شرقی است تا اروپایی، داستان های شاه آرتور ریشه شرقی دارد. رمانس فرانسوی یک قصه شرقی است. حتی نویسندگان خطیری همچون دانته تحت تاثیر مسلمانان بودند. » (62)

9. صنعت و فن آوری: جلوه های تاثیر فرهنگ و تمدن اسلامی در علوم و تحقیقات علمی خلاصه نمی گردد. مسلمانان در فن آوری (تکنولوژی) نیز تاثیرات شگرفی بر اروپاییان گذاردند.

- آسیاب آبی و آسیاب بادی که مسلمانان درست کردند برای اروپاییان فوق العاده جالب توجه بود. (63)

- در مورد کشتیرانی و دریانوردی باید گفت که اگر مسلمانان نبودند، پای کریستف کلمب با آن وسایل مقدماتی به امریکا نمی رسید. (64)

- در بافتنی ها و انواع پارچه، مسلمانان به حدی پیشرفت کردند که اروپاییان عاشق دیدن این منسوجات بودند. «صلیبیون وقتی - به اصطلاح خودشان - به کشور جهال و کفار آمدند، از این پیشرفت شوکه شدند.» (65)

- صنعت ساخت حمام را صلیبیون در جریان جنگ های صلیبی فرا گرفتند. آنان در قرون وسطا، اصلا حمام نداشتند. تابستان در گرما خودشان را با آب می شستند و در زمستان از حمام بی بهره بودند. (66)

- یکی از اکتشافات خیلی مهم مسلمانان اکتشاف باروت بود. گوستاولوبون با قاطعیت از این عقیده دفاع می کند و با قوت استدلال، اکتشافات آن را توسط مسلمانان ثابت می کند.

- صنعت کاغذسازی با بهره گیری از ریشه پنبه به جای پیله ابریشم در سمرقند ایران رواج یافت. قدیمی ترین کاغذی که اروپاییان در مراسلات خود از آن استفاده کردند کاغذی بود که در کارخانه شطیبیه ساخته شد و مسلمانان از آن برای توسعه کتاب خانه های خصوصی و عمومی خود استفاده می کردند. (67)

- کارخانه های شیشه سازی و نیزی که از طریق آن بلورسازی در غرب رواج گرفت، مستقیما از کارخانه های شرق الهام پذیرفت. بسیاری از ریشه های فلزکاری چنانچه واژه دمسن،( Damascene دمشقی) به معنای ترصیع نشان می دهد، از مشرق به اروپا آمد» (68)

ج - تعصب و لجاجت اروپاییان در کتمان حقایق

با نگاهی به تاثیرات گسترده و همه جانبه علوم اسلامی در شاخه های متعدد و متنوع علمی در اروپا، این حقیقت روشن می گردد که تعصب و لجاجت بعضی از اروپاییان در کتمان حقایق تاریخ و نادیده گرفتن تسلط و چیرگی علم و تمدن و فرهنگ اسلامی بر اروپا و تجدید حیات علمی اروپا را دنباله ای از تمدن یونان دانستن ریشه در اخلاق اروپایی دارد. ریشه یابی تمدن کنونی غرب (رنسانس) توسط بیکن، هگل، اسکاروایلد و نیچه و اخیرا ماکس وبر در تمدن یونان قدیم، انکار پایه های واقعی تاثیرات گسترده تمدن اسلام در رشد و شکوفایی علم و اندیشه غرب است. چگونه می توان حق تمدن اسلام را نادیده گرفت، در حالی که معدود کتب یونان قدیم هم با تمدن اسلام حفظ گردید و به اروپا برگردانده شد. گوستاولوبون برای حق ناشناسی و حق ناپذیری و نادیده گرفتن زحمات مسلمانان از سوی افراد مطلع اروپا، هیچ وجه قابل قبولی جز بقای بر تعصب و عناد موروثی اروپا نسبت به اسلام نمی شناسد. (69)

اعترافات برخی اروپاییان منصف حکایت از همگام بودن مباحث تجربی در کنار مباحث نظری دارد. اصل برابری و توازن نظریه و تجربه چیزی نیست که ابتدا توسط راجرز بیکن مطرح شده باشد.

پرانتل، مورخ منطق جهان در برابر این دروغ بزرگ ایستاد و اعلام کرد بنیانگذاری روش تجربه و آزمایش ابتدا نه از سوی بیکن بلکه مسلمانان آغاز گردید و تصریح نمود آنچه راجرز بیکن در زمینه علوم طبیعی به دست آورد، از عرب (اسلام) گرفته بود.

نه تنها پرانتل، بلکه دانشمندان دیگری همچون ویدان و شرام که در علوم اسلامی تخصص داشته اند، نیز می گویند: عرب ها پیش از هر کس به این مقام رسیدند، بلکه آنچه راجرز بیکن به آن رسیده کمتر از آن است که نزد دانشمندان قدیم عرب موجود بوده. اکتشافات مسلمانان در زمینه نجوم، علم شیمی، نورشناسی، مثلثات، فلسفه تاریخ و جامعه شناسی از قرن دوم تا قرن نهم هجری بر پایه نظریه و تجربه بوده است. (70)

4- تجربه و علوم تجربی در تمدن اسلامی

وقتی گفته می شود علوم در عصر تمدن اسلامی شکوفایی و رونق داشته اند، مراد فقط علوم عقلی و نظری صرف نیست، بلکه علوم تجربی را نیز شامل می شود. از بررسی تاریخ علوم اسلامی به دست می آید که مسلمانان در علوم طبیعی و تجربی پا به پای علوم نظری و عقلی ره پیموده و کاملا آگاهانه به موضوع تجربه و مشاهده واقف بوده اند. جابربن حیان، خود از کسانی است که ضمن تقسیم طب به نظری و عملی (تجربی) انتقادات فراوانی بر جالینوس و بقراط وارد می کند.

چگونه ممکن است مسلمانان در قلمرو تجربه وارد نشده باشند و حال آن که چنانچه به تفصیل بیان گردید، در تمام یا بیش تر علوم تجربی از فیزیک و شیمی و اخترشناسی، طب، جغرافیا و جامعه شناسی وارد شدند؟ !

ویل دورانت نه تنها به حقایق مورد اشاره تصریح می کند، بلکه فراتر از آن، بنیادگذاری روش تجربه را به جابر بن حیان نسبت می دهد. او می گوید: «جابر در علم شیمی، که بزرگ ترین ابزار و مایه تفاخر عقل نو به شمار است، روش علمی تجربی را نفوذ داد. راجرز بیکن، که پس از پانصد سال پس از جابر بن حیان این روش را به اروپا شناساند، آن را از مسلمین اسپانیا اقتباس کرده بود و ایشان نیز به نوبه خود، از شرق اسلامی دریافت کرده بودند» .

چگونه ممکن است مسلمانان در قلمرو تجربه وارد نشده باشند و حال آن که چنانچه به تفصیل بیان گردید، در تمام یا بیش تر علوم تجربی از فیزیک و شیمی و اخترشناسی، طب، جغرافیا و جامعه شناسی وارد شدند؟ !

ویل دورانت نه تنها به حقایق مورد اشاره تصریح می کند، بلکه فراتر از آن، بنیادگذاری روش تجربه را به جابر بن حیان نسبت می دهد. او می گوید: «جابر در علم شیمی، که بزرگ ترین ابزار و مایه تفاخر عقل نو به شمار است، روش علمی تجربی را نفوذ داد. راجرز بیکن، که پس از پانصد سال پس از جابر بن حیان این روش را به اروپا شناساند، آن را از مسلمین اسپانیا اقتباس کرده بود و ایشان نیز به نوبه خود، از شرق اسلامی دریافت کرده بودند». (71)

آیا کشف گردش خون توسط لسان الدین بن خطیب، تشخیص بسیاری از امراض به عنوان مرض های مسری و این که بیمار مبتلا به مرض مسری باید «ایزوله » گردد، تشخیص تفاوت بیماری های آبله، سرخک و مخملک و کشف «میکروب » و عامل خارجی به عنوان حامل بیماری (در حالی که پیش از آن تا زمان توماس هاروی و پاستور، افرادی مانند جالینوس آن را ناشی از به هم خوردن اختلاط امزجة و اربعة می دانستند) ، تشریح پیکر میمون و مانند آن در طب، آگاهی به شعاع های منکسر و مستقیم و تشریح چشم برای آگاهی از نحوه رؤیت اشیا در فیزیک، آزمایشگاه های فراوان در علم شیمی، رصدخانه های متعدد در رصد کردن سیارگان و ستارگان در نجوم، آثار مردم شناسانه ای همچون اثر بیرونی و مشاهده مشارکتی او در آفرینش این اثر در علوم انسانی نمونه هایی از موارد بی شمار فعالیت های تجربی مسلمانان در علوم طبیعی نیست؟ !

اکنون چند سؤال فراروی ما قرار دارد:

- چرا با وجود اصل برابری و توازن نظریه و عمل (تجربه) در تمدن، مسلمانان از این اصل به سوی علوم نقلی و عقلی صرف چرخش کردند؟

- علل گرایش دانشمندان طبیعی مسلمان، که در ضمن، فقیه و متولی دین نیز بودند، به سوی علوم نقلی محض چه بوده است؟

- چرا کشورهای اسلامی پس از قرن نهم و دهم هجری قمری، دیگر جابر، رازی، ابوریحان، ابن رشد، ابوعلی، مانند آن ها تحویل ندادند؟

- آیا گرایش مسلمانان به اصل برابری و توازن تجربه و نظریه ملاک فخر مسلمانان و حقارت اروپاییان در قرون میانه نیست؟ آیا هم اینک تجربه ملاک عقب ماندگی مسلمانان و پیشرفت اروپاییان (غرب) تلقی نمی گردد؟

پی نوشت ها:

1- محمدمعین، فرهنگ معین، ج 1، ص 1139

2 و 3- آلن لیرو، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقر ساروخانی، چاپ دوم، 1370، ص 47

4- ژولیوس گولد و ویلیام. ل. کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، ص 267

5- فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقر ساروخانی، ص 47

6- عبدالحسین نیک گهر، مبانی جامعه شناسی، ص 260

7- چنگیز پهلوان، فرهنگ شناسی، ص 29

8- سامان یافتگی و نظام مند بودن تمدن و فرهنگ شرطی است که عنوان کرده اند. سوروکین، نظریه های جامعه شناسی و فلسفه نوین تاریخ، ترجمه اسدالله نوروزی، ص 255

9- توین بی، فلسفه نوین تاریخ، ترجمه بهاءالدین پازارگاد، ص 37

10- علی اصغر حلبی، تاریخ تمدن و اسلام، ص 13 و 26

11- سوروکین، نظریه های جامعه شناسی و فلسفه های نوین تاریخ، ص 256

12- سوروکین، نظریه های جامعه شناسی و فلسفه های نوین تاریخ، ص 257

13 و 14- و. و. بار تولد، فرهنگ و تمدن اسلامی، ص 13 / ص 16

15 و 16- گوستاولوبون، تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 754 / 755

17- لویس هنری هال، تاریخ فلسفه علم، ص 138

18- محمدرضا حکیمی، دانش مسلمین، ص 5

19- فؤاد سزگین، گفتارهایی پیرامون تاریخ علوم عربی و اسلامی، ص 29

20- ویل دورانت، تاریخ تمدن - عصر ایمان، ص 302

21 و 22- بحارالانوار، ج 1، ص 172، روایت 29، باب 1

23 و 24- محمد مفتح، نقش دانشمندان اسلام در علوم، ص 10-11 / ص 12

25- محمدرضا حکیمی، دانش مسلمین، ص 5

26- ر. ک به: تاریخ تمدن اسلام و غرب، ص 754

27- مرتضی مطهری، کتابسوزی ایران و مصر، ص 41 - 42

28- و. و. بار تولد، فرهنگ و تمدن مسلمانان، ص 9

29- گفتارهایی پیرامون تاریخ علوم عربی و اسلامی، ص 139

30 و 31- تاریخ تمدن اسلام، ص 61 / ص 61

32- تاریخ تمدن اسلام، ص 68

33- گفتارهایی پیرامون تاریخ علوم عربی و اسلامی، ص 86

34- سهم اسلام در تمدن جهان، ص 47

35- تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 621

36- فرهنگ و تمدن مسلمانان، ص 28

37- گفتارهایی پیرامون تاریخ علوم عربی و اسلامی، ص 37

38- تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 357

39- تاریخ علوم عربی و اسلامی، ص 34

40- گوستاولوبون - تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 746

41- تاریخ تمدن اسلام، ص 75

42- تاریخ تمدن اسلام و غرب، ص 746

43 الی 45- او انجمن یهودیان و مسلمین دانشور را تقویت کرده و موجبات ترجمه بسیاری از آثار عربی و یونانی را فراهم ساخت.

46- تاریخ تمدن اسلام، ص 71-72

47- الی 48- علی اصغر حلبی، پیشین، ص 71-72 / ص 71- 72 / ص 33- 34

49- گفتارهایی پیرامون تاریخ علوم عربی و اسلامی، ص 84

50- ویلیام هنری هال، تاریخ فلسفه علم، ص 140

51- فؤاد سزگین، پیشین، ص 63

52- تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 316

53 و 54- همان / همان، ص 645

55- فؤاد سزگین، پیشین، ص 63

56- بارتولد، پیشین،

57- ویلیام هنری هال، تاریخ فلسفه علم، ص 140 - 141

58- ویلیام هنری هال، پیشین، ص 146

59- تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 624

60- علی اصغر حلبی، پیشین، ص 82

61 و 62- تاریخ تمدن اسلام، ص 81

63 الی 66- ناصرالدین صاحب الزمانی، سهم اسلام در تمدن جهان، ص 42-43

67- تمدن اسلام و عرب، ص 635- 637

68- تاریخ تمدن اسلام، ص 80

69- گوستاولوبون، تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 623

70- فؤاد سزگین، پیشین، ص 39

71- ویل دورانت، تاریخ تمدن اسلام، ص 319

 








 
 
 
<!-- Inject Script Filtered -->
متکي در جمع دانشجويان:
ايران سياست هاي انگليس را بر نمي تابد/شهرام اميري در آمريکا است
تهران - وزير امور خارجه با اشاره به اينکه بايد با فتنه‌گري و سياست‌هاي نادرست ، غيرانساني و ناعادلانه مقابله کرد، گفت: انگليس بايد بداند که ايران اسلامي سياست‌هايش را برنمي‌تابد.
به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا، منوچهر متکي که بعدازظهر روز يکشنبه در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف سخن مي‌گفت اين مطلب را در پاسخ به سوال يکي از دانشجويان مطرح کرد مبني بر اينکه "دستگاه سياست خارجي کشورمان در قبال فتنه‌هاي انگليس در وقايع پس از انتخابات چه اقداماتي انجام خواهد داد؟".
وزير امور خارجه تاکيد کرد: انگليس در بسياري از موضوعات و مسايل همواره رويه دخالت‌جويانه عليه مردم و انقلاب ايران داشته است.
وي ادامه داد: در موضوع هسته‌اي کشورمان انگليس بدترين مواضع را داشته و در طول کمتر از يک دهه گذشته در ترغيب ديگران عليه ايران تلاش بسياري کرده است.
متکي با اشاره به تاريخ پرفراز و نشيب رابطه انگليس و ايران گفت: در اين رابطه با نيت و عملکرد بد سلطه‌جويانه و مزورانه انگليس مواجه بوديم.
به گفته وي انگليس نه تنها در ارتباط با ايران بلکه با کشورهاي ديگر نقاط جهان نيز کارنامه مشابهي دارد. اين کشور تصور مي‌کرد تا غرب جهان در حوزه سيطره‌اش است.

** رابطه با آمريکا در دستور کار نيست

وزير امور خارجه کشورمان با اشاره به مواضع سياست خارجي آمريکا و رهنمودهاي مقام معظم رهبري گفت: به هيچ عنوان روابط ميان جمهوري اسلامي ايران و آمريکا را در دستور کار خود نداريم.
متکي گفت: بنده به عنوان فردي که در جريان تصميم‌سازي‌هاي کشور و مجري دستگاه ديپلماسي هستم، تاکيد مي‌کنم که جمهوري اسلامي ايران براساس رهنمودهاي مقام معظم رهبري و سياست کاري رييس‌جمهوري به هيچ عنوان برنامه روابط ايران و آمريکا را در دستور کار خود ندارد.
وي ادامه داد: روابط ميان ايران و آمريکا متاثر از مسائل بين‌المللي و منطقه‌اي است، در هفته گذشته صحبت‌هاي اوباما و مسوولين جمهوري اسلامي را در خصوص خلع سلاح شنيده‌ايد. در گذشته نيز ايران پيرامون افغانستان، عراق و لبنان مواضع شفاف خود را اعلام کرده است.
متکي در ادامه افزود: احمدي‌نژاد نيز در سفر خود به نيويورک با بسياري از صاحبنظران اروپايي و آمريکايي به گفت‌وگو نشسته، ولي با تمامي اين توصيفات با توجه به مواضع سياست خارجي آمريکا و رهنمودهاي مقام معظم رهبري، به هيچ عنوان روابط ميان جمهوري اسلامي ايران و آمريکا را در دستور کار خود نداريم.

متکي در پاسخ به سوالي در خصوص افراد دستگير شده پس از انتخابات نيز گفت: بنده در حوزه فعاليت قوه قضاييه دخالتي نمي‌کنم، پاسخ‌هاي وزارت امور خارجه کلي است ولي بايد توجه شود که نقض مقررات و قوانين در هيچ کشوري قابل توجيه نيست؛ انتخابات نيز هميشه يک طرف برنده و يک طرف بازنده دارد که در پي آن مسائلي را به‌وجود مي‌آورد.
وزير خارجه با بيان اينکه اظهارنظر و اعتراض قانوني، صحيح و نقض مقررات و ايجاد خشونت در هر کشور غيرقانوني است، خاطرنشان کرد: اگر مسوولي در هر زمان خطايي مرتکب شد، بايد در چارچوب قوانين مورد بررسي و پيگيري قرار گيرد و اين مساله بيش از هر فردي مورد حساسيت مقام معظم رهبري است.
وزير امور خارجه در پاسخ به سوالي در خصوص دستگيري سه کوهنورد آمريکايي تصريح کرد: اين افراد در ابتدا کمترين جرمشان ورود غيرقانوني بود ولي در بررسي پرونده‌ها مطالب ديگري نيز به دست آمد که براين اساس سيستم قضايي بايد نسبت به آنها تصميم‌گيري کند.
متکي در پاسخ به سوالي درخصوص مباني ديپلماسي ايران گفت: نظام جمهوري اسلامي ارزشي است و در قانون اساسي روح انقلاب و اسلام به عنوان مباني محتوايي نظام مورد احترام قرار گرفته است.
وي با بيان اينکه در زمان حاضر ديپلماسي در معرض دو آفت قرار دارد، خاطرنشان کرد: اولين آفت اين است که تصور کنيم ديپلماسي فعاليتي بسيار ساده است و بر اين اساس هرکسي بدون هيچ‌گونه اطلاعاتي مي‌تواند کار ديپلماسي را پيگيري کند و يا مي‌توان به راحتي ديپلمات‌ها را از ميان افرادي که پيراهنشان يقه ندارد و هميشه مي‌خندند، تشخيص داد و اين مساله بسيار ساده‌انگاري است.
متکي افزود: درخصوص فعاليت ديپلماسي در عرصه کشور بايد تفکر عميقي صورت گيرد زيرا اين فن عبور مواضع برحق در ميانه واقعيت‌هاي باطل است و شما در عين حال از رويکرد طرف مقابل مغلوب نشده و استدلالتان را با آرامش بيان کرده و به کرسي مي‌نشانيد.
وزير امور خارجه با اشاره به تعريف مقام معظم رهبري از ديپلماسي خاطرنشان کرد: ديپلماسي از منظر مقام معظم رهبري به معني جا انداختن حرف حق در ميان افرادي است که در برابر پذيرش حرف حق مقاومت مي‌کنند که اين مساله چالش ايجاد مي‌کند و اين حيطه فرصت مناسبي را براي جمهوري اسلامي فراهم مي‌آورد.
رييس دستگاه ديپلماسي کشور آفت دوم و تفکر غلط در خصوص فعاليت ديپلماسي را تطبيق دادن با تمام وقايع روز دانست و تصريح کرد: اين مساله به معناي آن نيست که با همه مسائل روز مخالفت کنيم بلکه زماني که مواضع ما با تصميم‌سازي‌هاي سياست خارجي کشور تطبيق ندارد، بايد قطعا مخالفت کنيم.

**شهرام اميري در آمريکا است
متکي در پاسخ به سوال يکي از دانشجويان در مورد اين که چه کاري براي دفاع از حقوق نخبگان از جمله شهرام اميري تبعه ايراني که در عربستان ربوده شده است، انجام داده ايد؟ اظهار داشت: يکي از طراحي‌هاي سرويس‌هاي امنيتي آمريکا تله‌گذاري براي اتباع ايراني به اشکال مختلف است؛ حتي ايرانيان مقيم خارج از کشور نيز با اين مساله مواجهند.
وي اينگونه اقدامات آمريکا را حاکي از اين دانست که دست آنان در بخش هاي جاسوسي، اطلاعاتي و اقداماتي که در ايران انجام مي دادند تا حد زيادي قطع شده است.
به گفته متکي، ما در چين، تايلند، لهستان، گرجستان، انگليس و فرانسه با چنين مواردي در خصوص اتباع ايراني مواجه هستيم که آمريکايي‌ها آن کشورها را تحت فشار قرار مي دهند تا اتباع ايراني را از آنها تحويل بگيرند. اين يک بازي است که به طور گسترده‌ از دوره بوش آغاز شده و در دوره اوباما نيز ادامه دارد.
متکي تصريح کرد: آخرين اظهارات مطرح شده حاکي از اين است که آمريکايي‌ها از محل شهرام اميري مطلع هستند و حتي شواهدي موجود است که مي‌گويد او در آمريکا است.
وي خاطرنشان کرد: وزارت امور خارجه متعهد است که چنين مسايلي را در دستور کار خود قرار دهد.

**عربستان مسوول ربايش شهرام اميري است
متکي تصريح کرد: ما در اين رابطه دولت عربستان را مسوول مي دانيم چرا که در فرودگاه جده ورود شهرام اميري ثبت شده است و پيگير اين مساله هستيم.
وي ادامه داد: ما به آمريکايي‌ها نيز اعلام کرديم که بر اساس شواهدي آنها را در اين مساله دخيل مي دانيم.
وزير خارجه در پاسخ به سوال دانشجوي ديگري در خصوص بازداشت شدن فيلم ساز ايراني در عراق گفت: فيلم‌سازي که در عراق بازداشت شده بود با پيگيري‌هاي بسيار آزاد شد و در دوره هفتم نيز نماينده مجلس بود. آقاي قاسمي در تايلند نيز بازداشت شده بود و پس از چند سال با تلاش‌هايي به آغوش خانواده‌اش بازگشت.
وزير امور خارجه با اشاره به ربوده شدن ديپلمات ايراني در پاکستان تصريح کرد: راننده اين ديپلمات در حين حادثه ربايش کشته شد، آقاي عطار زاده 17 ماه در زندان بود، در زنداني که نمي‌دانستيم کجاست اما پيگير بوديم تا او را از زندان آزاد کنيم.
وي با اشاره به موارد ديگر در برخي کشورها در مورد وضعيت معصومي‌نژاد و دميرچيلو نيز گفت: پيگير وضعيت اين دو ايراني نيز هستيم.
متکي گفت: تلاش وزارت خارجه براي پيگيري وضعيت کساني که دچار مشکل شده اند تا آزاد کردن آنها ادامه دارد.

** رابطه مبتني بر احترام با عربستان در دستور کار است
متکي در پاسخ به سوال ديگري در خصوص عربستان گفت: ايران با عربستان به عنوان کشوري مسلمان، عضو شوراي همکاري خليج فارس و حضور مشترک‌ در سازمان کنفرانس اسلامي، اوپک و ...مسايل مختلفي دارد.
وي توضيح داد: عربستان به عنوان عضوي از جهان عرب و مجموعه کشورهاي عربي ارتباطات و اتصالات خود را با جمهوري اسلامي دارد. ما در رابطه با عربستان مانند قطر، کويت، عمان در حوزه دوجانبه و منطقه اي علاقه مند به همکاري هستيم و داشتن روابط منطقي مبتني بر احترام و تلاش براي درک متقابل در دستور سياست خارجي ايران قرار دارد.
وزارت امور خارجه افزود: در رابطه با عربستان سعي مي‌کنيم منافع مشترک را حفظ و موضوعات مورد اختلاف را تبيين کنيم بدون اين که به عميق شدن برخوردهايي که ديگران بهره‌هاي خاص خود را از آن مي‌برند منجر شود.
وي با اشاره به بيانات رهبر معظم انقلاب در زمان افتتاح ناوچه جماران افزود: آن روزها وزير امور خارجه آمريکا در منطقه بود و سعي مي‌کرد مواضعي را در همراهي خود عليه ايران کسب کند. مقام معظم رهبري با هوشمندي فرمودند ما با دوستان و برادرانمان در منطقه سعي مي‌کنيم روابط خوب و سازنده‌اي داشته باشيم و به کساني که به دنبال ايجاد اختلاف در منطقه هستند چنين فرصتي نخواهيم داد. اين موضوع به طور غيرمستقيم خطاب به کشورهاي منطقه است که شما چنين فرصتي به کشورهاي ديگر ندهيد.
متکي ادامه داد: يکي از اهداف کساني که در خارج از منطقه در ساختن شوراي همکاري خليج فارس نقش داشتند مقابله با انقلاب اسلامي بود. اگر ديپلماسي بتواند کاري کند که امير قطر به تهران بيايد و بگويد مي‌خواهيم جلسه مشترک سران کشورهاي شوراي همکاري خليج فارس را برگزار کنيم بدين معناست که ما موفق بوده ايم.
وزير امور خارجه در خصوص موضع ايران در مورد جنگ لبنان، غزه و راه‌حل‌هاي برون رفت از اين دو بحران اظهار داشت: در اين بحران ها پيروزي به نام مقاومت لبنان، حماس و مقاومت فلسطين در غزه ثبت شد. دوستاني که در منطقه مواضع‌شان با واقعيت‌ها انطباق نداشت ناراحت شدند.
وي تاکيد کرد: بايد تلاش کرد تا به مردم لبنان و غزه کمک کرد، اين همان کاري است که ما به عنوان دستگاه سياست خارجي انجام مي‌دهيم؛ البته طبيعي است که در اقشار مختلف جامعه ما، گله‌مندي‌هايي نسبت به مواضع برخي کشورها وجود داشته باشد.
متکي ادامه داد: اين که گاهي برويم با سفارتخانه‌اي برخورد کنيم و خسارت‌هايي ايجاد شود بدانيد که جمهوري اسلامي بايد هزينه اين خسارت‌ها را بپردازد، همان‌طور که وقتي به سفارت ايران اگر عناصر ديگر کشورها خسارتي وارد کنند ما خسارت‌مان را دريافت مي‌کنيم؛ بنابراين اعلام موضع با اقدام عملي عليه يک مرکز خارجي متفاوت است.

**مواضع بر حق ايران را فداي خوش آمدن کسي نمي کنيم
وزير امور خارجه در ادامه نشست پرسش و پاسخ با دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف تصريح کرد: ما مواضع به حقمان را به هيچ قيمتي در هيچ مذاکره و گفت‌وگويي فداي خوش‌ آمدن کسي نمي‌کنيم.
متکي با بيان اينکه منطقي سخن گفته و مدبرانه موضع‌گيري مي کنيم، اضافه کرد: ما هوشمندانه مديريت مي‌کنيم، منافع کشورمان را در نظر داريم و بر اساس رهنمودهاي مقام معظم رهبري آن را پيگيري مي‌کنيم.

**مواضع مصر صحيح نيست
وزير امور خارجه در پاسخ به سوال يکي از دانشجويان در خصوص بحران‌آفريني‌هاي رژيم صهيونيستي در منطقه و اقدام دستگاه سياست خارجي براي کاهش آسيب‌هاي که رژيم صهيونيستي ايجاد مي‌کند، گفت: راه‌حل اساسي در خصوص فلسطين اشغالي و مساله رژيم صهيونيستي اين است که فلسطين به فلسطيني‌ها بازگردد و ساکنان اصلي اين سرزمين بتوانند آن را اداره کنند.
وزير خارجه با اشاره به نشستي که در سوريه برگزار شده بود، گفت: بايد اظهارات مقامات رژيم صهيونيستي را قبل و پس از اين سفر مقايسه کنيد. قبل از اين سفر زمزمه‌هايي را هر از چند گاهي بر زبان مي‌آوردند که امکان حمله وجود دارد و گاهي اين شاخ و شانه را براي لبنان و گاهي نيز براي سوريه مي‌کشيدند و حتي کساني مي‌نوشتند که ممکن است حمله نظامي به ايران از سوي رژيم صهيونيستي نيز انجام شود.
وي توضيح داد: پس از اين نشست گفتند چه کسي گفته است ما مي‌خواهيم به لبنان و سوريه حمله کنيم بنابراين مي توان گفت گاهي اقدام بجا در هماهنگي‌هاي منطقه اي مي‌تواند موجي توليد کند و گاهي مي‌تواند موج نادرستي را از بين ببرد.
متکي تاکيد کرد: رژيم صهيونيستي در مسير استراتژي‌ خود مي‌خواهد شکست‌ها را بپوشاند چرا که او خود را با کلاهک‌هاي هسته اي در منطقه برتر و شکست ناپذير معرفي کرده بود.
وي در ادامه در مورد مصر با بيان اين که کشور مهمي در منطقه به شمار مي رود، خاطرنشان کرد: مردم مصر به ايران علاقه مند هستند و از لحاظ تاريخي نيز قرابت و صميميت ميان دو ملت وجود دارد.
متکي با بيان اينکه برخي موضع‌گيري‌هاي مصر در صحنه بين‌المللي و غيرمتعهدها مواضعي است که ما مي‌توانيم با آن‌ها اشتراک نظر داشته باشيم، اضافه کرد: در خصوص رژيم صهيونيستي مواضع مصر، مواضع مقبول ما نيست و اين موضوع را به خود آن‌ها نيز اعلام کرده ايم.
وي تاکيد کرد: مواضع مصر، مواضع درست، منطقي و مناسب در جهت حمايت از منافع فلسطين نيز نيست.
وي با اشاره به رياست مصر بر جنبش غيرمتعهدها گفت: ما بايد براي تغيير در جنبش غيرمتعهدها به همراه کوبا به عنوان سه کشور عضو تروييکا با هم تعامل داشته باشيم.
متکي با تاکيد بر اينکه مواضع مصر را در مورد فلسطين درست نمي‌دانيم، اظهار داشت: هنگام جنگ غزه مي‌خواستيم به آن‌جا سفر کرده و امکاناتي را براي مردم مظلوم آن بفرستيم که مصر موافقت نکرد.
وي يادآور شد: يکي از موانعي که موجب شد نتوانيم اقدام سياسي، تبليغاتي و کمک‌هاي بشردوستانه مردم ايران را به غزه برسانيم مصر بود، زيرا تنها معبر ورود به غزه خاک مصر است.
خبرنگاري پرسيد آخرين وضعيت سه کوهنورد بازداشت شده آمريکايي در ايران چگونه است؟ وزير خارجه کشورمان با يادآوري اينکه نمي‌توان تاييد کرد که اين سه آمريکايي کوهنورد باشند، گفت: اين سه آمريکايي که حداقل جرم‌شان ورود غيرقانوني از مرز به کشورمان بوده است همچنين موارد ديگر در حال بررسي، مطالبي را نشان مي‌دهد که اخيرا در رسانه‌ها مطرح شد.
به گفته وي، زماني که پروسه قضايي در مورد آنان خاتمه پيدا بکند و سيستم قضايي ايران در مورد آن‌ها تصميم‌گيري کند حکم‌شان اعلام مي‌شود.
وزير امور خارجه با اشاره به عملکرد سفارتخانه‌هاي ايران در ساير کشورها گفت: در سي سال گذشته هجمه‌هاي بسياري از سوي دشمن عليه جمهوري اسلامي ايران انجام شده است و يکي از بلندگوهايي که سعي کرده صداي کشورمان را در اقصي نقاط جهان مطرح کند دستگاه ديپلماسي است.
وي ادامه داد: زماني که گزارش کارکرد وزارت خارجه را خدمت رهبر معظم انقلاب، رييس‌جمهور و مسوولان ديگر فرستادم مطلب خلاصه شده‌اي از درون هزاران صفحه بود.

**هيچ گاه وزارت خارجه تا اين حد فرصت سازي اقتصادي نکرده است
وزير امور خارجه با بيان اين که ديپلماسي را نبايد امر سهل و آساني تصور کرد خطاب به دانشجويان گفت: هيچ گاه وزارت خارجه شما تا اين حد در کار ديپلماسي فرصت سازي اقتصادي نکرده است.
وي اظهار داشت: امروز سفارتخانه هاي ما در آمريکاي لاتين، آفريقا و آسيا کاري در حوزه اقتصادي مي‌کنند که 300 درصد افزايش آماري در صادرات محصولات داريم. دولت نهم صادرات غيرنفتي را از زير هشت ميليارد دلار تحويل گرفت و امروز صادرات غيرنفتي به بالاي 22 ميليارد دلار رسيده است.
به گفته وي، زماني القا کرده بودند که ما در آفريقا صرفا هزينه مي‌کنيم در حالي که اين‌گونه نيست ما ضمن رابطه سالم با کشورها، اعتماد و منافع براي کشورمان جلب مي‌کنيم.
وي يادآور شد: در اين شرايط است که کشوري مانند بوليوي به ايران اجازه مي‌دهد در کنار معدود کشورهاي ديگر به کار بر روي معادن يک فلز نادر در دنيا بپردازد.

**اروپا دچار کوتوله‌هاي سياسي شد
وزير امور خارجه در ادامه جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف اظهار داشت: فرانسه قبل از سارکوزي مواضع اين‌گونه نداشت، متاسفانه اروپا دچار کوتوله‌هاي سياسي شده است.
متکي با تاکيد بر اينکه هيچگاه حزب حاکم در انگليس و فرانسه به ضعيفي امروز نبوده است، ادامه داد: بسياري از تحليلگران مي‌گويند رويکردهاي انگليس و فرانسه موجب شده که در انتخابات آتي شانسي نداشته باشند. در چنين وضعيتي نبايد دست دستگاه ديپلماسي را بست؛ البته اگر مجلس تصميم بگيرد، طبيعي است که دولت و وزارت خارجه از آن تبعيت مي‌کند.
وي اضافه کرد: در جلسه مشترک با اعضاي کميسيون امنيت ملي مجلس نيز صادقانه و صميمانه گفتم که دست دستگاه ديپلماسي بايد براي اعمال نظر و حضور در عرصه سياسي را بايد باز بگذارند. اين نکته‌اي است که مسوولان نظام از اين ديدگاه مطلع هستند و بنده آن را مکتوب اعلام کرده ام.

**سياست هسته اي گذشته تعطيلي و سياست کنوني تبادل است
وزير امور خارجه در پاسخ به سوال يکي از دانشجويان در خصوص مسايل هسته اي اظهار داشت: نهايت خط سياست هسته اي گذشته به کلمه "تعطيلي" رسيد و اگر امروز تلاش هاي هسته اي دولت نهم و دهم را ارزيابي کنيم کلمه اي که اين روزها بيشتر شنيده مي شود "تبادل" است.
متکي 20 فروردين را تثبيت و پذيرش حق غني سازي جمهوري اسلامي ايران توصيف و اضافه کرد: اين حق مسلم ما است و ملت ايران براي آن ايستادگي مي کند.
وي با اشاره به فرمايشات رهبر معظم انقلاب که فرمودند اين چالش را که تعارض بين حق و باطل است تهديد ارزيابي نکنيد، بلکه آن را فرصت بدانيد خطاب به دانشجويان گفت: از تک تک شما مي خواهم که به دستگاه ديپلماسي خود کمک کنيد.







دوشنبه 23 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313

پر معني ترين کلمه "ما" است
آن را بکار ببنديم

عميق ترين کلمه "عشق" است
به آن ارج بنهيم

بي رحم ترين کلمه "تنفر" است
آن را از بين ببريم

سرکش ترين کلمه "هوس" است
با آن بازي نکنيم

خود خواهانه ترين کلمه "من" است
از آن حذر کنيم

ناپايدارترين کلمه "خشم" است
آن را فرو ببريم

بازدارترين کلمه "ترس" است
با آن مقابله کنيم

با نشاط ترين کلمه "کار" است
به آن بپردازيم

پوچ ترين کلمه "طمع" است
آن را در خود بکشيم

سازنده ترين کلمه "صبر" است
براي داشتنش بايد دعا کنيم

روشن ترين کلمه "اميد" است
به آن اميدوار باشيم

ضعيف ترين کلمه "حسرت" است
توجهي به آن نداشته باشيم

تواناترين کلمه "دانش" است
آن را فراگيريم

محکم ترين کلمه "پشتکار" است
ايکاش آن را داشته باشيم

سمي ترين کلمه "غرور" است
بايد در خود بشکنيمش

سست ترين کلمه "شانس" است
به اميد آن نباشيم

شايع ترين کلمه "شهرت" است
دنباله رو آن نباشيم

لطيف ترين کلمه "لبخند" است
آن را هميشه حفظ کنيم

حسرت انگيز ترين کلمه "حسادت" است
از آن فاصله بگيريم

ضروري ترين کلمه "تفاهم" است
سعي کنيم آن را ايجاد کنم

سالم ترين کلمه "سلامتي" است
به آن اهميت بدهيم

اصلي ترين کلمه "اطمينان" است
به آن اعتماد کنيم

بي احساس ترين کلمه "بي تفاوتي" است
مراقب آن باشيم

دوستانه ترين کلمه "رفاقت" است
از آن سوء استفاده نکنيم

زيباترين کلمه "راستي" است
با آن روراست باشيم

زشت ترين کلمه "دورويي" است
يک رنگ باشيم

ويرانگرترين کلمه "تمسخر" است
دوست داري با تو چنين کنند؟

موقرترين کلمه "احترام" است
برايش ارزش قايل شويم

آرام ترين کلمه "آرامش" است
اميد داشته باشيم تا به آن برسيم

عاقلانه ترين کلمه "احتياط" است
حواسمان را جمع کنيم

دست و پاگيرترين کلمه "محدوديت" است
اجازه ندهيم مانع پيشرفتمان بشود

سخت ترين کلمه "غيرممکن" است
باور کنيم که وجود ندارد

مخرب ترين کلمه "شتابزدگي" است
مواظب پل هاي پشت سرمان باشيم

تاريک ترين کلمه "ناداني" است
آن را با نور علم روشن کنيم

کشنده ترين کلمه "اضطراب" است
آن را ناديده بگيريم

صبورترين کلمه "انتظار" است
منتظرش باشيم

بي ارزش ترين کلمه "انتقام" است
بگذاريم و بگذريم

ارزشمندترين کلمه "بخشش" است
سعي خودمان را بکنيم

قشنگ ترين کلمه "خوشروئي" است
راز زيبائي در آن نهفته است

تميزترين کلمه "پاکيزگي" است
رعايت آن اصلا سخت نيست

رساترين کلمه "وفاداري" است
چه خوب است سر عهدمان بمانيم

تنهاترين کلمه "گوشه گيري" است
بدانيم که هميشه جمع بهتر از فرد بوده

محرک ترين کلمه "هدفمندي" است
زندگي بدون هدف، واهي پيمودن است

و هــدفمنــدتـرين کلــمه "موفقيت"است
پس همه با هم پيش به سوي موفقيت









دوشنبه 23 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
کجائید ای شهیدان خدائی ... کجائید ای شهیدان خدائی 
بلاجویان دشت کربلائید ....بلاجویان دشت کربلائید
کجائید ای سبک بالان عاشق... کجائید ای سبک بالان عاشق
پرنده ترز مرغان هوائی..... پرنده ترز مرغان هوائی










( کل صفحات : 24 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >